شماره تماس پشتیبانی
02188915004

کلوپ دانشجویان هنر زن بودن

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 14:08
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 20
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
درباره این برنامه

این کلوپ فقط ویژه بانوان می باشد، و از عزیزانی که دوره جامع را برای بانوی خودشان تهیه می کنند، درخواست میکنیم حتما به نام خود بانوی خود دوره را تهیه کنند که بتوانند از این کلوپ بهره مند شوند.


با توجه به اینکه حدود 8 سال است در حوزه راز و رمز موفقیت بانوان در حال تحقیق و پژوهش هستم،
روزهای اولیه ی شروع کارم، فکر نمی کردم اصلا این همه مسائل خاص در بانوان وجود داشته باشد که هیچ فضایی هم برای هم اندیشی و کمک به همدیگر وجود نداشت.
همین فکر بود که باعث شد دوره های توانمندسازی زنان را طراحی کنم و خیلی خوشحال هستم که بالغ بر 25 هزار نفر در این دوره ها شرکت کرده اند.
با توجه به اینکه همیشه به رفع مشکلات بانوان سرزمینم اهمیت می دادم، و این موضوع که خلاء در سیستم آموزشی و دوره های آموزشی وجود دارد، به این فکر افتادم تا فضایی را برای دانشجویان دوره های توانمندسازی زنان با عنوان زنان باهوش راه راه اندازی کنم.


به زندگی روزه مره تان نگاه کنید:
تا مشکلی در روابط زناشویی مان بوجود می آید، تازه تصمیم به رفتن به مشاوره می گیریم، تا راه حل هایی برای این مسائل بیابیم.
تا امروز یک جای معتبر که بشود مسائل اساسی زندگی مان را مطرح کنیم و راه حلی برای این مسائل بیابیم، در حوزه مسائل زناشویی ندیدم.


اطلاعاتی که امروزه کم و زیاد، غلط یا درست در گوشه کنار اینترنت و شبکه های مجازی پخش شده است که معمولا 99 درصد اشتباه و با موقعیت فردی هر فرد انطباق ندارد.
زنان باهوش، خرد جمعی دانش اموختگان دوره هنر زن بودن برای مسائل زناشویی و هنر زن بودن است که برای رسیدن به یک زندگی ارام و پر از عشق آماده سازی شده است.
زنانی که با آگاهی کامل، دوره های توانمندسازی خودشان را گذرانده اند و الان می خواهند به همنوعان خود کمک کنند تا یک زندگی شیرین را تجربه کنند.
این بخش از وب سایت را با عنوان کلوپ زنان باهوش نام گذاری کردم .
و در این بخش تمرکز بر راه حل ها و مکمل های آموزشی برای هر چه توانمندشدن زنان باهوش داریم.

در این کلوپ سه بخش وجود دارد:
1- پاسخ به سوالات دانشجویان: در این قسمت همه دانشجویان دوره میتوانند سوالات خود را درج کنند و دیگر دانشجویان با تمرکز بر مسئله موجود، راهکارهای اصولی خودشان را طبق آموزه های هنر زن بودن به دیگر زنان باهوش انتقال دهند.


2- گزارش پایانی دانشجویان: در این قسمت دانشجویان گزارش نهایی دیدن دوره را درج می کنند، و اینکه دوره هنر زن بودن برایشان چقدر موثر بوده است و چه آموخته هایی از این دوره بدست آوردند را در اینجا ذکر می کنند.
به دوستانی که گزارشات دیدن هر جلسه را در پارت آخر هر جلسه درج کنند و گزارش نهایی دوره را در این قسمت درج کنند، هدیه ای از طرف استاد نصری با عنوان دوره غیر حضوری ارتباط موثر در پروفایلشان درج می شود.


3- پاسخ ویدئویی و صوتی به سوالات مهم و پرتکرار: در این قسمت برخی سوالاتی که اهمیت بالایی برای یادگیری دیگر زنان باهوش دوره هنر زن بودن، توسط استاد پریسا نصری به صورت مستقیم پاسخ داده می شود.

این کلوپ به صورت مستقیم توسط استاد پریسا نصری پاسخ داده می شود.
همچنین این کلوپ فقط ویژه زنان باهوشی است که در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند و از مفاهیم و مطالب این دوره استفاده کرده اند.

