شماره تماس پشتیبانی
02188915004

ارزیابی قبل از ازدواج

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
درباره این برنامه

قبل از ازدواج باید به چه مواردی توجه کرد و فرد مقابل را ارزیابی کرد؟!
قبل از ازدواچ چگونه به شناخت مناسب از فرد مقابلمون برسیم؟
قبل از ازدواج چه چیزهایی را باید مد نظر داشته باشیم؟

 

در این ویدئو قصد دارم در مورد نکاتی که قبل از ازدواج برای ارزیابی فرد مقابلتون انجام بدید، با شما صحبت کنم.

 

با من در این ویدئو همراه باشید تا پاسخ سوالتون رو بدم.

میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
رضا فرمانی
1397/6/20 21:07
0
خیلی کاربردی و عالی بود.
سعیده مشتاق
1397/6/19 11:19
0
سلام وقتتون بخیر.
ممنون از سایت خوبتون من یه سوال دارم. من چند وقته یکی از همکارا به من ابراز علاقه کرد. چون توی محیط کار هستیم خیلی شناخت از هم داریم . منتها من یه مشکلی دارم کهالبته در موردش با هم اصلا صحبت نکردیم اونم اختلاف سنی زیادمون هست. من 10 سال از ایشون بزرگترم. البته می دونم همه جا این اختلاف سنی رو نفی می کنند و می گند خوب نیست ولی هیچ کس دلیل منطقی نمی یاره. این اختلاف در ظاهرمون اصلا مشخص نیست . من 42 سالم و آقایی که گفتم 32 سالشونه. ممنون می شم راهنمایی بفرمائید.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/19 16:22
0
سلام دوست عزیز مرد و زن تفاوتهای زیستی اجتماعی و عاطفی دارند و باید این تفاوتها را لحاظ کنید.در خانمها بلوغ جسمی و اجتماعی زودتر بروز میکند و همچنین به دلیل مسائل زیست شناختی و وضع حمل در خانمها احتمال افت قوای جسمی و روانی در سنین میانسالی و بالاتر وجود دارد .زمانی که سن دختر از پسر بیشتر باشد عدم تقاضا در روابط عاطفی و هیجانی به ویژه روابط جنسی به وجود خواهند امد چون مردلن در میانسالی از انرژی بالایی بویژه در مسائل جنسی برخوردارند و زنان در سنین بالاتر پاسخگوی تمام نیاز مردان نخواند بود و این تعارضات سرخوردگی در روابط اتفاق می افتد که نتایج و عواقبی مانند شکست در ازدواج طلاق و یا ازدواح مجدد و بدتر از ان باعث روابط خارج از محیط زناشویی شود و دیگر مشکلات این گونه ازدواجها را عدم پذیرش اقتدار و مدیریت مرد است که معمولا زنان در این ازدواجها خواسته یا ناخواسته نقش مادرانه توصیه گرانه و غیره پیدا می کنند که این از نظر رولنشناختی مخل یک زندگی خوب و خوشبخت خواهد بود.
رویا س
1397/5/29 11:20
0
سلام خانوم نصری عزیز.اول از همه تشکر میکنم از شما به خاطر سایت خوبتون.بعد اینکه یه سوال داشتم خیلی ممنون میشم که مشاورهای عزیز راهنمایی کنن منو.
