شماره تماس پشتیبانی
02188915004

آقایان به ازدواج از چه دیدی نگاه می کنند؟

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
درباره این برنامه

در این ویدئوی آموزشی به شما به نوع نگاه آقایان به ازدواج آشنا خواهید شد.

میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/10/30 21:22  مدت زمان عضویت:208 روز
0
سلام،امیدوارم حال دلتون خوب باشه.
دختری 30 ساله دانشجوی سال چهار پزشکی عمومی هستم.قبل از پزشکی مهندسی عمران گرفتم که به واسطه اون الان شاغل مهندس ناظر ساختمانم.از دوم دبیرستان به پسر پسر عموی مادرم که پسردایی خود صداش میکنم علاقمند شدم خودم ای علاقه رامطرح کردم.پسر داییم علاقه مرا جدی نگرفت.من دبیرستان نمونه دولتی خوابگاهی در شهر مجاور بودم تنها.در اوج بلوغ و پیشرفت افت شدیدتحصیلی کردم.خوابگاه هم واسه عاشقی و تنهایی عالی بود.پسر داییم بعد سه سال زماتی که من پیش دانشگاهی تمام کردم تو سربازیش بمن علاقه پیدا کرد.ترم دوم مهندسی عمران خواستگاری رسمی اومدن که با مخالفت شدید خانواده مواجه شدیم در حد جنگ و دعوا فیزیکی و قوم قبیله ای مثلا به دلیل فقیر بودن،مدرک تحصیلی نداشتن.من و پسر داییم مجبور شدیم ارتباط رو پنهانی ادامه بدیم تا کم کاستی ها برطرف بشه و دوباره اقدام کنیم. با اینکه سال های طولانی من شهرهای دور درس میخواندم ویا تو محل کار تموم مخاطبین من مردبودن منو قبول داشت.موضوعات زیادی از نادانی و کم تجربگی پیش میآوردم که باعث کدورت چند روزه میشد ته ماجرا باقسم قران آروم میشد مثلا چندین ساعت در روز با اساتید مرد تنها تو کلاس به بحث مینشستم.هم اکنون با اینکه اختلافات بینمون مثلا تحصیلاتی رو برطرف کردیم و ایشون هم دانشجوی سال چهار طب سنتی هست طی 5ماه گذشته اتفاقاتی افتاد که ایشون پاکی و وفاداری متو قبول نداره و ایمان داره من با نامحرم هایی ارتباط نامشروع داشتم.دارم دیونه میشم بعد از 15سال وفاداری و چشم انتظاری .حتی ما پیش دکتر زنان زایمان رفتیم و سلامت پرده بکارت رو تایید کرد.چندین بار گفت نباید تنها با سوهر خواهرم تنها تو یه خوته باشم درست نیست.من میکفتم حق نداری بعد 15سال ایجور صحبت کنی.من قبول دارم بی فهمی و نادانی کردم حاهایی که درست نبود رفتم .یه سری رفت آمدها درست نبود ولی اینا چه قضاوتهای کثیفیه؟آبروی مومن از مسجد بالاتره.
فروغ
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/11/1 08:52  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست عزیز شما با کارهایی کع انجام داده اید و رفتارهای سوال برانگیز خودتان باعث شدید که او نسبت به شما بدبین شود شما خودتان خبر دارید که بدون هیچ گونه لغزشی به رابطتان وفادار بوده اید اما احساس و فکر او را نمیتوانید تغییر دهید با توجه به اینکه خانواده شما نسبت به این وصلت راضی نیستند پیشنهاد میدهم که در مورد این رابطه بیشتر فکر کنید ودنخواهید به هر روشی با او بمانید بهتر است این رابطه را ادامه ندهید اگر ازدواجی هم صورت بگیرید نگرش او نسبت به شما تغیبری نخواهد کرد و این هود باعث اختلافات زیادی در زندگی مشترکان خواهد شد .موفق باشید .
1397/8/12 20:37  مدت زمان عضویت:143 روز
0
سلام خانم نصری بزرگوار من 38 سالمه و مجردم تا الان خواستگاریهای زیادی رفتم و متاسفانه به دلایلی موفق نشدم ازدواج کنم بحث همون نفت بود قیر نبود و مثلا یا از لحاظ اعتقادی به هم نمیخوردیم و یا بیشترشون به دلم نمینشست و یا برعکس و انسانی معتقد هستم به نماز و روزه ، جدیدا یه موردی برا ازدواج پیدا شده 29 ساله که دختر خواهر عروس عمه ام میباشد اونا توی شهر دیگه اند که با هم از لحاظ مسافتی 4 ساعت اختلاف داریم اما از همشهریهای خودمون هستن اصالتا ، به خونشون رفتیم و همچنین اونا به خونمون اومدن به خاطر راه دور به صورت تلفنی با هم در تماس هستیم و زیاد صحبت کردیم و به هم علاقمند شدیم اما چند تا مشکل وجود داره اولا نماز نمیخونه دوما از لحاظ حجاب زیاد در قید نیست و براش مساله ای نداره یعنی به نوعی بد حجابه سوما زمینه اینکه گول بخوره و ساده باشد رو داره اون به خاطر علاقه شدیدی که به من پیدا کرده حاضر شده هم نماز بخونه(البته میگه میخوندم) هم اینکه حجاب چادر رو بپوشه(میگه دو ساله مانتو میپوشم) منم اجبارش نکردم گفتم خودت باید برسی نه به خاطر من نماز بخونی گفته بوده 7 سال پیش با یکی از پسرای فامیل مادرش که شماره این دختر خانم رو پیدا کرده در تماس بوده و اون پسر خواسته ازش خواستگاری کنه و