قابل توجه است، زنان باهوشی که به تازگی در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند، ظرف 24 ساعت در این گروه قرار می گیرند، تا بتوانند از آموزه ها و همفکری های این گروه استفاده کنند.

نمایش بیشتر
جلسات این برنامه

پاسخ به سوالات دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

درج گزارش و نظر در جلسات

00 ساعت و 05 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

گزارش پایانی دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل شماره 1 ویژه دانشجویان

00 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ شماره 1 دانشجویان

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 3- رفتار نادرست همسرم بعد از یک بحث

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 18 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 4 - کنایه حرف زدن همسر و بی مسوولیتی مرد

00 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - مرد رفیق باز

00 ساعت و 02 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: هنر زن بودن

00 ساعت و 41 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه اول

02 ساعت و 15 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه دوم

00 ساعت و 37 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه سوم

01 ساعت و 43 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه چهارم

01 ساعت و 26 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه پنجم

01 ساعت و 20 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه ششم

01 ساعت و 21 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هفتم

01 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هشتم

01 ساعت و 30 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه نهم

01 ساعت و 01 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/4/28 00:32  مدت زمان عضویت:196 روز
0
سلام خانوم نصری عزیز. جلسه دوم رو هم دیدم و باز کلی آگاهی و اطلاعات جدید یاد گرفتم. بسیار مچکرم که اینقدر برای توانمندسازی و بالابردن آگاهی و معلومات همه ما زنان وقت میذارید. بعد از دیدن جلسه دوم دوره خیلی راغب شدم که منم معلومات دینیم رو هم بالا ببرم تا در هر زمانی اگر حرف از اون مسائل به میان آمد،من جوابی بسیار خوب و قاطعانه با مدرک داشته باشم. و همینطور هیچوقت حرفهایی که برای بی ارزش نشان دادن زن رو به هیچ عنوان باور نکنم و خیالم راحت باشه که در حق زن هیچ ظلمی واقع نشده،به این دلیل که مدارکش در قرآن کریم موجوده.
یه چیز دیگه هم بگم خانوم نصری که تو گزارش جلسه ی اولم یادم رفت بگم. از وقتی با شما آشناشدم و حتی قبل از اینکه پکیجتون رو خریداری کنم، فایلهای صوتی و تصویری شما رو دیدم و گوش کردم و بسیار طرز فکرم تغییر پیدا کرد و به نوعی اعتماد به نفسم بالا رفت و همیشه احساس میکنم زنی قدرتمند هستم و بعضی هراس هایی رو که قبلا داشتم رو دیگه ندارم.و خیلی خیلی از خدا سپاسگزارم که شما رو سر راه من قرار داد. بخاطر هر حس خوبی که بهم دادین ازتون ممنونم و بهترینهارو براتون آرزومندم.
1397/4/27 14:15  مدت زمان عضویت:137 روز
0
