شماره تماس پشتیبانی
02188915004

آيا همسرم وفاداره؟

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 00:39
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 2
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
درباره این برنامه

در این ویدئو به عواملی که باعث می شود ما مدام به فکر امتحان کردن وفاداری همسرمان باشیم خواهیم پرداخت و با بیان اینکه در دراز مدت این کار به یک عادت و بیماری تبدیل می شود، به بررسی این موضوع می پردازم و اینکه از کجا بدانیم همسرمان فردی وفادار است .

در این بخش خواهید دید:


آيا همسرم وفاداره؟
تقدير و سرنوشت من به کسي بستگي داره؟
ريشه سوظن و شکاک بودن آدمها در کجاست؟
آيا نيازي به امتحان کردن همسرم وجود دارد؟

جلسات این برنامه

آیا همسرم وفاداره؟ - قسمت اول

00 ساعت و 20 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

آیا همسرم وفاداره؟ - قسمت دوم

00 ساعت و 19 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/8/28 14:03  مدت زمان عضویت:53 روز
0
سلام. وقتتون بخیر. مشاوره حضوری هم دارید؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/28 14:06  مدت زمان عضویت:354 روز
0
استادنصری امکان ملاقات و مشاوره حضوری را ندارند
به همین دلیل دوره های آموزشی را با توجه به نیاز برای همراهان آماده کرده اند
لیست دوره ها به شرح زیر است:
https://www.parisanasri.com/category/79-product
در صورت علاقمندی به پیشرفت و توسعه شخصی خودتون در زندگی میتوانید از محصولات استفاده کنید
1397/8/21 18:28  مدت زمان عضویت:9 روز
0
با سلام خدمت شما من خانمی 26ساله ام که 4ساله ازدواج کردم و یک دختر 1سال و نیم دارم مشکلاتم از زمان نامزدی شروع شد و باعث اختلافاتی شد و همه اصرار داشتن که قبل عقد بگم نه ولی پافشاری من و علاقمندان به شوهرم گفتم بله و در دوران عقدم اختلافاتی پیش افتاد و بازم خانوادم اصرار کردن بگم نه اما گفتم می‌خوام از اول زندگی با خانوادم مشکل داشت و گاها تا همین امروز دست بالا می‌کنه و کتک میزنه از همون اول ازدواج به رابطشون با. دخترای دیگه مشکوکم شدم و چند باری پیامای دیگه داخل گوشیش دیدم اما انکار می‌کرد و می‌گفت مردن و تا همین چند وقت که من سرکار آمدم و فردا صبح که خونه برگشتم دیدم داخل گوشیشون یکی پیام داده و بازم گفتن این شماره واسه دوستونه و دخترای آقا از گوشی استفاده میکنم تا چند روز پیش که داخل گوشیشون دیدم با یک نفر قرار گذاشتن و... ولی اینبار بهشون نگفتمو شک کردم و زنگ زدم و دیدم دختره و به شوهرم فهموندم که خبرایی هست ولی میگن کسی نیست و فقط منو دخترم داخل زندگیشونیم و اون به کسی دل نبسته و اون دخترم به هر شماره پیام میدم و راضی واسه رابطه است و هزینه میگیره من الان به شوهرم خیلی شک دارم و نمیتونم خودمو بیخیال نشون بدم من باید چکار کنم الان لطفا منو راهنمایی کنید باتشکر
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/21 20:25  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/8/15 01:31  مدت زمان عضویت:16 روز
0
