شماره تماس پشتیبانی
02188915004

کلوپ دانشجویان هنر زن بودن

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 14:08
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 20
می خواهم شروع کنم.
200,000 تومان
برای دیدن این برنامه آموزشی روی دکمه بالا کلیک کنید.

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
می خواهم شروع کنم.
200,000 تومان
برای دیدن این برنامه آموزشی روی دکمه بالا کلیک کنید.
درباره این برنامه

این کلوپ فقط ویژه بانوان می باشد، و از عزیزانی که دوره جامع را برای بانوی خودشان تهیه می کنند، درخواست میکنیم حتما به نام خود بانوی خود دوره را تهیه کنند که بتوانند از این کلوپ بهره مند شوند.


با توجه به اینکه حدود 8 سال است در حوزه راز و رمز موفقیت بانوان در حال تحقیق و پژوهش هستم،
روزهای اولیه ی شروع کارم، فکر نمی کردم اصلا این همه مسائل خاص در بانوان وجود داشته باشد که هیچ فضایی هم برای هم اندیشی و کمک به همدیگر وجود نداشت.
همین فکر بود که باعث شد دوره های توانمندسازی زنان را طراحی کنم و خیلی خوشحال هستم که بالغ بر 25 هزار نفر در این دوره ها شرکت کرده اند.
با توجه به اینکه همیشه به رفع مشکلات بانوان سرزمینم اهمیت می دادم، و این موضوع که خلاء در سیستم آموزشی و دوره های آموزشی وجود دارد، به این فکر افتادم تا فضایی را برای دانشجویان دوره های توانمندسازی زنان با عنوان زنان باهوش راه راه اندازی کنم.


به زندگی روزه مره تان نگاه کنید:
تا مشکلی در روابط زناشویی مان بوجود می آید، تازه تصمیم به رفتن به مشاوره می گیریم، تا راه حل هایی برای این مسائل بیابیم.
تا امروز یک جای معتبر که بشود مسائل اساسی زندگی مان را مطرح کنیم و راه حلی برای این مسائل بیابیم، در حوزه مسائل زناشویی ندیدم.


اطلاعاتی که امروزه کم و زیاد، غلط یا درست در گوشه کنار اینترنت و شبکه های مجازی پخش شده است که معمولا 99 درصد اشتباه و با موقعیت فردی هر فرد انطباق ندارد.
زنان باهوش، خرد جمعی دانش اموختگان دوره هنر زن بودن برای مسائل زناشویی و هنر زن بودن است که برای رسیدن به یک زندگی ارام و پر از عشق آماده سازی شده است.
زنانی که با آگاهی کامل، دوره های توانمندسازی خودشان را گذرانده اند و الان می خواهند به همنوعان خود کمک کنند تا یک زندگی شیرین را تجربه کنند.
این بخش از وب سایت را با عنوان کلوپ زنان باهوش نام گذاری کردم .
و در این بخش تمرکز بر راه حل ها و مکمل های آموزشی برای هر چه توانمندشدن زنان باهوش داریم.

در این کلوپ سه بخش وجود دارد:
1- پاسخ به سوالات دانشجویان: در این قسمت همه دانشجویان دوره میتوانند سوالات خود را درج کنند و دیگر دانشجویان با تمرکز بر مسئله موجود، راهکارهای اصولی خودشان را طبق آموزه های هنر زن بودن به دیگر زنان باهوش انتقال دهند.


2- گزارش پایانی دانشجویان: در این قسمت دانشجویان گزارش نهایی دیدن دوره را درج می کنند، و اینکه دوره هنر زن بودن برایشان چقدر موثر بوده است و چه آموخته هایی از این دوره بدست آوردند را در اینجا ذکر می کنند.
به دوستانی که گزارشات دیدن هر جلسه را در پارت آخر هر جلسه درج کنند و گزارش نهایی دوره را در این قسمت درج کنند، هدیه ای از طرف استاد نصری با عنوان دوره غیر حضوری ارتباط موثر در پروفایلشان درج می شود.


3- پاسخ ویدئویی و صوتی به سوالات مهم و پرتکرار: در این قسمت برخی سوالاتی که اهمیت بالایی برای یادگیری دیگر زنان باهوش دوره هنر زن بودن، توسط استاد پریسا نصری به صورت مستقیم پاسخ داده می شود.

این کلوپ به صورت مستقیم توسط استاد پریسا نصری پاسخ داده می شود.
همچنین این کلوپ فقط ویژه زنان باهوشی است که در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند و از مفاهیم و مطالب این دوره استفاده کرده اند.

قابل توجه است، زنان باهوشی که به تازگی در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند، ظرف 24 ساعت در این گروه قرار می گیرند، تا بتوانند از آموزه ها و همفکری های این گروه استفاده کنند.

نمایش بیشتر
جلسات این برنامه

پاسخ به سوالات دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

درج گزارش و نظر در جلسات

00 ساعت و 05 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

گزارش پایانی دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل شماره 1 ویژه دانشجویان

00 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ شماره 1 دانشجویان

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 3- رفتار نادرست همسرم بعد از یک بحث

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 18 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 4 - کنایه حرف زدن همسر و بی مسوولیتی مرد