سلام خانم نصری من پکیج زن بودن ونامزدی هدمند گرفتم خیلی موردهایی ک شما میگفتین درد های من بود پا ب پای صحبتاتو گریه کردم وخندیدم انگار یکی از تو منو داشت میخوند من یک مشکلی دارم شوهر من فیلم سوپر میبینه و با من تمایل نداره رابطه داشته باشه البته خیلی کم تمایل داره بهش دست میزنم میگه به اینجام دست نزن اینکار نکن هر یک یا دوهفته گاهی هم سه هفته یکبار حتی اگر رابطه داشته باشیم فرداش باز میبینه فیلم ووقتی من متوجه میشم منکر دیدن فیلم ها میشه من چکار باید کنم
البته شوهرم کارش شیفتیه یکشبانه روز نیست دوروز کامل هست اون زمانی ک سرکار فیلم میبینه وبد انکار میکنه من چیکار باید انجام بدم ما یکسال از ازدوجمون میگذره حتی اویل ب من میگفت لباس باز نپوش از چشم نیوفتی
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/28 11:16  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست گرامی ریشه خود ارضایی مبتواند در نوجوانی او باشد و ایشون به این کار عادت کرده و لذت میبرند .او باید درمان شود شما از یک روان شناس کمک بگیرید چون مشکل از او است و باید به او کمک شود .پس با رعایت ادب و احترام ناراحتی و اعتراض خود را بیان کنید و از او بخواهید به روانشناس مراجعه کند.
1397/4/27 03:27  مدت زمان عضویت:196 روز
0
سلام خانوم نصری حالتون خوبه؟ قبل از هرچیزی تشکر میکنم بابت این محصول بسیار کاربردی و مفیدی که ارائه دادین و ممنونم از همراهی و وقتی که برای پاسخگویی به سوالات دانشجوهاتون میذارید. خانوم نصری من جلسه اول دوره هنر زن بودن رو دیدم و دستآورد زیاد داشتم. من نقش زن آمازون رو تو زندگی مشترک نداشتم و فهمیدم که این خوبه، اما میخوام این نقش رو جدا از زندگی مشترک داشته باشم چون دراین صورت خیلی هم خوبه. نقش زن مادر رو زیاد در زندگی ایفا میکردم که متوجه شدم اشتباه میکردم و این نقش رو در خودم کمرنگتر کردم. نقش زن مادونا رو متاسفانه تو زندگی نداشتم و برخلافش عمل میکردم که خداروشکر بعد از دیدن جلسه ی اول این دوره پی بردم که باید این نقش رو زیاد در خودم پررنگ کنم و درحال انجام اینکار هم هستم. نقش زن معشوقه رو خوشبختانه کامل در خودم میبینم و سعی میکنم همیشه بهتر از قبل هم باشم.
موانع ترس را روی خودم شناسایی کردم و تلاش و تمرین رو برای از بین بردن این موانع انجام دادم. روی قانون های ذهن هم در خودم کار کردم و مشکل تضاد رو خیلی زیاد داشتم و همش تا به یک چیز خوب فکر میکردم، در مقابل قانون تضاد ذهنم قد علم میکرد که نه و نکنه اتفاق بدی بیوفته و... که شروع کردم به تمرین کردن روی این مسئله که از قانون ذهنم به نفع خودم استفاده کنم و نتیجه های دلخواه رو میگرفتم. البته مواجهه با این موضوع رو قبلا از روانشناسی یاد گرفته بودم اما کاملا به اون نتیجه ای که میخواستم نمیرسیدم ولی با از استفاده تکنیکهای شما این مسئله رو در خودم بهتر کردم و همچنان به تمرین ادامه میدم که عالی تر هم بشود.
خطاهای ارتباطی رو هم در خود و همسرم تشخیص دادم؛ من خیلی کلی و مبهم حرف میزدم که الان دیگه اینجوری رفتار نمیکنم. همینطور ذهن همسرم رو زیاد میخوندم و هر حرفی میزد من زود میگفتم که آها میخوای اینو بگی یا منظورت فلان چیزه که اکثر اوقات از طرف همسرم نتیجه نامطلوبی در پی داشت، ولی الان دیگه اینکارو نمیکنم و اجازه میدم شوهرم کامل حرفشو بزنه و بعد من با استفاده از قانون مکس جواب بهتری رو به همسرم بدم که نتیجه مطلوبی رو داره و همینطور هم بوده. گفته بودین که مسئولیت آدما رو ازشون نگیرید،که منم خوشبختانه این بخش رو خوب انجام داده بودم تو زندگیم. یه بار لوله زیر سینک ظرف شوییمون خراب شده بود و آب ازش چیکه میکرد، منم