شماره تماس پشتیبانی
02188915004
  • دوره ها
  • متعادل بودن در یک رابطه عاطفی

متعادل بودن در یک رابطه عاطفی

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 00:37
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 1
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
درباره این برنامه

متعادل بودن در یک رابطه عاطفی به چه معناست؟

بسیاری از شما عزیزان سوال کردید که وقتی ما کسی را دوست داریم به او دلبستگی پیدا میکنیم و وابسته او می شویم، چطور میتوانیم همزمان هم کسی را دوسته داشته باشیم و هم یک رابطه متعادل عاطفی داشته باشیم.

 

بزرگترین مشکل ما خانم ها این است که عشق ورزیدن را با مهرطلبی را باهم قاطی می کنیم و ناخودآگاه یک وابستگی ناسالمی رو برای خودمان به وجود می آوریم.

وابستگی در یک رابطه عاطفی کاملا طبیعی است ولی وقتی این وابستگی بیش از اندازه شود و تبدیل به یک چسبندگی بد شود مثلا در طول روز مدام به طرف مقابلم زنگ بزنم ، او را مدام کنترل کنم و... این می شود یک وابستگی ناسالم.

وابستگی از نوع دلبستگی سالم، ارزشمند است  یعنی همانقدر که طرف مقابلم را دوست دارم به همان اندازه هم، خودم و شخصیت خودم را دوست داشته باشم و کاری نکنم که به شخصیت خودم لطمه وارد کنم.

 

 

 ایا می دانید تعادل در رابطه عاطفی چیست؟

 

 

شما زمانی می توانید به طرف مقابلتون حس خوبی بدهید که ابتدا خودتان را دوست داشته باشید، برای خودتان احترام قائل شوید:

در این صورت شما به طور ناخودآگاه یه کششی نسبت به خودتان در طرف مقابل ایجاد کرده اید که هم شخصیت خود را حفظ کردید و هم توانستید طرف مقابل را به خودتان جذب کنید.

خانم های عزیز! به کسی که هنوز در زندگی شما جایگاه رسمی ای پیدا نکرده اجازه ندهید صاحب و مالک تمام زمان های شما و تمام کارهایی که قرار است انجام دهید شود و حتی برای بیرون رفتن هم نیاز به اجازه او داشته باشید.اگر به این کار تن دهید ، به طرف مقابل تان القا می کنید که شما فردی ضعیف و بدون اختیار هستید و همیشه حرف، حرف او خواهد بود و این یک نوع چسبندگی بد به وجود می آورد.

از مواضع خودتان کوتاه نیایید تا شخصیت تان حفظ شود. نترسید و بدانید اگر شما با یک شخصیت سالم وارد یک زندگی مشترک شوید، زندگی موفقی خواهید داشت و اگر غیر از این باشد، مطمئنا با مشکلات زیادی روبرو خواهید شد.

برای دیدن توضیحات بیشتر در این زمینه حتما ویدئوی بالا را ببینید.

 

 

 دوست داشتن خود

 