00 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - مرد رفیق باز

00 ساعت و 02 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: هنر زن بودن

00 ساعت و 41 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه اول

02 ساعت و 15 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه دوم

00 ساعت و 37 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه سوم

01 ساعت و 43 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه چهارم

01 ساعت و 26 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه پنجم

01 ساعت و 20 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه ششم

01 ساعت و 21 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هفتم

01 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هشتم

01 ساعت و 30 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه نهم

01 ساعت و 01 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
می خواهم آموزش را شروع کنم.
200,000 تومان
برای دیدن این برنامه آموزشی روی دکمه بالا کلیک کنید.
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1398/3/23 21:21  مدت زمان عضویت:280 روز
0
سلام.وقتتون بخیر. ببخشید من توی هنر حرف زدن با دیگران و مخصوصا زبان بدن مشکل دارم البته نه بو همسرم.با بقیه بجز خانواده. حرفهایی که در جمع فامیلی در جواب کنجکاویها و یا دخالتهاو.. میزنم معمولی هستن ولی با صورتم بد نمایشش میدم و معلومه خیلی ناراحتم و بخاطر همین همیشه ناراحتم که نتونستم جوابی بدم. اما هستن کسایی توی جمع که جواب سنگین میدن اما کسی بهش برنمیخوره یا اگر هم بخوره قدرت بیانش رو ندارن. البته این موضوع ریشه در کودکی تا الان کل خانوادم داره که بخاطر کوچیک کردن ما توسط پدرم در جمع هست.و یا عنوان کردن تمام ریز مشکلاتمون برای همه در صورتیکه همگی سنهامون بالا هست ولی مواقعی هست که در جمع فامیل پدرم حضور باید داشته باشیم و از جمع فامیل پدرم همیشه دوری میکنیم چون هر زمان این دیدار پیش بیاد جز ناراحتی خودم یا اعضای خانوادم چیزی در بر نداره. لطفا اگر خانوم نسری در این مورد راهکار دارن برام کلیپش رو هم بفرستید تا بتونم بیان کنم و خودنگهدار ظاهری باشم. ممنونم
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/27 15:40  مدت زمان عضویت:389 روز
0
مساله ای که عنوان کرده اید چیزی نیست که بتوان در چند جمله به شما راهکار داد یا شما بتوانید صرفا با خواندن یک متن یا این موضوع کنار بیایید و برای همیشه برای شما حل شود.همانطور که خودتان هم بیان کرده اید این موضوع ناشی از دوران کودکی شما و رفتار نامناسبی است که با شما داشته اند و باعث شده که عزت نفس و اعتماد بنفس شما از بین برود و تخریب شود.اینکه بنشینید و خودتان را با دیگران مقایسه کنید فقط باعث می شود بیشتر در این زمینه ضعیف شوید و حساسیت دیگران را هم بر می انگیزانید.بجای این کار بهتر است کار ها و فعالیت هایی را انجام دهید که باعث قوی تر شدن ارتباطات شما و شفاف شد فن بیان شما شود می توانید در کارگاه های آموزشی یا دوره های آموزشی مرتبط با این مساله شرکت کنید تا بتوانید این شرایط را بهبود ببخشید.
در همین رابطه دوره ی ارتباط موثر
https://www.parisanasri.com/course/64-effective-communictionرا به شما پیشنهاد می کنیم.
موفق باشید
1398/3/20 13:25  مدت زمان عضویت:103 روز
0
سلام خانم نصری عزیز خسته نباشین خانم نصری همسر من به کلی ازم سرد شده هیچ گرایشی بهم نداره بهم میگه به خاطر دخترمون باهام زندگی میکنه ما قبل خیلی همدیگه رو دوست داشتیم میتونم بگم همسرم عاشقم بود ولی الان با این وضیت نمیدونم چیکار کنم تا اونجایی که میدونم با کس دیگه ایم ارتباط نداره ولی الان موندم من چیکار کنم توروخدا کمکم کنید واقعا درست بشو هست یا نه احساسش بهم بر میگرده؟ وقتی یکم از راهکارایی که دادین استفاده میکنم یه کوچولو تغییر و تو رفتارش حس میکنم مثلا بیشتر وقتا ازم جدا میخوابه ولی وقتی یکم که رفتار امون خوب بود گاها میاد پیشم میخوابه. بهم میگه همینی که هست به این زودیا من درست نمیشم واقعا من نمیدونم چه کنم خانم نصری وقتی بهش نزدیک میسم میگه برو اونور یه راهکاری به من بدین خواهش میکنم درست بشو هست یا نه؟
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/20 17:52  مدت زمان عضویت:389 روز
0