سلام خانم نصری عزیز،من 13ساله ازدواج کردم دو پسر 10ساله ودو ماهه دارم4سال پیش شوهرم یه خانم صیغه کرد من خواستم اون موقع طلاق بگیرم اماچون شوهرم دوست داشتم نتونستم جدا شم و اینکه گفت اشتباه کردم اما الان دوباره بعد از 4سال دوباره فهمیدم بایه دختر که همکارشه رابطه داره هر کاری که میکنم تا از این رابطه برگرده به من میگه تمومش میکنم ولی بازم ادامه میده بهش میگم یا من یاکسای دیگه بهش میگم تکلیف منو روشن کن میگه تکلیفت روشنه اگه نمیتونی برو درخواست طلاق بده خودم دیگه خسته شدم از بس مچشو گرفتم واقعا نمیدونم باید چکار کنم لطفا راهنماییم کنید ممنونم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/15 08:05  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/8/13 12:03  مدت زمان عضویت:43 روز
0
سلام خانم نصری عزیزم
خیلی دوس دارم بدونم برای ما دخترای مجرد هم آموزشی مطلی راهکاری رویکردی دارید ک کمک کنه برای ازدواجمون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/13 14:02  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز بله پکیج راز و رمز جذابیت برای مجردها است لطفا با شماره تماس 02188915004 جهت تهیه محصولات و راهنمایی بیشتر ارتباط برقرار کنید
1397/7/29 12:43  مدت زمان عضویت:42 روز
0
چقدر خوبه که این همه پرانرژی هستین و عاقل.. خیلی دوستتون دارم
1397/7/28 19:43  مدت زمان عضویت:43 روز
0
سلام خانم نصری با تشکر از برنامه های خوبتون. چند وقتی هست که به دلیل تجسس هایی که در گذشته همسرم داشتم ذهنم درگیر شده .ایشون قبلا ازدواج ناموفق داشتن و بعد از جدا شدنشون با دخترای زیادی رابطه داشتن .چند بار خواستگاری من اومدن من به دلیل شرایطی که داشتم جواب رد به ایشون میدادم .تا این که بالاخره به ایشون جواب مثبت دادم و ازدواج کردیم .ایشون بمن میگن که منو خیلی دوست داشتن و نمیخاستن با کسی دیگه ازدواج کنن و اصلا هم درباره گذشتشون چیزی نمیگن وهر زمان میپرسیدم انکار میکردن .من باور داشتم که فقط منو میخاستن اما چند وقتیه که متوجه شدم که ن قصد ازدواج با چند دختر دیگه هم داشتن .خیلی ناراحت شدم اصلا جدیدا دچار شک شدم ایشون منو خیلی دوست دارن و بهم محبت میکنن اما چیزایی که از گذشتشون فهمیدم ازارم میده و شکاکم کرده .واقعا نمیدونم چیکار کنم بمن میگه دوسم داره ولی من بعد از اینکه فهمیدم گذشته دخترای دیگه درزندگیش بودن ولی رابطش انکار میکنه و بهم دروغ میگه فقط منو برا ازدواج میخاسته خیلی دچار شک شدم و اذیت میشم .لطفا بهم راهکار بدیدممنونم از شما
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/29 08:23  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز هرکسی میتواند یک گذشته ای داشته باسد و زامنی که شما به او بله گفتید او را با خمان گذشته قبول کردید چرا باید وقت و فکر خود را درگیر موردی که شما نمیتوانید در ان هیچ تغییری ایجا کنید پس بهتر است منطقی باشید با فکر کردن به گذشته جز اینکه زندگی را به کام خود تلخ کمید هیچ ثمره دیگری ندارد .با فکر کردن به گذشته فقط در رفتار خود با همسرتان تغییر ایجاد میکتید و او را از خود سرد خواهی کرد و باعث اختلاف در زندگیتان میشود سعی کنید در اینده باشید و نه در گذشته بلکه در زمان حال زندگی کنید تا از زندگی لذت ببرید .موفق باشید.