من حدود سه چهار سال پیش با یه اقایی اشنا شدم و تقریبا یک سال و نیم با هم حرف میزدیم.البته فقط در حد پیام دادن.بعدش که ایشون به خانواده شون گفتن میخوان با من ازدواج کنن خانواده شون مخالفت کردن و گفتن هنوز شرایط ازدواج رو نداری و باید هم دیگه رو فراموش کنید فکر میکنم یه مقدار هم به ازدواج پسرشون با من راضی نبودن.از طرفی هم خانواده من قضیه رو فهمیدن و یه مقدار بحث شد بین دو خانواده.بعد دیگه ما تصمیم گرفتیم همه چیزو فراموش کنیم(البته خانواده ایشون به زور تصمیم خودشون رو به ما تحمیل کردن).من ایشونو کاملا فراموش کردم ولی ایشون بعد شیش ماه برگشتن که من نمیتونم فراموشت کنم لاقل بذار بعضی وقت ها بهت پیام بدم.منم نخواستم دلشو بشکونم و گفتم باشه.الان بعد اینکه دو سال از قضیه تموم کردن ما گذشته ایشون میگه خانواده مو راضی میکنم بیان خواستگاری.ولی خودش میگفت مادرش گفته اگه اون دخترو میخوای باید خانواده تو بیخیال شی.من میگم خانواده ت راضی نیستن میگه راضیشون میکنم.اگه بگم از خونه میذارم میرم اونا راضی میشن.میگم اخه اگه به زور بیان خواستگاری من بعدا مشکل درست میشه و شاید اصلا بعد ازدواج خانوادت منو تحویل نگیرن.میگه نه اونا اولش اینو میکن چون تورو نمیشناسن اگه تو رو ببینن حتما نظرشون عوض میشه و خوب میشن باهات.من واقعا نمیدونم چیکار کنم.با این شرایط این اقارو قبول بکنم یا نه؟همه میگن اون خیلی دوستت داره که بعد چند سال باز تورو فراموش نکرده .همیشه هم هر جا مشکل داشتم کمکم کرده و واقعا بهم ثابت کرده دوسم داره.حتی بعدا شنیدم روز تولدم از جای دیگه پول قرض گرفته که کادوی بزرگ تری بگیره برام و منو خوش حال کنه.ولی خب از یه طرف خانواده ش.از یه طرف واقعا نمیدونم بعد ازدواج اینطوری میمونه یا نه.بهش میگم باید برای ازدواج بیشتر باهم اشنا بشیم ناراحت میشه که مگه تو چند ساله منو نشناختی؟اخه من با یه سلام و احوال پرسی پیامکی حتی بدون اینکه یبار باهاش رو در رو حرف بزنم چطور میتونم برا ازدواج بشناسمش؟از طرفی هم دیگه حسی بهش ندارم.خودش تازه یه ساله معلم شده و هیچ پس اندازی نداره برا خودش.چطوری ما میتونیم با این وضعیت اقتصادی زندگی شروع کنیم؟خانواده ش هم گفتن اگه با اون ازدواج کنی همه چی گردن خودته و ما هیچ کمکی بهت نمیکنیم.میترسم بعد ازدواج مشکل داشته باشیم و خانواده هاهم کمکمون نکنن.چون خانواده من هم قلبا راضی نیستن ولی اگه من بگم میخوامش باهام مخالفت نمیکنن.
ممنون میشم اگه راهنماییم بکنید که من چیکار کنم با این اقا؟این ادم صرفا چشاشو رو همه چی بسته و فقط میگه ازدواج.مشکلش اینه که اصلا به اینده ی تصمیمی که میخواد بگیره فکر نمیکنه.ولی خب از هر لحاظ پسر خوبیه واقعا.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/30 02:45
0
سلام دوست عزیز مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندانشان نمیشوند حتی اگر با ازدواج او صد در صد مخالف باشند .بنابراین اگر پدر یا مادر با فرد مورو نظر فرزندانشان برای ازدواج مخالف هستند فرزند باید دلایل ان ها را بشنود اگر این دلایل منطقی و عقلانی باسند نباید احساسی تصمیم بگیرند و بگویند فقط ما دو نفر مهم هستیم باید روی دلایل منطقی فکر کنند .اگر دلایل غیر منطقی بود باید یک فضاب صمیمی و یک فرصت مناسب با والدین خود صحبت کند .سعی کنید از یکی از بزرگترهای فامیل کمک بگیرید و دلایل را بررسی کنید پیوند ازدواج پیوند دو طایفه است و خانوادها سهم بزرگی دارند اگر مخالف باشند سایه این مخالفت بر سر زندگیتان خواهد بود پس اول خانواده را راًضی کنید.