حتی تصور اینکه همسر ما نسبت به ما رفتار طرد کننده ای داشته باشه ، سخت و ناراحت کننده است چه برسه به اینکه در زندگی واقعی اون رو تجربه کنی ! اما چه میشه کرد ؟ این موضوع تجربه ای است که در هر رابطه ی بلند مدتی حداقل یک بار اتفاق می افتد ، زندگی مشترک که دیگه جای خود دارد .طرد شدن از طرف همسر معمولا ناگهانی و کامل اتفاق نمی افتد ف اما همین روند آهسته و پوسته ی اون به حدی آزار دهنده و مخرب است که روح آدم رو بیمار می کنه و اساس رابطه رو با خطرات جدی مواجه میکنه! وقتی انسان از طرف افراد مهم زندگیش طرد بشه خیلی براش دردناکه و همه ی تصورش از خودش بهم میریزه! چون دیگه مثل سابق برای فرد طرد کننده ارزشمند نیست ! طبیعیه که دیر یا زود شادی و نشاط از اون زندگی بیرون میره و به جای اون رنج ، خودخوری ، احساس رهاشدگی ف خشم ، افسردگی ، اضطراب و ...فرد رو گرفتار میکنه! بهترین راه برای رهایی از این وضعیت گفتگو با همسرتون هست و معمولا این کار برای زوج ها چه خانم و چه آقا کار آسونی نیست چون میترسن مطرح کردن این موضوع باعث جنگ و دعوای جدیدی بشه یا اینکه بطور کلی طرف مقابل ور از دست بدن! باید به همسرتون بگید که نیاز دارید در یک وقت مناسب با هم صحبت کنید و درباره ی راهکارهایی که هر دو نفر برای بهبود رابطتون انجام میدید و قدم هایی که بر می دارید صحبت کنید.همه ی تغییرات نباید از طرف همسر شما باشه بلکه باید سعی کنید درباره ی تغییرات کوچکی که در حال حاضر برای شما مهم است به توافق برسید .
ممکنه همسر شما جز افرادی باشه که آگاهی نسبت به رفتار خودشون ندارن ، پس قبل از اینکه ایشون رو قضاوت کنید و برچسب بی تفاوت بودن بزنید با ایشون صحبت کنید و خیلی واضح و روشن به همسرتون بگید که میخواهید چه چیزی تغییر کند .حتما به همراه همسرتون به یک مشاور متخصص یا روانشناس مراجعه کنید .
موفق باشید
1398/3/20 13:20  مدت زمان عضویت:132 روز
0
سلام من پکیج کامل هنرزن بودن و سلطان زندگی من و تهیه کردم میخوام صوتیشم تو گوشی گوش کنم ... چرا دوره سلطان زندگی من باز نمیشه برام ؟؟
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/20 14:43  مدت زمان عضویت:389 روز
0
سلام
فایل صوتی سلطان زندگی من در کلوپ قرار ندارد و
دی وی دی شماره 20در دوره ی سلطان زندگی من ، فایل صوتی این دوره می باشد
که میتوانید از آن استفاده کنید.
موفق باشید
1398/3/11 23:42  مدت زمان عضویت:233 روز
0
سلام خانوم نصیری من الناز 22سالمه من از همسرم 5ماه میشه جدا شدم قبلا گفته بودم ک شما گفتید جدا نشید ولی همسرم در خواست‌طلاق‌داده. بود منم با ناراحتی رفتم امضا کردم الان پشیمونم میخوام برگردم روزام خیلی بد میگذره‌ تمی تونم بدونش الان م ک جدا شدیم هیچ وقت وقت نمیزاره واسه من همیشه بعد اینکه جدا شدیم من پی ام میدم بهش چون دلم براش تنگ میشه ولی‌نمیدونم چرا اون دلش‌ تنگ نمیشه ولی‌وقتی ام ک وقت برتره ازم استفاده میکنه بعد اون دیگ اصن پی گیر نیس ک خوبم یا بد نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید اعتماد به نفسم غرورم همه چیو از دست دادم لطفااا ??
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/20 15:37  مدت زمان عضویت:389 روز
0
سلام دوست عزیز
از اینکه در این شرایط قرار گرفتید متاسفیم و دعا می کنیم آرامش درونی خودتون رو بدست بیارید.
باید بپذیریم که هر رابطه ای روزی به پایان میرسه ولی نوع پایان رابطه ممکنه متفاوت باشه ، مرگ عزیز، کات کردن، خیانت ، طلاق و ...این اولین اصل هر رابطه ای است.جدایی عاطفی یعنی ترک عادت عاطفی و ترک عادت موجب مرض است! دیگه شما حق دیدن ایشون رو ندارید ، صداش رو نمی شنوید، حتی خیلی کم هم نمی تونید ببینیدش ، دیگه نمی تونید کنارش باشید و انگار باید اون رو یک مرده فرض کنید که هیچ طوری بهش دسترسی ندارید .ناراحتی و گریه وزاری و بی حوصلگی، عدم تمرکز و ..همه ی این ها کاملا طبیعی است.اما حال بد شما بستگی به تفسیر شما از این جدایی داره! تحمل دوزخ موقت بهتر از امید به بهشت و ماندن در برزخ خواهد بود.اینکه بنشینید و به خودتون امید بدید که تصمیمش عوض میشه ، غیر ممکن نیست اما مگه شما بازیچه اید؟آیا از او بهتر برای شما وجود نداره؟چند بار دیگه قراره زندگی کنید که عمرتون رو بخاطر کسی که شما رو ترک کرده هدر بدید؟ تا حالا فکر کردید اگر قرار بود برگرده اصلا چرا رفت؟ چرا از شما جدا شد؟بهتره با خودتون صادق باشید
اگر همسر شما زندگی در کنار شما را می خواست هیچوقت راضی نمی شد از شما جدا بشه
ارتباط شما بعد از جدایی کاملا اشتباه است مگر اینکه فرزند مشترکی داشته باشید که بخاطرش مجبور باشید با همسر سابقتان ارتباط را نگه دارید در غیر این صورت هیچ لزومی نداره و فقط خودتون رو عذاب میدید
پس چرا خودتون رو آزار بدید؟؟؟ هر چیزی که شما رو به یاد ایشون میندازه از بین ببرید عکس ها، کادوها، پیام ها و ...