هرچی به شوهرم میگفتم درستش کن،نمیکرد و از زیر کار درمیرفت و یبارم برگشت گفت خب اینکارو خودت انجام بده مثل مادر و خواهرم،چیه نمیتونی؟! منم گفتم که خواهرت که چند ساله خودش تنها با پسر کوچیکش زندگی میکنه،مجبوره که اونکارارو خودش به عهده بگیره و انجام بده، مادرتم که پدرت مریض حال بود و خودش همیشه اون دسته کارارو به عهده میگرفت،البته کلا مادرشوهرم هر کار خونه حتی کارای سنگین رو هم خودش انجام میداد، بخاطر همینم بوده که پسرش یعنی شوهر من زیاد و همیشه دس به آچار نشده بود واسه این دسته از کارای منزل کع الانم اینجوری تو زندگی مشترکشم انجام نمیده. خلاصه اونم در جواب من چیزی نگفت اما حاضر به انجام کار هم نشد. نم گفتم خودت نمیتونی بگو یکی بیاد درستش کنه. چند ماه همینجوری کار رو زمین مونده بود. آخرش یه مدت که خونه نبودم و قهر کرده بودم(البته نه بخاطر این موضوع) خودش درستش کرده بود.و من الان فهمیدم که شاید اگه با سیاست و خیلی بهتر باهاش حرف زده بودم شاید کار رو زودتر انجام داده بود.
بخاطر درگیریای ذهنی که خیلی زیاد داشتم تو زندگیم، به قول شما بیماریای سایکوسوماتیک زیادی گرفته بودم،آرامش ازم گرفته شده بود و همش با خودم درگیری فکری و ذهنی داشتم که این موضوع نیاز به بررسی بیشتری داره و اینکه میخوام درموردش از شما راهنمایی بگیرم که کامل برطرف بشه.البته جریانش مفصله تو بخش سوالا ازتون میپرسم. ولی خب الان با توجه به صحبتها و راهکارهاتون تا حدی هم الان بهتر شدم نسبت به قبل.
طولانی صحبت کردن و حاشیه رفتن یکی دیگه از خطاهای ارتباطی من بود که اون نتیجه ای رو هم که میخواستم نداشت که دیگه این مسئله رو هم کنار گذاشتم. یکی دیگه از خطاهای رایجی که داشتم مقابله به مثل کردن بود، اصلا به عواقبش فکر نمیکردم چون نمیتونستم خودمو کنترل کنم که چیزی نگم یا نمیدونستم که چه جواب بهتری رو بدم و همیشه نتیجه منفی به همراه داشت که این رو هم سعی میکنم دیگه تکرار نکنم. خیلی وقتا تو جواب دادن عجله میکردم و منتظر نمیشدم تا حرف شوهرم کامل تموم بشه و زود وسط حرفش میپریدم که شوهرمم خیلی حساس بود رو این موضوع و من میگفتم که نه آخه شاید یادم بره. خلاصه این مسئله رو هم خودم اصلا دوست ندارم و با استفاده از قانون مکس سعی میکنم دیگه این اتفاق نیوفته. خشم انفعالی واقعا جوابگو بود، یه بار که با همسرم دعوامون شد، من چیزی نگفتم و رفتم تو آشپزخونه و مشغول کار کردم خودمو، اتفاقا مشغول کاری شدم که یه مدت عقب افتاده بود و اولاش محکم و با عصبانیت مشغول بودم تا رسیدم به وسطای کار آروم شده بودم.
اختلالای شخصیتی رو بهش فکر کردم و متاسفانه دیدم نشونه های اختلال بردرلاین و تا حدودی ضداحتماعی و مقداری هم خودشیفته در شوهرم میبینم که خب خیلی ناراحت شدم و باید کاری کنم که راضی بشه بره پیش روانشناس. خیلی مشکلات هم بخاطر این موارد تو زندگیم پیش اومده بود که الان تازه فهمیدم که دلایلش این اختلالات بوده و دست خودشم نبوده و باید برای درمان و رفع یا کنترلش تلاش کنه. وای خدایا خانوم نصری من به کمک و مشورت با شما واقعا نیاز دارم،اینا رو که مینویسم و یادشون میوفتم،خیلی این احتیاجو در خودم بیشتر میبینم که حتما از شما راهنمایی بگیرم. با روانشناس و مشاوران دیگه ای هم مشاوره داشتم اما به نتیجه ای نرسیدم. حتما در این مورد ازتون سوالمو میپرسم و کامل براتون توضیح میدم.