1397/7/28 19:22  مدت زمان عضویت:43 روز
0
بسیار عالی بود واقعا ممنون
1397/7/24 18:59  مدت زمان عضویت:51 روز
0
با سلام خدمت شما کارشناس عزیز من نزدیک ب5 سال ازدواج کردم و الان یک سال و خورده ایی هست ک از شوهرم جدا شدم ولی هنوز با هم در ارتباطیم و ب خاطر پافشاری ایشون و این ک هنوز دوستشون دارم قبول کردم ک باهاشون باشم ایشون میگن ک صبر کن من بعد از عید حتما مسائل مالیمو حل میکنم و برمیگردیم دوباره سر زندگیمون حتی مشاوره هم رفتیم ولی ایشون دلیل دیگه بعد از مسئله مالی مسئله بی اعتمادی هم دارن نسبت ب من از لحاظ رفتاری و از ایشون در زمان زندگی خیانت دیدم و دائم میگه ک من بخاطر رفتار تو این کار و کردم و پشیمونم حالا من همش میترسم ک ب وعده هاش عمل نکنه خواهش میکنم منو راهنمایی کنید من واقعا خسته شدم از این مسئله ودائما ترس تو وجودمه
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/24 22:51  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز بهتر است به او یک فرصت دیگر بدهید همانطور که فرمودید همسرتان را علت خیانتش را رفتارهای شما دانسته اند پس بهتر است انچه که در گذشته انحام میداده اید را کنار بگذترید و با دید منفی به همسرتان نگاه نکنید .سعی کنید نقصهای خودتان را نیز ببینید گاهی فرد خیانتکار مقصر نیست ممکن اطت بی توجهی و عدم اهمیت به نیازهای همسرتان از طرف شما موجب سردی عاطعی ودفاصله گرفتن او از شما میشود که باعث میشود به شخص سومی روی اورد .پس به او محبت کنید و به او ابراز علاقه کنید حتما او به طرف شما خواهد امد .
1397/7/24 16:01  مدت زمان عضویت:39 روز
0
سلام
صحبت هاى شما و هشدارهاى شما فوق العاده هست .
ممنون از شماعزيزم
1397/7/18 13:17  مدت زمان عضویت:42 روز
2
سلام خدمتتون خانم نصیری من یه زن 28ساله م و 2ساله جدا شدم یه پسر 5ساله دارم و پیش پدرش هست من همسرم رو خیلیییی دوست داشتم اما معتادبودو خیانت میکردبارها جدا که شدم گفت تا 7ساله پسرت پیشت باشه اما بعدمیگیرم ازت اما من قبول نکردم هرچند که واقعا برام خیلی سخت بود و هست اما دادمش به پدرش و اون حق دیدن بچه رو بهم داد الان که 2سال از طلاقمون گذشته اون ازدواج دوم کرده و هم خودش هم زن دومش نمیزارن من پسرم رو ببینم و شکایت و...هم اصلا اقدام نکردم چون پدرش آدمی نیست که بخاطرش دادگاه ....بری وحتی بچه ام الان اصلا نمدونه من کیم یا وجود دارم یا نه فقط میدونه یکی هست به اسم مستی و مادریزرگش میگه مستی مادر توهستش اونم گفته نه این مادره منه یعنی مادرجدیدش ازتون میخوام راهنمایی کنید که آیا من همون طور که 2ساله برای دیدنش صبر کردم بازم صبر کنم تا خودش بزرگ بشه و بفهمه
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/18 19:11  مدت زمان عضویت:354 روز
3
سلام دوست عزیز این حق شما است که فرزندتان را ببینید یا اینکه فرزندتان شما را ببیند شما اگر از مشاورین دادگاه خانواده کمک بگیرید بهدشما راهنمایی خواهند کرد اجازه ندهید فرزندتان از وجود شما محروم باشد .