از مواد مخدر بشدت دوری کنید و دست به کار احمقانه ای نزنید که نشود آن را جبران کرد ، اگر فکر خودکشی شما رو رها نمی کنه حتما به یک روانشناس مراجعه کنید
باید بخودتون فرصت بدید تا بتونید به روال عادی زندگیتون برگردید ، برای بهتر شدن حالتون شاید یک مشافرت ، یا شروع باشگاه کمک زیادی براتون باشه! ادامه تحصیل یا هر کار مفید و سرگرم کننده ای که به شما آرامش میده و ...هر تجربه تلخ یک فرصت طلایی با خودش بهمراه داره ، بستگی داره شما چطوری به این موضوع نگاه کنید.
موفق باشید
1398/3/10 12:17  مدت زمان عضویت:29 روز
0
سلام من هنر زن بودن رو خریدم چجوری عضو کلوپ شم
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/26 11:44  مدت زمان عضویت:389 روز
0
سلام
لطفا با شماره ی
02188915004 تماس بگیرید تا کارشناسان ما شما را راهنمایی کنند.
موفق باشید
1398/3/4 04:20  مدت زمان عضویت:147 روز
0
سلام من زهرا هستم 7ماه پیش با پسری آشنا شدم و ایشون ازم خواستگاری کرد فقط مشکل مالی داشتن ازم خواستن 4سال صبر کنم چون در حال خدمت بودن و می خواستن فرصت داشته باشن ک دست پر بیان جلو. بعد از یکم معاشرت فهمیدم تو خانواده مشکل دارن و اینکه بخاطر همین مشکل اصلا سواد عاطفی ندارن اولا مهربون تر بود ولی بعدا فهمیدم ک برخلاف من اجتماعی نیست و می خواد تو جمع یه جوری نشون بده ک انگار حرف، حرف اونه. و اینکه می گفت اومدی خونه ی من حق درس خوندن نداری بعد از 6ماه سیگاری شد ک من شدیدا بدم میومد هرچقدر سعی کردم باهاش حرف بزنم ک بذاره کنار سریع شلوغش می کرد خلاصه کلام مشکلات اینجوری بازم پیش اومد و هر دفعه نظرشو تحمیل می کرد و می گفت من اینجورم الان یک ماه و نیمه ک ازشون خبر ندارم یعنی بحث شد و ایشون ی حرفی به من زد ک من به کل پا روی علاقم گذاشتم. وابسته نبودم ولی از لحاظ روحی اذیتم ذهنم خیلی شلوغه اصلا نمی تونم ی کاری رو درست انجام بدم می خواستم ببینم عایا کار من درست بود؟ و اینکه چیکار کنم ذهنم از این شلوغی دربیاد
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/3/7 18:47  مدت زمان عضویت:389 روز
0
برای یک مرد زمان صرف کردن با یک شخص کافیه تا بدونه که آیا تصمیم به ازدواج داره یا نه معمولا آقایون طی چند ماه اول رابطه تصمیم میگیرن که با اون فرد ازدواج کنن یا خیر. هر دلیلی اعم از ترسهایی که درونشون دارن ( ترس از تعهد، مسئولیت، از دست دادن آزادیهای مجردی ،ارتباطات با خانواده ی جدیدو...) یا هر مسئله دیگه ای که مانع این میشه ک الان تصمیم جدی برای ازدواج داشته باشن به معنای اینه که الان ایشون مردی نیست که بتونه تعهد ازدواج به شما بده و همین یعنی ایشون برای شرایط فعلی شما انتخاب درستی نیست(البته شما نگفتین چندسالتونه!!!). با موندن تو این رابطه فرصتهای بعدیتون رو از دست میدید و هرچقدر که زمان صرف این رابطه بشه همونقدر دیرتر مرد مناسبتون وارد زندگیتون میشه. قابل درکه وابستگی ک دارید و رنجی که از تمام شدنش خواهید داشت منتها کسی ک در ارتباط عاطفی تکلیف شما رو مشخص میکنه شمایید و کنترل انتخاب روند زندگی عاطفی شما با خودِشماست. میدونم ک توانمندی و شجاعتتون کمکتون میکنه که بعد از گذراندن دوره سوگواری بعد از جدایی، با خردی ک از تجربه این آشنایی نصیبتون شده انتخاب بهتری داشته باشین و مردی رو وارد زندگیتون کنید که شرایط متعهد شدن رو داره ولی احساس شما به ایشون فقط وابستگیه و اگر شدت عشقتون تا این حد که گفتین زیاد بود هیچوقت راضی نمیشد از شما جدا شود و یا حداقل تلاشش را میکرد تا ناراحتی شما تمام شود.بنظر میرسه ایشون نه تنها آمادگی ازدواج ندارند بلکه ارتباط با ایشون هم برای شما نتیجه ی خوبی در بر نخواهد داشت و قطعا اخلاق ها و رفتار های منفی ایشون در دراز مدت روی شما هم تاثیر خواهد گذاشت! تموم شدن این رابطه نباید این احساس رو در شما ب وجود بیاره که یعنی من به اندازه ی کافی خوب نبودم؟برای اینکه بتونید درگیری های ذهنیتون رو کمتر کنید می تونید زمان بیشتری رو با خانوادتون بگذرونید، با دوستاتون بیرون برید ، کلاس هایی که دوس دارید شرکت کنید و یا کارهایی که شما رو آروم میکنه بیشتر انجام بدید
موفق باشید
1398/2/15 11:01  مدت زمان عضویت:265 روز
0
سلام خانم نصری عزیز
روزتون بخیر
من 5 ماهی هست که عقد کردم و ازدواج من در ابتدا با مخالفت خانواده من همراه بود ولی بعد از یکسال من وهمسرم بالاخره توانستیم آنهارا مجاب کنیم اما...
در این یک سال اختلافاتی بین همسرم و خواهر من رخ داد سر این جریانات ولی همسرم بعد از ازدواج سعی کردم خیلی به این اختلافات دامن نزنه و به قول خودش فراموش کنه اما خواهر من با یک سری رفتارات باز دامن زد به این اختلافات تا جایی که الان یک ماهی است هردوشون در حد سلام باهم برخورد دارند حتی گاهی اوقات همسرم همان سلام هم نمی کنه و این خیلی منو آزار میده.