به همین دلیل این قبول کرده باهاش دوست شده چون نیتش ازدواج بوده و میگه فقط تلفنی بوده و خانواده هم از جریان اونا خبر داشتن و بعدش به هم خورده و تموم شده اون پسره هم رفته ازدواج کرده من جریان رو به خانواده گفتم و بدبین شدن و موقعی که اومدن خونمون باهاش رفتم بیرون صحبت کنیم و ازش خواستم دستشو به من بده و اون هم قبول کرد دستشو داد میگم که به شدت وابسته من شده بود بدون اینکه محرم شده باشیم و تو خونه هم موقعی که رفتیم توی اتاق صحبت کنیم ازش خواستم دستمو بندازم گردنش و گفت جون نیتت مطمئنم ازدواجه قبول میکنم و همچنین بوسیدمش و اونم منو بوسید این جریانو به خانواده گفتم و اونا کلا با این ازدواج مخالفت کردن و نظرشون اینه که دختری که راحت بدون محرمیت خودشو در اختیار تو میذاره مطمئن باش که قبلا زمینه گناه رو داشته و دختر آزاد و راحتی هست با جنس مخالف و خودش هم دوست داشته این کار رو انجام بده حالا من دچار شک و ترید شدم که چکار کنم و در این رابطه با خودش زیاد صحبت کردم و میگه من چون تو رو دوست دارم و قصدمون ازدواج بوده این کار رو قبول کردم و خیلی ناراحته و دائم داره گریه میکنه و میگه همون جوری که تو بخوای میشم بشدت وابسته من شده به قول خودش من عشق اولش هستم و من آب پاکی رو ریختم روی دستش و گفتم به درد هم نمیخوریم چون بهش شک کردم اونم بدجور دست خودم نیست خودشم اینو میدونه بهش شک کردم خودم بهش گفتم و گفتم بهش که از لحاظ اعتقادی به هم نمیخوریم از طرفی هم منم مثل اون دلم باهاشه اما سر دو راهی گیر کردم عقلم میگه نه دلم میگه آره و خانواده هم مخالف حالا موندم چکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید از این بلاتکلیفی و دو راهی بیرون بیام که اگه باهاش ازدواج کنم خدای ناکرده بهم خیانت نمیکنه و دختری هست که نجابت و عفاف داشته باشه و قابل اطمینان باشه یا نه ممنونم از سایت خوبتون یا علی
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/12 21:21  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست گرامی همانطور که گفتید او از اقوام شما است و کاملا از حجاب او اطلاع داشتید اگر این موارد برای شما مهم است چرا به خواستگاری او رفتید .او به شما اعتماد کرده و در خلوتش چون شما این اطمینان را به او داده اید که دوستش دارید و کاملا خانواده در جریان هستند تا حدودی خود را در اختیار شما قرار داده است .این دلیل نمیشود که اگر دختری به این صورت اعتماد کرد برچسب خیانت به او بزنید ‌او تا حدودی میتواند تغییر کند شما باید کاملا قبل از ازدواج از هر جهت بررسی کنید اگر میتوانید او را با این شرایط بپذیرید ازدواج کنید در غیر این صورت خیر در ضمن قبل از ازدواج به یک مشاور ازدواج مراجعه کنید و با او مشورت کنید .
1397/7/17 15:51  مدت زمان عضویت:191 روز
0
خیلی جالب بوده فکرشو نمیکردم تا این حد دنیای ما خانمها با آقایون تا این حد تفاوت داشته باشه
1397/7/13 15:10  مدت زمان عضویت:171 روز
0
سلام به پریسای عزیزم وبه شما دوستان گلم .خیلی خوشحالم که به جمع شما پیوستم
1397/4/7 14:15  مدت زمان عضویت:293 روز
0
سلام خانم نصری من با یکی اشنا شدم برای ازدواج چهارماه میگذره از رابطمون خیلی اهمیت نمیده وقتی از دستش دلخور میشم به جایی اینکه نازمو بخره میگه میرم بعد میام ک اروم شدی بهش میگم یعنی حاضر نیستی دو دیقه صبر کنی میدونی من ناراحتم ارومم کنی میگه من بلد نیستم نازتو بخرم من عصبی شدم بهش گفتم باش ولش کن منم دیگه ناز نمیکنم نمیشه تحمل کرد
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/7 16:41  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست عزیز به نظر من ایشون سکوت را مردانگی می دانند و اینکه زن باید ناز او را بکشد .اما شما در مقابل این کار نباید عکس العمل منفی نشان دهید زیرا چنین مردانی از هیچ کار واهمه ای ندارند .زیرا در دنیای مزدلنه خود سیر می کنند .درر زمانی که ایشون در سکوت بسر می برند شما می توانید به تنهایی با اد صحبت کنید و خواسته های خود را به اد بگویید ‌دررایتدا سعی کنید به طور کامل به صحبتهای او گوش کنید در این مرحله هیچ دفاعی از خودتان نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید .او زود رنج و حساس است سعی کنید رفتاری نکنید که او حس کند توهینی شده است.
1397/2/14 00:56  مدت زمان عضویت:326 روز
0
کاش زودتر میدیدم اینو.ا😳😃😥😥
1396/12/22 12:52  مدت زمان عضویت:429 روز
0
پریسا عالی بود
برنامه های مرتبط