اتی دارابی
1397/5/26 01:49
-1
سلام خانم نصری اول تشکرمیکنم که این سایت هست تامابتوانیم مشکلاتمون بگیم وشماجواب میدید
لطفادراین موردبه من کمک کنید
من دختری 29ساله هستم که 7سال پیش با اقای اشناشدم دورازهم بودیم فاصله مکانی زیادی داشتیم ولی 7سال رابطمون ادامه پیداکردیباراومدن خواستگاری وسرمهریه توافق ایجادنشدولی ماهمچنان رابطه داشتیم که من تواینستاباشمآشناشدم وگفتیدرابطه فرسایشی بدردنمیخوره وتموم کنید این رابطه رو من به ایشون گفتم که رابطه بایدتموم بشه ومن خسته شدم وهی پیام میده وزنگ میزنه نمیخواست تموم بشه نمیدونم کاردرستی کردم یانه ؟؟؟ وتوهمین این دوران قهربودم بودکه یه اقایی دررابطه کارم منو دیدن وخوشش اومده همون قراردوم ازم خواستگاری کرده ولی هنوزخانوادهش نیاومدن وخیلی ابرازعشق به من میکنه ولی من زیادحسی بهش ندارم وخیلی سردم دربرابرش ،ازهمه لحاظ اقتصادی وخانوادگی خیلی بالان راستش نمیخوام ازدستش بدم ولی نمیدونم بایدچکارکنم خیلی سردم درموردجنسی هم صحبت کرده پیشنهادبدنداده فقط بعضی موقعه ها درمورد رابطه جنسی حرف میزنه من اصلا حسی بهش ندارم درماندم نمیدونم بایدچکارکنم یه وقتای میگم شایددروغ میگه منودوستداره
میشه منوراهنمایی کنید
چه سوالهای بپرسم ببینم راست میگه یانه ؟چکارکنم رابطه م بهتربشه باهاش ازم جدانشه خسته نشه؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/27 18:27
0
سلام دوست عزیز شما یک تجربه تلخ داشته اید و میدانید که رابطه تان نبایدطولانی شود اگر او قصدش ازدواج است حتما صحبت کنید بعد شناخت کامل به خوایتگاربتان بیاید در غیر این صورت ادامه ندهید تنها کاری که میتوانید انجام دهید به او بگویید خانوادتان اصرار به ازدواج شما دارند و نگران اینده تان هستند اگر او قصدش ازدواج باشد حتما اقدامی خواهد کرد .شما چون یک رابطه عاشقانه را اینطور تمام کرده اید فعلا نمیتوانید وارد یک رابطه عاشقانه دیگر شوید بهتر است کاملا نسبت به او شناخت کامل پیدا کنید و از هر لحاظی او را بسنجید .اگر او به شما محبت کند و شما اطمینان پیدا کنید که او عاشق شما است مطمعن باشید شما هم نسبت به او عشق پیدا خواهی کرد و علاقه مندش میشوید.
رویا س
1397/5/24 21:13
0
خیلی عالی.خیلی ممنون از سایت خوبتون
افسان ا
1397/5/21 20:15
0
سلام خانم نصري عزيز و خسته نباشيد
من يه راهنمايي ميخواستم ازتون
من ٢٧ سالمه و از يه خانواده اي هستم كه پدرم هيچ وقت بين پسر و دختر فرقي نزاشته و هميشه تشويقم كرده همه كارهام و خودم انجام بدم من ٧ سال پيش با يه اقايي در دانشگاه كه يه شهر ديگه بودش اشنا شدم ازدواج كردم و جدا شدم كه همسرم به من خيانت كرد و مشكلات ديگه بعد از اون من با اقاي ديگه اي از همون شهر اشنا شدم و با ايشون تو خونه من زندگي ميكرديم كه هزينه هاي اجاره و يه سري هزينه ها رو من ميپرداختم كه البته ميدونم اشتباه بوده و اين اقا هر دفعه به من گوشزد ميكرد