1397/7/17 22:45  مدت زمان عضویت:330 روز
2
بی نظیرید بانو. ممنونم از این ویدئو ی مفید و حرف‌ها ی باارزشتون
1397/7/17 17:43  مدت زمان عضویت:53 روز
3
M.T:
با سلام خدمت خانم دکتر نصری عزیز. من یک خانم 34 ساله هستم . در سن 28 سالگی از همسر اولم بعد 10 سال زندگی مشترک جدا شدم به دلیل خیانت مکرر. بعد یکسال با آقایی ازدواج کردم که 12 سال از من بزرگ تره. ینی الان 5 ساله مجدد ازدواج کردم و2 سال هست که متوجه شدم ایشون هم داره بهم خیانت میکنه والبته از همسر اولشون هم به همین دلیل جدا شده بودن . ازش میخوام که نسبت به من متعهد باشه و در جوابم میگه تعریف من و تو از تعهد تو زندگی متفاوت هستش. اگر نمی تونی تحمل کنی طلاق بگیریم . از لحاظ جنسی هم منو تامین نمیکنه ، نه اینکه توان نداشته باشه ها اتفاقا داره ولی شاید ماهی یکبار با من رابطه داره و هر وقت من برم سراغش به یک بهانه ای جواب رد میده و به گفته خودش با من حال نمیکنه. الان هم اقدام کردیم برای طلاق و حکم طلاق رو گرفتیم ولی هنوز محضر نرفتیم من تردید دارم واسه جدایی چون بار دوم هستش. هیچ دعوا و ناراحتی هم نداریم خیلی ریلکس داره فعلا زندگی میکنه ولی من باید ظرف سه ماه دیگه حکم رو اجرا کنیم . شما بفرمائید که چکار کنم . طلاق بگیرم یا راه دیگه ای هم هست.؟؟؟؟؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/17 21:10  مدت زمان عضویت:354 روز
3
سلام دوست عزیز با توجه به صحبتهایی که داشتید و خیانت هایی که او انجام میدهد و شما را از لحاظ جنسی تامین نمیکند تصمیمی که گرفته اید اشتباه نیست .ظاهرا او شما را دوست ندارد و ماندن در رابطه ای که هیچ عشقی در ان نیست فایده ای ندارد..اما اگر تمایل دارید که در تصنیم خود تجدید نظر کنید با او صحبت کنید ااگر او هم از کارهای خود پشیمان است یک فرصت دیگر به او بدهید واگر او تمایل به جدایی دارد راهی جز طلاق ندارید چون عواقب ماندن شما زیادتر خواهد بود.
1397/7/17 17:20  مدت زمان عضویت:43 روز
2
ممنون واقعا عالی بود
1397/7/17 17:16  مدت زمان عضویت:44 روز
1
سلام وقت بخیر خانم نصری جان ـ اول ی تشکر ویژه بکنم از شما و وقت و راهنماییاتون ـ من ی سال و نیم هس جدا شدم واقعا با اون آدم معتاد بی مسئولیت نمیتونستم ادامه بدم. الان با پسر 5 سالم زندگی میکنم تو این مدت ک جدا شدم خواستگارهای زیادی دارم چ مجرد چ کسانی ک شرایط خودمو دارن ؛ ازبین همه با ی عاقای مجردی وارد رابطه شدم زیر نظر خانوادها و خیلی بهم وابسته هستیم و علاقه داریم همه جوره ایده آل هس و با بچمم مشکل نداره اما مث اینک الان خونوادش ب خاطر بچم مخالفت کردن و منم هیچ جوره نمیتونم از پسرم بگذرم. میشه راهنماییم کنین ؟ چنبارم خواستم رابطه رو تموم کنم ن من تونستم ن اون عاقا ـ و بهم میگ بهم زمان بده تا راضیشون کنم ؟ باز ی وقت میگ نه تو خواستکارای دیگ هم داری چجوری من بگم اونارو رد کن .... واقعا موندم خانم نصری .مث ازدواج قبلم نمیخوام اشتباه کنم ـ ممنون میشم جوابم رد بدین🌷
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/18 07:55  مدت زمان عضویت:354 روز
2
سلام دوست عزیز شما باید اینده فرزندتان را نیز در نظر بگیرید چون او حضانتش با شما است هرگونه تصمیم اشتباهی میتواند به اینده فرزندتان صدمه وارد کند اگر او شما را دوست دارد باید فرزندتان را نیز بپذیرد چون از ابندا زا همین شرایط شما را پذیرفته است .اگر خانواده او راضی به این ازدولج نشدند شما اصرار به ازدواح نداشته باشید چون ممکن است در اینده او به خاطر عدم پذیرش خانواده اش با شما رفتارهای خوبی نداشته باشد و از انتخالش ناراضی باشد در واقع همه شرایط را در نظر بگیرید و سپس اقدام کنید اگر امکلنش را دارید با او به مشاوره ازدواج بروید موفق باشید.