نمایش بیشتر
جلسات این برنامه

متعادل بودن در یک رابطه عاطفی

00 ساعت و 37 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/9/30 18:10  مدت زمان عضویت:94 روز
0
سلام امروز هیچکدوم از ویدیو هارو نتونستم دانلود کنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/10/1 09:27  مدت زمان عضویت:478 روز
0
لطفا با شماره تماس 02188915004 جهت تهیه محصولات و راهنمایی بیشتر ارتباط برقرار کنید
1397/9/19 01:26  مدت زمان عضویت:106 روز
0
سلام خانم نصری عزیز
من 31سالمه یه پسر8ساله دارم و 9ساله ازدواج کردم و اما
خانواده شوهرم بر خلاف من وشوهرم کاملا مذهبین و این باعث شده که من در خانواده همسرم احساس سر خوردگی و الگوی نامناسب بچه هاشون باشم که هیچ گاه به زبان نیاوردن اما با رفتار شون نشون دادن مثلا با بچه هاشون تنها نمی موندم یا خونه ما اصلا بدون دعوت نمیان و غیره که برای من خلافش هست و با انها اینطور رفتار نمیکنم حتی هنوز هم اگه باشوهرم کار دارن یا دلتنگی میکنن به خونه زنگ نمیزنن به موبایل همسرم و همسرمم که خانواده دوسته ودست از شش خواهر سه برادر نمی تونه برداره هر کاری که فک کنی براشون انجام میده حتی اگه من و بچه ام تو تلاتم و بی قراری عاطفی یا مالی قرار بگیریم ولی از شوهرم خوب گفته بشه شوهرم ارضا فکری از سمت اونا بشه فقط منو از اون اول زندگی لقب چرا اینجوریه انقد چسبه به تو جلو چشمای شوهرم قرار دادن ورابطه ما از اول کمی نا امن بود اما الان برام اگه دیگه زیادی شوهرمو قربونصدقه برن یا کاری از ش بخوان که من تو مضیقه قرار بگیرم برام مهم نیست ثر شدم و خانواده خودم این موضوع بی ارزشی منو از سمت خانواده شوهر فهمیدن و یه مدت اونا ازمن باج احساسی و حتی کارهایی کردم تو عالمه خواهر برادری بیش از حد بوده واز اونهاهم ضربه دیدم و شوهرمم بامحبت های زیادی که کرد با رفتار بد اونها ضربه دید و از خانواده خودشم همین طور الان هم من و هم شوهرم خسته ایم از لحاظ فکری روحی دیگه خانواده هامونو قبول نداریم اما قط رابط هم نیستیم مجبوری تحملشون میکنیم وچون نمی تونه جلو خانواده اش از بی حجابی و راحتی خودمون دفاع کنه تصمیم به مهاجرت گرفته که ما از لحاظ مالی هم انقدر پول نداریم که راحت بخواهیم تو ترکیه زندگی کنیم ایا به نظر شما مهاجرت بهترین راه برایماست؟
شوهرم اون اولا تو جمع منو تنها میذاشت وبا من نبود و تو ی جمع همیشه من تنها بودم وهیچ همصحبت یا هم فکری نداشتم حتی به تازگی هم بخاطره اونا بامن جلوی همه خواهر و برادر بچه وغیره دعوا کرد و گفت طلاقت میدم خودمو راحت میکنم دیگه خسته شدم وبعد از این جمله خواهرش اومدن گفتن چرا اخه همه شوهراشونو تو دستشون گرفتن تو چرا اینجوری کردی تو وحرفای دیگه اما بعد اون دعوا به بعد خانواده شوهرم یکم فقط یکم بهتر شدن چون منه خر هنوز بهشون احترام میدم شاید اون هم به من یه روز احترام بدن اما همش توقع شده دیگه واقعا بریدم دوست دارم برم یه جای دور زندگی کنم بدون هیچ ادمی که زبونشو بفهمم کمکم کنید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/19 07:21  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/19 01:12  مدت زمان عضویت:218 روز
0
ممنون از لطفتون
1397/8/28 21:58  مدت زمان عضویت:169 روز
0
سلام وخسته نباشید خدمت خانم نصری عزیز وهمکارانشون،ببخشید من برای تهیه پکیج چون به تنهایی قادر به پرداخت وجه نبودم مجبور شدم باهمسرم درمیون بزارم،الان همسرم بااینکه مدت کمیه پکیج روتهیه کردم مدام بهم میگه توکه اینهمه آموزش میبینی چرا عوض نمیشی؟ میدونستم تو عوض نمیشی الکی پکیج خریدی،واز این حرفا خیلی خسته شدم نمیدونم چه رفتاری انجام بدم؟میگم آدم یه شبه تغییر نمیکنه باز حرف خودشو میزنه چه کنم؟لطفا کمکم کنید ممنون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/29 08:21  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست عزیز همانطور که گفتید شجا برای تغییر کردن این پکیج را تهیه کرده اید و در تهیه کردن ان همسرتان کمکتان کرده است پس باید یک سری از رفتارها را که باعث میشود همسرتان اینچنین نسبت به شما انتقاد کند را حذف کنید بررسی کنسد در چه مواقهی همسرتان از نحوه برخوردتان نارلحت میشود این موارد را از رفتار خود حدف کنید تا مورد انتقاد واقع نشوید .درست است که تغییر یک شبه اتفاق نمی افتد اما کم کردن یک سری رفتارها اختیاری است .