بارها باهم سر همین موضوع دعوا و بحث کردیم ولی اون میگه خواهر تو با من مشکل داره و منم قرار نیست دیگه پیش قدم بشم. خواهرم 5 سالی بزرگتره و من مدام میگم به خاطر احترام به بزرگتر بودنش تو فقط بهش سلام و بده اما خیلی اهمیت نمیده به حرفم
ممنون میشم اگه بهم کمک کنین که حداقل حرمت بینشون و حفظ کنم
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/2/16 16:33  مدت زمان عضویت:389 روز
0
اختلاف بین زوجین بر سر رفت و آمد با خانواده ها و خویشاوندان دور و نزدیک یکی از مسائل شایع و نسبتا طبیعی در زندگی زناشویی است که کم و بیش در خانواده ها وجود داره و متاسفانه این اختلاف گاهی موجب مشاجره های بیشتر و اختلاف بیشتری هم میشه،در رابطه با موضوع اختلاف خواهر شما و همسرتون هیچ توضیحی ندادین این در حالیه که ما حتی در مواقعی که صحبت های هر دو نفر رو هم میشنویم باز هم خیلی قاطعانه نمیشه قضاوت کرد! ولی بطور کلی متاسفانه
بعضی از افراد عادت کردن در هر زمینه ای در مواقع لزوم یا حتی مواقع غیر ضروری پای خودشون رو فراتر از مرز بزارن و از نظر خودشون برای اصلاح زندگی اطرافیانشون تلاش می کنند این موضوع خوبه که بتونیم به عزیزانمون کمک کنیم ولی در اکثر موارد باعث مشکلات گسترده تری میشه.اینکه شما دوس دارید ارتباط بین همسرتون با اعضای خانوادتون خوب باشه خیلی هم عالیه ،و با توجه به مخالفت های خانوادتون برای ازدواج شما بنظر نمیرسه ایشون آدم سخت و غیر قابل نفوذی باشن وگرنه نمی توانستند به این سرعت و در این زمان کوتاه طوری رفتار کنه که نظر خانوادتون عوض بشه و بتونه رضایت اونهارو جلب کنه! توی صحبتهاتون گفتین اونی که به این ناراحتیا دامن میزنه و باعث میشه کِش پیدا کنه خواهرتونه و قصوری متوجه همسرتون نیست! بهتره بجای حساسیت نشون دادن و اصرار کردن به همسرتون برای تغییر رفتارش ،این انرژی رو برای بهتر شدن رابطتون با ایشون صرف کنید و برای خاتمه دادن به این موضوع حتما بصورت واضح و کامل با خواهرتون صحبت کنید تا به این حاشیه ها دامن نزنه و باعث ایجاد دردسر برای شما و زندگیتون نشه!اینکه ما صرفا بخاطر چند سال بزرگتر بودن به خودمون اجازه بدیم با هر کسی هر طوری که دوس داریم رفتار کنیم و مجوز هر رفتاری رو به خودمون بدیم ، باعث نمیشه دیگران اجباری برای احترام گذاشتن به ما داشته باشند و مسلما هر کنشی یک واکنش هم به همراه خواهد داشت.طبیعیه که خانواده ی شما بخاطر ارتباط عاطفی که بینتون وجود داره شما رو دوست داشته باشن و اگر چیزی باعث ناراحتی شما بشه بخوان ازتون حمایت کنن و پشتتون باشن ولی اگر عاقل و مدبر نباشن ، مشکل شما بزرگتر میشه ! شما بعنوان یک همسر هم تلخ رفتاری های همسرتون رو دیدید و هم روزهای خوش و لحظات عاشقانه ای رو در کنار ایشون بودید اگر خودتون هم بخوایید به این مساله دامن بزنید و اونو پررنگ کنید چالش های بیشتری به وجود میارید! با خودتون فکر کردید با این اصرار دقیقا چی بدست میارید؟ این رفتار شما چه تاثیری توی ارتباطتون با همسرتون داره؟میخوایید قدرت خودتون رو در زندگی مشترک به رخ همسرتون بکشید؟! از این توانایی در راستای بهتر شدن زندگیتون استفاده کنید.ما هیچوقت نمی تونیم برای همسر خودمون بعنوان یک انسان بالغ تصمیم گیری کنیم که چه رفتاری با خواهر یا برادر ما داشته باشه اما می تونیم توی این مسائل خط قرمزهای خودمون رو مشخص کنیم و یادمون باشه احترام یکی از دلایل اصلی پایداری روابط و پایداری زندگی مشترک است.
1398/2/5 14:15  مدت زمان عضویت:383 روز
1
سلام من حدود سه سال پیش ازدواج کردم خانواده همسرم روحانی هستند و من از یه خانواده غیر روحانی هستیم و تا حدودی مذهبی در موقع ازدواج هر شرایطی که داشتم رو مطرح کردم و اونا هم قبول کردن همسر من تک فرزند هست اختلاف فرهنگی ما زیاد هست البته با همسرم مشکلی ندارم ولی با پدرش اصلا کنار نمیام اون همش ازمن ناراحت میشه و من اصلا نمیدونم چیکار میکنم که اونو نارحت میکنم دوسال عقد بودیم اصلا خوب نبود یک سال و پنج ماه هم هست که خانه دار هستم و اونا یه خانواده سه نفر ه هستند به قول خودشون منو پذیرش ندارند هفته ایی 4و5 روز خونه مادرم هستم و همسرم هم خونه مادرش وبه قول خودش کار داره دیگه خسته شدم از هر راهییی که بگید وارد شدم از با خوبی گفتن که منو تنها نزار تا صحبت کردن پدر و مادرم و برادرم باهاش ولی اصلا فرقی نکرده اکثر روزا خونه مادرم تنهام پنجشنبه و جمعه ها روز ای عید و طول هفته