1397/7/17 17:04  مدت زمان عضویت:43 روز
1
سلام و خسته نباشید
اول از همه بابت ویدیوتون خیلی ممنونم من با دیدن این ویدیو واقعا متوجه شدم که شکام از همسرم از کجا میاد من واقعا دچار شک بینهایت نسبت به همسرم هستم و تموم رفتاراشو تحت نظر میگیرم و شک هام تا حدی بوده که ایشون خودشونم متوجه شک های من هم شدند و الان حس میکنم که من دقیقا همون شک ها و گیرهایی که نسبت به پدرم و دید بدی که نسبت به تموم پسرها به خاطر رابطه ی بدی که پسرخاله هام با دوست دختراشون داشتن در بچگی و میدیدم این دید بد من نسبت به تموم مردها بوده و حتی من یه دورانی از زندگیم مخصوصا دوران دبیرستان اصلا از جماعت مرد به خاطر همین کسایی که دورو برم بودم پسرخاله هام که میدیدم دوست دختر دارن متنفر بودم ولی کم کم که وارد محیط دانشگاه شدم متوجه شدم که نه این دختر های جامعه ی ما خودشون دوست دارن که همچین رابطه هایی با جنس مخالف داشته باشن و پسرا حتی گاهی وقتا نمیخوان ولی متاسفانه این بعضی از دخترای ما هستن که حتی رو به سمت رفاقت با یه پسر میارن و کم کم دیدم نسبت به پسرا خوب شد و متوجه شدم که نه همشون اینجوری نیستن و من ازدواج کردم الان و ازدواجمم کاملا رسمی بود و اصلا هم قبل ازدواجم هیچ برخوردی حتی درسی با جنس مخالف نداشتم من از همسرم بعد عقد یک سری رفتارهایی دیدم که واقعا خوشم نمیومد و به خودشون هم گفتم و گفتم که ببین شاید این رفتار بد نباشه ولی من اذیت میشم که از سمت عشق زندگیم این رفتار رو میبینم مثلا یه نمونه نگاه کردن به دختر هنگار عبور از یه عابر پیاده و ایشون بعد ناراحتی های من واقعا از این رفتارشون جلوی من دست برداشتن حالا تنهایی رو خبر ندارم که چه رفتاری دارن و بعد ها همین رفتار ایشون باعث شد من بهشون شک کنم و تموم رفتار ها و نگاه هاشون رو زیر نظر بگیرم و اینبار در کیف سامسونت ایشون که رمزشو حتی یبار ازشون خواستم و گفتم ببین من ازت هیچ چیز مخفی کننده ندارم تو چرا رمز اینو به من نمیگی و ازم مخفی میکنی گفت هنوز زمانش نرسیده که بهت بگم تا این بار 13مهر تولدم بود و من به خاطر شک های زیادی که داشتم نسبت به ایشون وقتی ایشون نبودن من یه گوشه از کیف رو باز کردم و فقط دیدم در داخل اون کیف چند تا پرونده و دو تا جعبه ی کادو بود و من فکر کردم که ا حتما این کادوی منه و رمزشو بهم نکفته تا سوپرایزم کنه ولی متاسفانه روز تولدم من کادوی دیگه ای دریافت کردم و الان فهمیدم اون برای من نبود ... و این موضوع داره روانیم میکنه و این فکر داره درگیرم میکنه که اون چی بود پس برای کی بود چرا به من نشون نداد و ...من دلم میخواست که همسرم با من رو راست باشه حتی با خودم گفتم اگه کادویی بوده که از دوست دختر قبلیش قبل از عقد و آشنایی با من گرفته و نتونسه بندازه دور وقتی من بهشون کفتم ا عزیزم من اون توو کادویی دیدم نکنه برای تولد منه ایشون برگشتن گفتن درسته داری نزدیک میشی و به من دروغ گفتن چون اون کادو کادوی تولدم نبود و من الان مطمعن شدم که ایشون به من دروغ گفتن و من انتظار داشتم که حتی اگه از دوست دختر قبلیشم گرفته بود به من میگفت عشقم این برای دورانی بود که تو هنوز وارد زندگیم نشده بودی و من یادم رفت اصلا که اینو دور بندازم و الان تو گفتی یادم افتاد و چیزمهمی نیست قبل از وارد شدن تو به زندگیم یه نفر که داشتم باهاش آشنا میشدم این کادو رو بهم داده بود به خدا قسم اگر ایشون این حرف رو میگفتند من ناراحت نمیشدم و همچنان شک و سوال های زیادی ذهنم را تا الان درگیر نمیکرد ...