1397/8/27 01:09  مدت زمان عضویت:164 روز
0
سلام خانم نصری عزیز امیدوارم که حال دل شما هم خوب باشه در اول تشکر میکنم از همه آموزهاتون و باز تشکر از اینکه به هر طریقی در اختیار ما بطور غیرمستقیم میذارین.
1397/8/22 12:32  مدت زمان عضویت:288 روز
0
پریسا جان...عالی و زیبا توضیح دادید...در ابتدا بسیار از پروردگارم که شما را واسطه کرد تا دیگران را آگاهی دهید سپاسگزارم..و بعد از شما که چه ساده و راحت مطالب را آموزش می دهید بسیار قدردانی میکنم..
1397/8/20 23:02  مدت زمان عضویت:238 روز
0
خيلي ممنون از مطالب زيباتون
تو مبحث آخر رنجي كه تو زندگي قبليتون بوده كاملا پيدا بود كه واقعا خودم ناراحت شدم براتون. خدا رو شكر كه الان موفقيد و گشايش راه ما خانما هستيد
1397/8/20 16:00  مدت زمان عضویت:168 روز
0
وای خانوم نصری عاشقتم ، خیلی خوبی...
1397/8/20 09:59  مدت زمان عضویت:167 روز
0
سلام خانم نصری عزیز.من پکیجی که از شما خریداری کردم رو کامل گوش دادم.یه سوال قبلا پرسیده بودم.ولی جوابی ندیدم.پرسیده بودم که با مردی ازدواج کردم که زن داشتن هرچند زندگی خوبی نداشتن با تحقیق و پرس و جو فهمیدم که میخوان طلاق بگیرند.خانواده ها قبلا موافقت کردند و من که واقعا عاشقش بودم پذیرفتم که تا مدتی که طلاق نگرفته صیغه بمونیم تا بعد‌الان 5 سال گذشته.و هنوز شوهرم درگیر دادگاه هستن.من از ازدواج قبلیم یه پسر دارم که الان 8 سالش هست.بعد 5 سال پسرم رو بهونه کرده که چون من دوتا دختر دارم نمیتونم با وجود پسرت به این زندگی ادامه بدم.دخترام قراره از مادرشون جدا بشن و با من زندگی کنند و از این حرفا.و بارها هم متوجه خیانتش شدم که با زنهای دیگه رابطه داشته.البته تو گوشی به چشم ندیدم.و من بعد از اینکه کامل پکیج رو دیدم جزوه ها رو مطالعه کردم از خودم متنفر شدم که چرا چرا چنین کاری کردم.خیلی شکست خورده الان جدا زندگی میکنم.وسایلمو جمع کردم و تویی یه خونه خیلی خیلی کوچیک با پسرم زندگی میکنم.ولی شرمنده ام.خدا میدونه چقد وجدانم در عذاب هست.کاش زودتر یکی بود به من حرفای شما رو زده بود.خودمم نمیدونم شیفته ی چی شدم.اصلا هم خانواده ی بی بند نیستیم که اینجور تن به چنین ذلتی دادم.الان با این حال بدم چیکار کنم.خیلی حالم بده.خیلی پشیمونم.از حرفای مردم میترسم.چقد بهش دلبسته بودم.و چطور پشتمو خالی کرد.هرچند من به دیواری فرسوده تکیه داده بودم که هرلحظه امکان ریزش داشت و من نفهمیدم.واسه اینکه حال دلم خوب بشه چیکار کنم.میخوام قوی باشم محکم باشم .کمکم کنید.بازم ممنونم از پکیج عالیتون.به نظر من هر خانمی لازمه که اطلاعاتش رو کامل کنه.که با این پکیج به نظرم اون چیزی که باید بفهمه رو‌میفهمه که کاش کن زودتر تهیه کرده بودم.شاید این اتفاقها برام پیش نمیومد.ممنونم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/20 10:13  مدت زمان عضویت:478 روز
0
سلام دوست عزیز افرین بر شما که به این مرحله رسیده اید عذاب وجدان را کنار بگذارید و برای خودتان زندگی کنید چرا باید زندگیتان را بر مبنای حرف مردن بنا کنید اینده خود را در نظر داشته باشید و او را فراموش کنید .شما باید این را در نظر بگیرید کسی که هنوز یک رابطه را تمام نکرده وارد رابطه جدید میشود حتما از لحاظ احلاقی مشکل دارد پس باید هرجه زودتر تصمیم قطعی خود را بگیزید و این رابطه را تملم کنید .
1397/8/14 13:37  مدت زمان عضویت:143 روز
2
واقعا حق مطلب را ادا کردید مخصوصا آخرین مبحث ؛عالی گفتیدزندگی روی زندگی دیگران کثیف ترین کار یک زن هست و بازم ممنون
1397/8/14 01:41  مدت زمان عضویت:141 روز
1
عالی بود 👏👏👏👏👏
برنامه های مرتبط