هم از صبح تا شب من تنهام شوهرم دانشجو هست من برای شروع زندگیمون یه خونه جدا تو شهر مشهد خواستم پدرشوهرم به خاطر کارشون در یه شهرستان خیلی نزدیک به مشهد زندگی میکنن البته مشهد خونه دارن و برای ما یه جا رو اجاره کردن و پدرشوهرم همش فکر میکنه من پسرش رو ازش دور کردم الان راضی شدم که طبقه پایین خونه اونا برم بشینم. خیلی نگرانم از این که با اونا یکجا بشینم با یک پدر شوهرم پرتوقع و مرد سالار از تنهایی هم خسته شدم لطفا راهنماییم کنید. از سه شنبه خونه مادرم شب خوابیدیم با همسرم فرداش رفته سر کارش به من میگه تا شنبه خونه مادرت وایسا من کاردارم منم بهانه آوردم اومدم خونمون نمیدونم شب میا د خونه یا نه...
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/2/8 13:26  مدت زمان عضویت:389 روز
0
یکی از مهمترین ابعاد هر فرهنگی برای افراد تازه وارد، انتظاراتی هست که افراد از او دارند.که معمولا در قالب خرده فرهنگ یا سنت های ویژه ی هر منطقه یا قومیت های خاص، انتظاراتی مشخص از تازه عروس و داماد دارند.بعضی وقت ها افراد به دلیل عدم اطلاع از انتظاراتی که خانوده ی همسر آن ها از آن ها دارد ،باعث دلخوری هایی می شود که مدیریت تبعات آن خیلی سخت می شود و حتی گاهی غیر قابل کنترل است.تفاوت دیدگاه نسل های قبل و نسل جدید را هم نمی شود نادیده گرفت.سعی کنید انتظار تغییر از خانواده ی همسرتان نداشته باشید مگر زمانی که خودتان هم به همان اندازه تغییر پذیر باشید و تغییر کنید و در رفتارتان با آن ها تجدید نظر داشته باشید.تفاوت فرهنگی موضوعیست که باید قبل از رسمی شدن ازدواجتان راجع به تفاوت ها و شباهت های آن با همسرتان به توافق می رسیدید و روی نقاط مشترک آن بیشتر تمرکز میکردیو وتفاوت های آن را هم می پذیرفتید به هیچ عنوان سعی نکنید عقاید خانواده ی همسرتان را زیر سوال ببرید یا نادیده بگیرید بلکه سعی کنید به آن ها احترام بگذارید در ارتباط با پدر شوهرتان به عقب برگردید و به رفتار های خودتان نسبت به ایشان نگاهی بیندازید آیا در شان یک پدر و بزرگتر با ایشان برخورد کردیدو احترام او را نگه داشته اید؟اینکه اوایل ازدواج و بعد از ورود فرد جدید بعضی از خانواده ها به سختی با شخص تازه وارد کنار می آیند یا به سختی او را می پذیرند یک امری طبیعیست چون گاهی فکر میکنند قرار است شما فرزندشان را از آن ها دور کنید یا میترسند تنها بمانند و بستگی به شما و رفتار شما دارد که این امنیت را به آن ها بدهید و خیالشان را راحت کنید که هیچ آسیبی از جانب شما ، متوجه آنها نیست و شما هم پسرشان را دوست دارید و میخواهید کنار آن ها خوشبخت باشید.قطعا اگر شما و همسرتون براشون اهمیت نداشتید و قصد داشتن شمارو اذیت کنند،امکانات رفاهی مثل خونه ی مستقل برای شما تهیه نمیکردند.از بدگویی خانواده ی همسرتان به بهانه ی دردودل بشدت دوری کنید.در رابطه با رفت و آمد همسرتان ،شما از ابتدا در جریان برنامه های زندگی و شغلی و تحصیلی ایشان بوده اید و مطلع بودید و هیچکدام از این مسائل از شما پنهان نبوده است پس نمیتوانید انتظار داشته باشید که همسر شما بد از ازدواج مدام کنار شما باشد و روال زندگی خودش را عوض کند چون این طرز فکر فقط خودتان را دچار مساله میکند بهتر است با همسرتان درباره ی نگرانی ها و احساس واقعیتون درباره ی این موضوع صحبت کنید و سعی کنید شرایط ایشان را بیشتر درک کنید تا کمتر دچار مساله و نگرانی شود.
موفق باشید
1398/2/5 00:21  مدت زمان عضویت:245 روز
0
من سوالمو قبلا به شکل دیگه ای مطرح کردم...مشاوران شما زحمت کشیدن و جواب رو کامل توضیح دادن...ولی بطور کلی گفتن...من حرفای خانم نصری رو اجرا میکنم تا جایی که میتونم...اما اینجا منظورم این بود که تو رابطه دقیقا تا چه حد باید سخت گیری کرد و حد و مرزا رو رعایت کرد که از یک طرف ب بی احساس بودن و سردمزاج بودن ما رو متهم نکنن و از طرف دیگه به عنوان یه دختر انگ بی بند و باری بهمون بسته نشه...منظورم برقراری رابطه جنسی نیس...ارتباط فیزیکی معمولی منظورمه...(مثل دست دادن،و...)،کاری هم به عقاید مذهبی ندارم...میخوام از نظر روانشناسی بدونم روش درست دقیقا چیه...تا چ حد از نظر شما باعث از بین رفتن شخصیت دختر توی ذهن پسر نمیشه...من واقعا نمیدونم باید حد و مرزا رو تا چ حد رعایت کنم که حد تعادل باشع...واقعا گیج شدم...اگر میشه لطف کنید واضح توضیح بدید...اگه لطف کنید منو تو این مورد راهنمایی کنید خیلی خیلی ممنون میشم
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/2/8 11:57  مدت زمان عضویت:389 روز
0
با سلام خدمت خانم اهوازی عزیز
پاسخ سوال شما قبلا داده شده است.لطفا بخش نظرات منِ کاربری خودتون رو چک کنید!