در آخر خانوم نصری عزیزم بازم خیلی ازت ممنونم که پای صحبتهای ما میشینید و خیلی به دل گوش میکنید. و اینکه در کل خیلی آگاهی و اطلاعاتم با دیدن جلسه ی اول دوره شما بالا رفت و همونطور که شرح دادم دستآوردهای زیادی هم برام داشت.و بازهم ازتون ممنونم.
1397/4/26 00:47  مدت زمان عضویت:362 روز
0
سلام خانوم نصری عزیزم.....یه دنیا ممنونم بابت آموزش جامع و کاملتون.....من 29 ساله هستم و 4 سال ازدواج کردم ....مشکل خاصی تو زندگی مشترک نداریم.....همسر از پارسال زمستون یکی از همکارش (خانم هست) رو صبح ها و ظهرا میرسون در خونشون.....البته صبح ها منم تا یه جایی همراهشون هستم....منو اول محل کارم پیدا میکنن بعد میرن اداره....یه کم این موضوع منو اذیت میکنه....اوایل به همسر گفتم خوبه همسر همکارت ناراحت نمیشه که تو میری دنبالش....گفت منو میشناسه ....بعد دو ماه چیزینا مبلغی رو اورد و گفت خانم فلانی گفتن انگار من با آژانس میام سر کار و هزینه رو پرداخت میکنن.....راستش حس ششم میگه اصلا اینطور نیس....و ایشون مبلغی پرداخت نمیکنن....همسرم اینطوری گفته که من حساس نشم....میشه کمکم کنین چیکار کنم؟؟؟؟در ضمن هیچ رابطه ای بعد تایم کاری با هم ندارن نه تماس نه چت نه پیام...به نظرتون بیش از حد حساس شدم؟؟؟؟یا با همکارش رابطه دوستی برقرار کنم؟؟؟؟؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/27 00:13  مدت زمان عضویت:354 روز
1
سلام دوست عزیز بهتر است با همسر خود صحبت کنید و نارضایتی خود را به او بگویید .در هر صورت اگر شما ناراضی هستید اشتباه است که همکار خانم خود را برساند .
غزاله صفری
1397/4/28 13:27  مدت زمان عضویت:362 روز
1
سلام و خسته نباشید میگم خدمتتون خانم راعی عزیز......میشه کمکم کنین چطوری مطرح کنم؟؟؟؟میترسم ناراحت بشه و فکر بدی کنه .....میترسم مطرحش کنم و دلخوری پیش بیاد که بگه به من شک کردی و از این جور حرفها.....بازم ممنونم
راعی - مشاور سایت
1397/4/29 01:54  مدت زمان عضویت:354 روز
1
سلام غزاله عزیز با کمال احترام و ارامش و زمانی که او کاملا ارامش دارد حس خود را نسبت به این قضیه و اذییت شدننان بیان کنید .حتما ذکر کنید که نسبت به او کاملا اطمینان دارید اما به خاطر حس زنانه این موضوع اذیییتتان میکند .از او بخواهید برای ارامش شما این کار را انحام ندهند ‌
غزاله صفری
1397/4/29 15:38  مدت زمان عضویت:362 روز
1
سلام مهربانو عزیزم.....خیلی ممنونم از کمک و راهنماییتون .....امروز با همسرم صحبت کردم در آرامش و موضوع مطرح کردم....و خداروشکر خیلی منطقی برخورد کرد و بحثی پیش نیومد ....راستش میترسیدم دلگیر بشه و بحث بی اعتمادی بیاد جلو که خداروشکر اینطوری نشد......از خانم نصری عزیز و گروه خوبشون تشکر میکنم....انشاءالله موفق و پیروز باشین🌹🌹🌹🌹
راعی - مشاور سایت
1397/4/29 15:41  مدت زمان عضویت:354 روز
1
سلام دوست عزیز شاد ووموفق باشید و در کنار هم با ارامش زندگی کنید.
1397/4/25 00:23  مدت زمان عضویت:171 روز
0
با سلام و عرض احترام خدمت شما بانوی عزیز و بزرگوار که درس زن واقعی بودن رو به ما یاد میدهید.