كه من ميتونم خونه برادرم باشم ولي پيش تو ميام كه تنها نباشي ايشون از يه خانواده اي هستن كه تقريبا مرد سالارن يعني به طوري كه در جواب بسياري از گلايه هاي من ايشون ميگفتن كه تو زن هستي و من مردم و فرق ميكنه. بعد از سه سال رابطه به خاطر حرف هاي همه و دعواهاي زيادي كه داشتيم و همينطور ناراحتي من بابت پرداخت خيلي از هزينه ها (البته ايشون درامدشون كمتر از من بود و بيشتر مواقع پول نداشت) با هم ديگه قطع رابطه كرديم و من بهشون گفتم دارم ازدواج ميكنم و ايشون خيلي پيگير بود تا اينكه كم كم ديگه خبري ازش نشد و حدود ٦ ماه گذشت و من ايندفعه به سمت ايشون رفتم و خيلي منو اذيت كرد ولي بهرحال اشتي كرديم بعد از حدود ٢ ماه من به ايشون گفتم كه تكليف رابطه ما چي هستش و ايشون گفتن كه من خانواده ام نمي زاره و اينكه تو ممكنه باز بري و اينكه بعد از دوماه اشتي كردن خواسته زيادي هستش و من بهش گفتم كه فكر كنه راجع به اين قضيه. الان حدود ٦ ماه ميگذره و ايشون اقدامي نكرده ولي هنوز با من زندگي ميكنه و چندين بار وسط دعوا گفته كه منو تو خيلي باهم فرق داريم و تو خانواده ازادي داري و من نه و هر دو ااذيت ميشيم البته بعد از دعوا گفتش كه من عصباني بودم و حرفي رو زدم من يك ترم ديگه درسم تموم ميشه و ميخوام صبر كنم تا اونموقع ولي ديگه دوست ندارم من بحث ازدواج رو بگم به نظر شما من بايد چيكار كنم. ايشون اصلا قصدشون ازدواج هست يا ميخواد فقط تا پايان درس من باهام بمونه و اينكه اصلا با ايشون ميتونم ازدواج كنم با اينهمه تفاوت خانوادگي كه داريم و اينكه ايشون اصلا راجع مسائل اجاره خونه هيچوقت حرفي نزده؟ ممنون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/22 17:39
1
سلام دوست عزیز بهتر است با او صحبت کنید و مدتی را برای اد تعیین کنید اگر در این مدت اقدامی نکرد او را فراموش با توجه به صحبتهایی که داشتید او فقط قصد سو استفاده از شما را دارد هدف او ازدواح و زندگی نیست .و در پایان درس قطعا شما را ترک خواهند کرد بیشتر دقت کنید و ذکاوت به خرح دهید کانلا مشخص است که هدف مشخص از رابطه با شما ندارد .
افسان ا
1397/5/23 13:57
0
ممنون از راهنماييتون
افسان ا
1397/5/26 21:07
0
سلام خسته نباشيد من با ايشون صحبت كردم در رابطه با ازدواج و اينكه من صبر كردم ايشونم گفت كه من يك ماه پيش با خانواده ام صحبت كردم اونا به شدت مخالفت كردن و واسه همينم هستش كه يك ماه باهام رابطه ندارم به خاطر تو ازم خبر ندارن و مادرشون گفتن كه اگه بخواي همچين كاري كني اسمتو از شناسنامم خط ميزنم و كلي حرفاي ديگه. ولي خودش ميگه من ديگه كاري بهشون ندارم ولي اونا هم مخالفن و نمي شه ازدواج كنيم من الان بايد چيكار كنم چه برخوردي داشته باشم ممنون ميشم راهنماييم كنيد
راعی - مشاور سایت
1397/5/28 01:42
0
سلام دوست عزیز همانطور که قبلا گفته شد اگر خانواده او ناراضی هستند این ازدواح صورت نگیرد بهتر است.