حد و مرز ارتباط فیزیکی شما باطرف مقابل بستگی به نوع تربیت ،عقاید،فرهنگ و بینش شما و طرف مقابلتون ،نسبت به این مسائل دارد. که باید با توجه به شناختی که از ایشون بدست آوردین و خط قرمز های خودتون ، این حد و مرز ها رو مشخص کنید و به آن پایبند باشید. در واقع میتوان گفت هیچ حد و مرز مشخصی برای این موضوع وجود ندارد و بستگی به چهارچوب ها و خط قرمز افراد مختلف داره که قطعا برای هر فرد منحصر به خودِ اون فرد هست و برای شما هم این موضوع صدق میکند.در صورتی که این مساله خیلی برای شما الویت دارد می توانید همراه پارتنر عاطفی خودتون به یک مشاور متخصص مراجعه کنید تا بتوانید در این رابطه بهترین تصمیم را بگیرید. موفق باشید
1398/2/1 00:52  مدت زمان عضویت:182 روز
1
سلام ضمن تشكر فراوان از راهنمايي هاتون كه واقعا كاربردي وعالي هستن
خانم نصري عزيز چگونه ميشه مردي كه خودش رو گرفتار كارهاش كرده ومسافرت وتفريح رو كنسل كرده مجاب كرد
من عاشق سفر و تفريح هستم ولي همسرم اهل تفريح نيست وخيلي بهم سخت ميگذره حسرت خيلي جاها به دلم مونده
شما بگين چه كنم ممنونم ازتون
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/2/2 14:17  مدت زمان عضویت:389 روز
0
گاهی اوقات این علاقه یا عدم علاقه بر میگرده به محرومیت هایی که در گذشته داشتن!یک عده از سفر رفتن یا مهمانی رفتن یا مهمانی دادن گریزون هستن که علتش بر میگرده به تیپ های شخصیتی فرد.یعنی اخمو و عصبیه و سعی میکنه توی دنیای خودش سیر کنه و به بقیه کاری نداره ،تنهایی رو به حضور توی جمع ترجیح میده و معمولا نقش های اجتماعی ضعیفی توی جامعه داره و در کل تعاملاتش نهایتا در حد خیلی کم و بیشتر در محل کارش محدود میشه.گاهی ممکنه برای نرفتن خستگی ناشی از مسافرت رو بهونه کنن مثلا تعطیله،شلوغه،یا جا نیست و ...البته تجربه های تلخ در مسافرت های گذشته هم بی تاثیر نیست ؛مثل تصادف ، درگیری ،یا هر تنش دیگه ای که باعث شده خاطره ی تلخی برای فرد ساخته بشه یا چون یک بار مسافرت رفته و بهش خوش نگذشته دیگ دوس نداره بره و کلا قید مسافرت رفتن رو زده!هزینه هایی که مسافرت رفتن یا مهمونی گرفتن برای فرد داره رو هم نباید نادیده گرفت چون گاهی فرد باید قید بعضی از جنبه ها و هزینه های ضروری زندگیش رو بزنه تا بتونه مسافرت بره یا مهمونی برگزار کنه !تفاوت بین زن و شوهر همیشه وجود داره اما درک طرفین هم مهمه.شما خودتون برای ایجاد این وضعیت چه نقشی داشتین؟شاید همسرتون هم از رفتارها و واکنش های شما ناراحت باشه.اما مقصر کیه؟هیچکس چون هر کسی یه جور علایق خاص داره ،زن و شوهر باید بتونن تا حد ممکن به سلایق هم احترام بزارن و سعی کنن سلیقه های مشترک بیشتری برای خودشون ایجاد کنن به همین دلیل گفت و گو و همفکری بین زن و شوهر خیلی مهمه و میتونه بهتون کمک کنه!پیشنهادم اینه که کلاً صحبت و همدلیتون رو با هم افزایش بدید تا فضایی ایجاد بشه تا بتونید در آرامش از نیاز های خودتون صحبت کنید. سعی کنید بیشتر با هم وقت بگذرونید، برای شروع ممکنه که شما بیشتر انرژی بگذارید ولی ارزشش رو داره اونوقت درکی بین طرفین ایجاد میشه که می تونید خواسته هاتون رو شرح بدید. سعی نکنید با تهدید یا جبهه گیری از همسرتون چیزی رو تقاضا کنید چون قطعاً با هرچیزی که مقابله کنی در برابرت مقاومت خواهد کرد.
موفق باشید
1398/1/28 01:58  مدت زمان عضویت:383 روز
0
سلام عزیزم لطفا من رو راهنمایی کنید که به چه صورت و کجا باید سوالم رو مطرح کنم مرسی
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/28 13:58  مدت زمان عضویت:564 روز
0
سلام دوست عزیز در قسمت نظرات مانند همین سوالی که پرسیدید میتوانید سوالتان را نطرح نمایید .وموفق باشید.
1398/1/27 18:05  مدت زمان عضویت:147 روز
0
سلام من مشکلمو دوباره تکرار میکنم و تقاضای کمک دارم?
من هردو پکیج شمارو به اتفاق چندنفر تهیه و استفاده میکنم.38 سالم و خانه دارم و 15ساله که ازدواج کردم و یک دختر10 ساله دارم بعلت اختلاف چندین ساله ام با شوهرم نخواستیم بچه دار بشم بعدااز ازدواج من برادرم با خواهر شوهرم ازدواج کرد اولین اختلاف اساسی منو شوهرم بعلت خاله زنک بازی همین خواهر شوهرم شروع شد که از آن ببعد اختلافات منو شوهرم شروع و حاد شد شوهرم فردی کم حرفیه و قبل از ازدواج به گفته خودش بعلت مشکل روانی دارو مصرف میکرد بین همین مشکلاتمون خیانت تلفنی ازش دیدم و ماهها بامن قهر میشه و خرجی منو نمیده ،مایحتاجمو تامین نمیکنه و اگر مریض بشم اهمیت نمیده و پول برای مراجعه به پزشک نمیده و اهل رفت و آمد خانوادگی هم نیست بطوری که هیچ کس جز پدرو مادر و خواهر و