من زن42ساله و همسرم39 سالشه و دو فرزند پسر8 ساله ودختر4ساله داریم که مدت 9سال ازدواج کردیم من کارشناسی ارشد it و همسرم فوق دیپلم هستند و ایشون دانشجوی من بودن و هر دو ازدواج دوم با این تفاوت که من بعد از شش ماه جدا شدم ولی همسرم بعد از ده سال جدا شدن . خانم پریسای عزیز با گوش دادن پکیج رمز جذابیت متوجه شدم که خیلی چیزها از اول باید بررسی بشه و از پایه و اساس درست بشه کاملا متوجه اشتباهاتم شدم که ضربش رو دارم الان میبینم بدون تحقیق و حتی فکری و خیلی سریع همسر این آقا شدم چون خیلی شادم میکرد و هیجان داشت هر دو عجله داشتیم .تو دوران دوستی خیلی عالی و دوست داشتنی بود اما بعد از ازدواج کاملا عوض شد وسواس دارن همه چیز باید سرجاش باشه حتی یک سانت اینور و اونور نشه این موضوع من و بچه ها را اسیر کرده . از همون روزهای اول شبها نمیخوابه بیداره و با دوست دخترهای قبلیش چت میکرد من هم هرچی میپرسیدم چکار میکنی این کیه میگه چیز خاصی نیست . در زمان آشنایی ما با دختری گویا دوست بودن که شهرستانی است و دفتر هواپیمایی کار میکند و به من زنگ زده بود فحش و ناسزا داد که خودتو ارزون فروختی من هم از همه جا بیخبر به همسرم گفتم که کلی باهاش دعواکرد و کات کردن . بعد از به دنیا آمدن پسرم سرو کله این دختر پیدا شد یه مدت پیام میداد تو فیس بوک بعد رفت یا ظاهرا من چیزی احساس نکردم .تو این سالها همش توهین و تحقیر میکنه سر کوچکترین مسئله حتی بخاطر بچه ها به من پرخاش میکنه شخصیت کاملا خود شیفته داره و طرح واره بی ثبات و مقداری بی قید دارد من هم فکر کنم چسبنده هستم .در خونه با ما درون گراست و بیرون با دوستاش هیجانی است آدم دو شخصیتی است تا یک ساعت خوبه بعد یهو بهم میریزه هر کا ری که بگید کردم جواب نداده خیلی زیادی محبت کردم تمام این 9سال بیکاره تو خونس و از سرمایه قبلیش و کمک من زندگی میچرخه با خانوادش سر ارث و میراث که باباش به نوعی قبل مرگش تقسیم کرد درگیره البته این رفتار پرخاشگری با مامان و خانواده خودش و باباش هم دارد و کلا اخلاقشه . جلوی همه بی ا حترامی میکنه آدم بسیار مادی است این هم بگم که دوسالگی پسرم بود من یه خونه داشتم که با بدبختی خریدم کلی با هزار کلک و دعوا گیر داد خونه رو بده سرمایه گذاری کار کنم با بی میلی و از سر اجبار بخاطر پسرم خونه رو دادم فروخت و با پدرش با ملکی در تهران جابه جا کرد و ارثش هم گرفت یعنی خونه من سر آغاز سرمایه زیادی براش شد . حالا مشکل من اینه که با توجه به پکیج هنر زن بودن و قسمت خیانت که گوش دادم سردرگمم و گیج شدم چکار کنم واقعا موندم چون پدرش شش ماه فوت کردن بعد از فوت پدرش خیلی بدتر شده و همون دختره که گفتم تو ختم اومدن و دوباره ارتباط از سر گرفته تو اینستا اومده و چندباری با هم بیرون رفتن من فهمیدم و با یکی از فامیل های مادرم هم شبها تا صبح چت میکنه که زن 50ساله مطلقه است رفتارش عوض شده مدام تهدید میکنه باید بری راه برای دیگران باز کنی . خونتو بدم برو جای چند نفر رو اشغال کری با توجه به صحبت های شما که فرمودید رابطه عقبگرد ندارد این دختر از زندگی من چی میخواد من احساس میکنم میخواد انتقام بگیره و من سر درگمم چون هر راهی رفتم محبت کردم زبون ریختم کم محلی کردم جواب نداده من ازتون راهکار میخوام دیگه خسته شدم گاهی میگه تو مگه زن منی مادر بچه هایی من هیچ تعهدی نسبت بهت ندارم آیا موندن در این زندگی صلاح است آیا امید به درست شدنش هست آیا ماندن و جا برای دیگران باز نکردن به این همه اعصاب خوردکنی می ارزد ؟؟من فقط بخاطر بچه ها دارم تحمل میکنم الان هم جدیدا شکاک شده یه کلاس میرم میگه رفتی ولگردی همش توهین میکنه هر شب با دوستاش بیرونه من و بچه ها همش خونه ایم دیگه اینها هم نگه نمیداره در این ترم فقط یک کلاس گرفتم .واژه هایی هم که گفتید وقتی ادم از کسی تنفر داره بخاطر رفتارهاش نمیتونه واقعا این واژه ها رو براش بگه