سیما ک
1397/3/23 17:13
0
با سلام
خانم نصری
من به دقت و چند بار ویدیو شمارو دیدم من یه دختر خانم هستم که از لحاظ مذهبی خیلی دوست دارم مقید باشم ولی مثلا چادری و حجاب تمام کمال ندارم . روزه میگیرم اما نمیاز نمیخونم . از نظر خانوادگی پدرم به شدت محدود و مقید و اینکه دختر با پسر اصن نباید حرف بزنه . مثلاً از یه سنی به بعد با پسر عمو و پسر عمه هام بازی نکردم حتی تو مهمونی رو به روی اون ها ننشستم اما خانواده مادری واقعاً قطب مخالف هست و رابطه ام با پسر دایی و پسر خاله خوبه . از نظر مالی خوب هر دختری دوست داره شوهرش هم سطح رییس جمهور امریکا پول داشته باشه و منم جزو همون دخترا هستم ، اما اگر عشق باشه میتونم به جای بی ام و به یه پراید هم بسنده کنم . من قبلاً یه تجربه رابطه عشقی نافرجام داشتم دقیقاً چهار سال و ده ماه و بیست و سه روز قبل . و بعد از اون نتونستم یعنی کمتر مردی توجه من رو به خودش جلب کرد و علاقه مند شدم بهش ( توی این چند سال فقط دو نفر ) اولین سوالم از شما اینه که ایا من به خاطر اون عشق داغ و از دست رفته قبلی مجبورم که یه نفر رو از بین خواستگار هام انتخاب کنم و زندگی پوچ و بیخود داشتهباشم یا بذارم کسی که دوسش دارم بیاد سمتم برای خواستگاری و ازدواج ؟
سوال دوم من اینه که این بلوغ هایی که فرمودید رو چطور خودم تشخیص بدم ؟ چون با وجود پدری که دارم حتی نمیتونم بهش بگم من با پسر توی دانشگاه حرف زدم چه برسه بگم من از یه اقا تو دانشگاه خوشم اومده و بهش علاقه مند شدم ، پس نمیتونم به مشاور مراجعه کنم . با وجود تجربه قبلی که پدرم فهمید من حتی تنها تا بغالی سر کوچه اجازه ندارم برم ، چه برسه بخوام با یه اقا به یه مشاور مراجعه کنم . پس مجبورم خودم یه طوری تحلیل کنم اون فرد رو ... حالا اون اقا ارشد داره و در حال حاضر درحال گذراندن سربازی هست ، کار نداره ، اما به شدت دوستش دارم و از دوست مشترک ای که داریم شنیدم اون هم به شدت منو دوست داره اماتا زمانی که دستش تو جیب خودش نره نمیخواد با من حرف ازدواج بزنه و منو وابسته کنه، من ایا باید صبر کنم به پاش ؟ ایا باید بیخیال بشم و برم ببینم کجا میتونم عشق رو که توان ازدواج و تمکن مالی داره پیدا کنم ؟ ایا باید بذارم به همین روال برام خواستگار بیاد و پدرم رد کنه ( قبل از اینکه من بخوام کسی رو رد کنم پدرم خودش زحمت نه اوردن تو ماجرا رو میکشه ) ؟ اگه میشه منو راهنمایی کنید
با سپاس و شرمنده بابت پر حرفی
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/3/23 23:37
0
سلام دوست عزیز من سن شما را نمیدانم کا چند ساا است اما تجربه این را اثبات کرده است که هیچ پدر و مادری نیست که در حق فرزندش بدی بخواهد قطعا انها اینده خوبی را برای شما در نظر دارند و بدون دلیل خواستگارهای شما را رد نمیکنند .ان اقایی هم که گفتید شما را دوست دارد باید اقدامی کند در غیر این صورت این که شما منتظر ایشون بمانید کار اشنباهی است پس اینده روشن خود را در نظر داشته باشید وبه پدر و مادر خود احترام بگذارید .