برادرانم که سالی یکبار برای عیددیدنی میان رفت وآمد ندارن! و این قضایا اصلا برای شوهرم مهم نیست اوایل خودم تنهایی با پدرو مادرم به مجالس میرفتم ولی الان دیگه هرجا خودش بره باهاش میرم درغیر اینصورت بیخیال میشم 2بار قهر کردم و رفتم خانه پدرم که بار دوم پدرم که دیگه از رفتارهای شوهرم خیلی کلافه و خسته شده بوداز شدت عصبانیت دعوای بزرگی رو درست کرد حتی منو برادرم(شوهر خواهرشوهرم که بالاتر گفتم) رو جلوی چشم شوهرم کتک زد در این دعوا پدرم چنان جو وحشت ناکی درست کرد که نتونستم از خودم دفاع بکنم بنابراین تسلیم شدم برگشتم منزل شوهرم و ایندفعه چیزی درست نشد هیچ بلکه بدتر شد وقتی باشوهرم صحبت میکردم که اون خانم کیه که تلفنی پیامک میدی و یا چرا اوضاع زندگی رو درست نمیکنی جواب میداد که تو لیاقتت همینه.خلاصله در تمام این 15 سال خیلی عذاب کشیدم و فقط بخاطر دخترم و زندگی برادرم همه چیز رو در سخترین شرابط تحمل کردم و میکنم(اینم اشاره کنم که متاسفانه خانواده شوهر از نظر عاطفی خیلی مشکلات دارن چون پدر و مادر شوهرم هم ماهها در منزلشون قهر میشدن و برخلاف خانواده مابین اعضای خانواده صمیمیت و محبتی نبوده) متاسفانه زن برادرم هم اصلا گزینه مناسبی برای برادرم نبود برادرم برخلاف مخالفت خانواده و فامیل بعداز ازدواج من وصلت کرد که الان زندگی اونا هم بدون مشکل نیست و برادرم میگه فقط و فقط بخاطر 3تا بچه م زنمو تحمل میکنم.
بعداز مدتی متوجه شدم که شوهرم دوباره با زنی ارتباط داره وقتی بهش گفتم قول داد که ادامه نده و این قضیه رو تموم کنه ولی هرچه زمان میگذره میبینم هیچ توفیقی نمیکنه بلکه بیشتر به کارش ادامه میده بدون اینکه اطلاعی از کارهاش داشته باشم مدام بیرون از خونه ست دیگه بریدم نمیدونم باید چیکار کنم از روشهای پکیجهاتون استفاده میکنم ولی متاسفانه شوهرم نمیخواد برای زندگیمون کاری بکنه وازطرفی به منم گفته هیچ وقت طلاقت نمیدم
بخاطر دخترم و بچه های برادرم سرکوب شدم و نمیتونم کاری بکنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/29 08:49  مدت زمان عضویت:564 روز
0
سلام دوست عزیز با توجه به صحبتهایی که فرمودید باید عرض کنم زندگی برادرتان به شما هیچ ارتباطی ندارد شما نمیتوانید متحمل دردها و رنجهای بسیار شوید پس بهنر است احساسات و عواطف را کتار بگذارید و قاطعانه با همسر خود صحبت کنید به او بگویید که تحمل کردن شما حدی دارد و شما همحق و حقوقی در زندگی او دلرید و خواسته های خودرا بیان کنید از او بخواهید رفتار خود را اصلاح کند اگر در این مدت اقدامی انجام نداد بهتر است ‌ به همراه او به یک مشاور مراجعه کنید ممکن است او هم حرفهایی برای گفتن داشته باشد نظر مشاور را هم برای ادامه دادن یا ندادن بخواهید و ان را عملی کنید .موفق باشید.
1398/1/21 13:42  مدت زمان عضویت:315 روز
0
سلام وقت بخیر ببخشید من برای بار دوم این سوالو مطرح کردم چون بار اول پاسخی به سوالم داده نشد میشه لطفا پاسخ منو بفرمائید
خانمی که شاغل هستش توی هفته زمانی که میخواد بره خونه مادرش مشکلی هست که خودش از سرکار بره و همسرش بعد اون بیاد ؟ من و همسرم تقریبا با هم و با اختلاف جزئی میرسیم خونه . میخواستم ببینم اشکالی به وجود میاد یا کار درستی نیستش که اگه تصمیم گرفتیم شام بریم خونه مادرم من از سرکار برم و همسرم بعد از یکی دو ساعت خودش بیاد ؟ این کار درستی هست یا نه ؟ یا حتما باید بیام خونه و بعد با هم بریم اونجا؟
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/1/21 14:50  مدت زمان عضویت:389 روز
0
خانم عبادی عزیز با توجه به موضوعی که مطرح کردین و دغدغه ای که دارین باید به چند نکته توجه کنید
شما در طول هفته نهایتا قراره یک یا دوبار به خونه ی مادرتون برید که باید با توجه به شرایط کاری و زمانی خودتون و همسرتون و حساسیت های همسرتون با هم صحبت کنید و به توافق برسید که جز مواقعی که به اجبار باید با هم به خونه مادرتون برید، بتونید جدا از هم یا با اختلاف زمانی کوتاهی به اونجا سر بزنید البته باید دقت کنید که نظر و احساس همسر شما در این رابطه چیه و بهترین روش رفتن رو چطوری میتونید انتخاب کنیدتا مبادا دلخوری یا مساله ی جدیدی پیش بیاد چه برای خودتون و همسرتون وچه برای خانواده ی شما!باید این واقعیت رو پذیرفت که با وجود ترافیک و فاصله ی مکانی و زمانی و ساعت کاری شما و همسرتون ،گاهی اوقات برای جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی خودتون هم که شده بهتره جدا به خونه ی مادرتون برید یا مثلا دریک نقطه به فاصله ی مناسب با هم قرار بزارید و از اونجا با هم ادامه ی مسیر رو برید.
موفق باشید
برنامه های مرتبط