آیا در مورد دختره که فهمیدم باهاش بیرون رفته چیزی بهش بگم یا نه بزارم ببینم چی میشه ؟ آیا بگم میدونم شبها با فلانی چت می کنی ؟ می ترسم بگم پر رو تر بشه بگه همینی که هست مدام دنبال بهونس. نمیدونم دلیل این همه بهونه گیریش چیه ؟؟ ولی ذاتا ادم خیانتکاری نیست . دیگه بیکاریش و مرگ پدرش بهش فشار آورده واقعا من گیج شدم چکار کنم خواهشا کمکم کنید . ممنون از شما
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/25 09:49  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز اینکه شما صبوری میکنید قابل تحسین است اما باید این را هم یاداوری کنم خوبی که از حد گذشت نادان خیال .....شما سه فرزند دارید و ایشون پدر فرزندان شما هستند بهتر است اجازه ندهید فردی دیگر زندگی شما را اینطور تحت تاثیر قرار دهد ‌.شما با همسر خود کاملا دوستانه و با حترتم صحبت کنید شاید او حرفی برای گفتن داشته باشد و یا موردی باشد که شما از ان بی اطلاع هستید یا اینکه دلیل خیانش رفتارعای شما باشد .زمانی که صحبت کردید و صحبتهای او را شنیدید از او بخواهید که به خاطر اول خودش و دوم شما و فرزندانتان این رفتارعای خود را کنار بگذارد .نگفتن شما و رها کردن بسیار اسیب زا است .
1397/4/24 02:51  مدت زمان عضویت:171 روز
0
سلام خانم نصری عزیز من 14 تیر پیام گذاشتم مشکلم رو گفتم خواهش میکنم پاسخ من رو زودتر بدید ممنوپ میشم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/24 13:50  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز لطفا دوباره سوالتان را بپرسید .
1397/4/20 15:51  مدت زمان عضویت:137 روز
0
سلام
من پکیج رو از طریق وبسایت خریداری و دریافت کردم
لینک زنان باهوش رو میخواستم
1397/4/20 12:50  مدت زمان عضویت:137 روز
0
سلام خانم نصری ممنون از آموزش های خوبتون ,من 2سال 6ماه هست که با آقایی رابطه دارم ایشون تقریبا تمام ویژگی هایی که برای مرد خوب فرمودین رو دارا هستن,27سالم هست و ایشون 9سال از من بزرگتر هستن, موقعیت مالی و تحصیلی, کاری خوبی دارن ,تو این مدت ما چندبار از هم فاصله گرفتیم ولی باز ایشون اومدن سمت من و رابطه رو شروع کردن, که بادیدن اموزش های شما میتونم بگم بعضی از این موارد به دلیل رفتار اشتباه خودم بوده و بعضی به دلیل مسائل خانوادگی و مالی که واسشون پیش اومده که در اون مواقع ایشون خودشون میگفتن من به خاطرمشکلات مالی نمی تونم خوشبختت کنم و نمی خوام مانع تو باشم و میرفتن ،توقعشون از خودشون بسیار زیاده ، اما بازم خودشون برمیگشتن باید بگم که موضوع مالی بزرگی واسشون پیش اومده بود و حمایت هیچ کس رو هم نداشتن ,کاملا مستقل هستن و دوباره تلاش کردن و اوضاعشون روبراه شده و حالا 3ماه هست که برگشتن و اینبار رابطه ما گرم تر از قبل هست ,فقط مسئله من اینه که قبلا درموردبرنامه ریزی ازدواج صحبت کردن, و گفتن اول باید خونه بخرن, وام هایی که بدهکار هستن رو صفرکنن بعد اقدام کنن برای ازدواج, الان خونه خریدن به نظر شما من همچنان به صبرم ادامه بدم ؟و اگر قرار باشه جایگاهم رو مشخص کنم و ازشون بخوام که بیان و با خانوادم صحبت کنن باید چه دیالوگی رو استفاده کنم.. ممنون میشم لطف کنید و پاسخ بدید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/21 19:16  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز همانطور که فرمودید در هر رابطه ای باید جایگاه طرف مقابل مشحص شود و به او حتما بگویید که باید جایگاهتان مشخص شود و خانوادتان هم مخالف چنین شرایطی هستند و اصرار دارند که تکلیف شما زودتر مشخص شود .دوست عزیز شما باید سن هر دو طرف را در نظر بگیرید و این را که یک خانم تا یک سن مشخصی خواستگار زیاد دارد و شرایط یک ازدواج موفق را .از نظر بنده هرچه زودتر جایگاه خود را در رابطه مشخص کنید.