مریم رضایی
1397/3/15 15:23
0
لطفا به من پاسخ دهید خیلی ذهنم درگیر شده
مریم رضایی
1397/3/15 15:19
0
سلام خانم نصری .من یه چند ماهی میشه یه نفر بهم علاقمند شده بود تو این مدت که علاقمند شده بود ما باهم حرف کیزدیم تو گروه های تلگرام یا اینستاگرام اما ارتباطمون جوری نبود که دلبسته هم بشیم بعد یه مدت که گذشت به من گفت میخامت و دوست دارم من اوایلش قبگل نکردم بعد یه مدت که گذشت احساس تنهایی خیلی کردم و حس کردم منم دوستش دارم بهش گفتم و رابطمونو شروع کردیم بعد چند روز گفت من قصدم ازدواج باتو هست بعد سه ماه گذشت امروز بهم گفت مث قبلنا ذوق ندارم برای دیدنت و وقتی میبینمت ناراحتم خوشحال نیستم بهش گفتم فکر کن ببین مشکل کجاست مشکل از منه یا خودت گفت حسم میگه منوتو نمیتونیم باهم باشیم و زندگی مشترک داشته باشیم اما دلم اینجوری نمیخاد دلم میخاد اگه ناراحتم باشم کنارت باشم و زندگی کنم من بهش گفتم این حست وابستگی هست که حاضری من کنارت باشم اما خوشحال نباشی ودر اخر گفتم هیچ دوست داشتنی از طرف تو وجود نداره و همش وابستگیه یه راهی لطفا به من نشون بدین من خودم دوستش دارم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/3/15 20:38
0
سلام دوست عزیز بهتر است به این رابطه ادامه ندهید .رابطه ای که از اینستاگرام و تلگرام شروع شود سرانجام خوبی ندارد .رابطه ای که از همان ابتدا یکی از طرفین احساس نارضایتی بکند سرانجام و اینده خوبی را ندارد .پس سعی کنید این رابطه را تمام کرده و ادانه ندهید.
ازاده کوهی
1396/11/17 13:08
1
سلام خانم نصری. ازاده ام .
من اصفهان کلاساتون رو شرکت کردم و سوالمو میدونید.همیشه کمکم کردید.
در مورد خاستگاریکه داشتمو هر روز میگه کار دارم و کارهای زیادیرو گرفته و با اصرار خانواده خودم من خیلی بهش گفتم که بیاو میخوای چی کار کنی و اومد قباله رو گرفته 20 روزی هست ولی منکه زنگ زدم بهش میگه کار دارم و من به فکر هستم و چرا فکر میکنی به فکر کارای خودمم. و تلفن که میزنم به خاطر شرایط رستورانش نمیتونه صحبت کنه و من نمیدونم چی کار کنم. ارتباطمون خوبه. ولی حدود 1 ساله که اومده و بقیه خانوادش ازدواج کردن و کاری به این ندارند . در مورد اینکه همو ببینیم خیلی سخت میگیره و میگه ما هنوز کار ازدواجمون درست نشده و کسی ما رو ببینه بده. ی مدت هست که صحبت کردنش با قبل فرق کرده و راحتتره ولی بازم نمیدونم من چهجور باهاش حرفبزنم.به نظرتون چی کار کنم که ترغیب بشه به زودتر اومدن.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1396/11/18 11:09
0
سلام دوست عزیز منظور شما را متوجه نمیشم که قباله را گرفته یعنی چی .اگر شما عقد کرده هستید باید با ایشون همکاری کنید که شرایط ازدواجتون فراهم شود .ولی اگر در حد یک خواستگاری بوده بهتر است به او بگویید که خاستگار دارید و خانواده اصار به ازدواج کردن من دارند .زمانی را برای ایشون تععین کنید تا خودش را اماده کند در غیر این صورت ادامه ندهید
فرناز کبیری
1396/9/14 21:01
0
با سلام خدمت خانوم نصری عزیزم از نظر من خیلی کلی گویی شده در حالیکه بهتر هست به جزئیات توجه بشه
امير درخشان
1396/9/14 19:50
0
سلام خانم نصيري
من در المان زندگي ميكنم 78 ساله ازدواج كرديم
خانم من خيلي بد بين به همه چيز هستش
و ننفي گرا ويس هاي شما رو براش ميفرستم
الان چند وقت ميشه با دو تا مشاور مشورت كرديم ولي ايشون همچ تعقيري نكرده
خودخوا و لجباز و يك دنده است
همش دنبال پول و مال هستش ميخواد هر چي هست تمام به نام ايشون باشه
خواهش ميكنم كمكم كنيد
با تشكر
هانیه نوبخت
1396/8/28 07:50
1
سلام وقتتون بخیر خانم نصیری . ی سوال داشتم . نظرتون در مورد رابطه جنسی قبل از ازدواج میفرمایید ؟. سوال دومم اینکه شما مشاوره هم میدید ؟
مرضیه خادمی
1396/8/25 10:51
1
عالی بود
برنامه های مرتبط