خانم نصری من واقعا الان نمیدونم با این موضوع چجوری برخورد کنم و با خودم میگم اگه اصلا برای قبل عقدمون نبود و کادویی بود ک ایشون الان برای یه زن یا دختر گرفته بود چی؟؟؟و بهم داره خیانت میکنه چی؟؟؟
این سوال ها ذهنم رو واقعاا مغشوش کرده و خواب برام نزاشته و احساس میکنم دارم نابود میشم خیلی دلم میخواد که اینبار که رفتم خونشون بهش بگم همسرم دلم میخواد که کیف سامسنوتت رو جلوی من باز کنی چون من اون کادویی که دیدم برای من نبود دلم میخواد ببینم چی بود و برای کی گرفته بودی یا کی بهت داده بود ...ولی هنوز خونشون نرفتیم و من نمیدونم ممکنه حتی ایشون وقنی بهشون گفتم که من اون تو کادویی دیدم نکنه برای من بود تا الان کرفته باشند یجای دیگه قایم کرده باشند و اگه این کارو کرده باشند شک های من رو چندین برابر میکنن خانم نصری ...ما نامزد هستیم فعلا و بعضی شب ها خونه ی ایشون و بعضی شب ها خونه ی من هستیم. و ایشون یک شب در طی این مدت خونه ی خودشون رفتند تنهایی و من میگم ممکنه همون شب گرفته باشند جای دیگه قاعم کرده باشند و من الان نمیدونم چجوری با این موضوع برخورد کنم واقعا....
لطفا اگر جایی برای پاسخ گویی هست کمکم کنید در این زمینه ...
با خودم میگم اگه باهاش روراست باشم و بگم اگر واقعا چیزی باشه و خیانت باشه خب خیلی راحت میتونه یجور دیگه منو بپیچونه و اگر نه خیانت نباشه و سوتفاهم باشه همه چیز معلوم میشه وخیالم راحت میشه ولی اگر مورد اول باشه همین باعث میشه که نمیدونم چجوری رفتار کنم ...
پاسخ ها
Neda Moini
1397/8/12 04:20  مدت زمان عضویت:18 روز
1
دوست عزیز منم مثل شما در دوران عقدم و موارد کوچولویی از همسرم دیدم ولی مثل شما بدبین نیستم. حتی این اجازه رو دادم که راحت به خانمهای دیگه نگاه کنند و شوخی کنند هرچند خیلی خیلی سخته. ولی بعد از یه مدت به این نتیجه رسیدم هرچی بیخیال تر باشی روانت آسوده تر. درضمن هرچی زمان میگذره به این نتیجه میرسم که همسرم وفاداره و بیشتر عاشقش میشم. درضمن اون هم از این رفتارهای من خیلی خوشحال. هر چند ایشون خیلی شیطون اند و شوخ و منم کمی شک دارم اما این بی اعتنایی و گفتن این جمله به همسرم که بتو اعتماد کامل دارم باعث شده رفتارهای مشکوکش کم بشه و خیال من راحتر.
متاسفانه شما خیلی حساس هستید بنظر من نگاه مرد به زنان دیگه مشکلی نداره و باعث میشه چشمشون سیر شه. ولی محدودیت حریص می کنه مرد. درضمن هر فردی یه دنیای خصوصی داره که نباید ما انتظار این داشته باشیم که همه چیزو اون آدم بدونیم مثل رمز گوشی و چمدان و...
پس سعی کنید به همسرتون بفهمونید که بهش ایمان دارید نه شک بهتر جواب میده.
برنامه های مرتبط