1397/4/17 16:05  مدت زمان عضویت:142 روز
0
سلام خانم نصری عزیز یه سوال برام پیش اومده درمورد رفتار نه بدون کلام میخوام بدون وقتی با چنین رفتاری مواجه میشیم ما هم که عقب نشینی میکنیم وقتی طرف مقابل بعد از دو الی سه هفته به سمت ما برگرده چه رفتاری باید انجام داد چه کارهایی را بایدانجام بدیم؟ممنون میشم راهنمایی کنین
1397/4/17 13:37  مدت زمان عضویت:137 روز
1
سلام استاد نصری من28 سالمه 5 سال ازدواج کردم و هیچ مشکلی با همسرم ندارم جفتمون توی زندگی مشترکمون از هم راضی هستیم خداروشکر ولی تنها مشکل من با خانواده شوهرم هست . شوهرم فرزند دوم خانواده اس یه برادر بزرگتر از خودش داره که 12 سال ازدواج کرده هنوز هم بچه دار نشدن
خانومش که جاری من هست 38 سالشه خانواده همسرم خیلی برادر شوهرمو دوست دارن چون فرزند اول‌ و خیلی به همسرش احترام میذارن کلا خیلی بهش توجه میکنند و این مسئله منو خیلی ناراحت میکنه خیلی وقتا همین بی توجهی ها توی جمع به من و همسرم و توجه کردنا به جاریم و برادر شوهرم منو آزار میده و باعث بحث و جدل بین منو همسرم میشه خیلی مشاوره رفتم ولی اصلا تاثیری نداشته
خانواده شوهرم وقتی با ما تنها هستن خیلی خوبن خیلی محبت میکنند اما به محض اینکه اونها هستن تموم توجهاتشون میره سمت اونا انگار نه انگار که ما هم هستیم
مثلا من و خواهر شوهرم و جاریم که تو جمع هستیم خواهر شوهرو جاریم باهم همش سرشون تو گوشی هم هستش اصلا منو توی بحث شرکت نمیدن خیلی وقتا خودم میرم وسط بحثشون که منم توی صحبتاشون شریک باشم ولی باز به کارشون ادامه میدن فقط هر از گاهی یه اسمی از من میارن باور کنید حتی کارایی که من و شوهرم براشون کردیم اونا نکردن ولی اصلا کارای ما به چشمشون نمیاد
برادر شوهرم اکثر موقع ها چون جاریم سر کار میره ناهار میره خونه پدر شوهرم اینا حتی براش غذا میذارن تا واسه جاریمم ببره ولی تا یه غذایی میخوان به ما بدن مادر شوهرم چند باری شده بهم گفته به مریم نگو یا یواشکی اونا بهمون یه چیزی میدن که ببریم
نمیدونم واقعا دیگه باید چطوری رفتار کنم هر راهی که بگین رفتم ولی هیچ نتیجه ای ندیدم تورو خدا کمکم کنید این مسئله خیلی آزارم میده
ممنون از مشاوره خیلی خوبتون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/7/16 10:10  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز این مورد خیلی مهم نیست که شما بخواهید به خاطر ان ناراحت باشید وارامش خود و همسرتان را بهم بریزید اگر میدانید که نمیتوانید این شرایط را تحمل کنید میزان رفت و امدتان را کم کنید .و مواقعی که در مهمانی حضور دارید کتابی را با خود داشته باشید و ان را بخوانید با این کار هم شما توجه به انها نمیکنیدو هم اگر سوال کردند که چرا مشغول کتاب خواندن هستید دلیلش را محترمانه به انها بگویید ‌اما هیچ گاه به خاطر این موضوع با همسرتان برخورد نکنید چون نه او مقصر است و نه اینکه او میتواند قضاوت درستی داشته باشد چون او یک مرد است و این موارد برایش بی معناست .
1397/4/17 11:43  مدت زمان عضویت:363 روز
0
سلام خسته نباشید.خانم نصری من دختری 25 ساله هستم که الان 1سال و نیم با پسری 27 ساله نامزدم و قرار ماه دیگه عقد کنیم.تو این مدت آقا پسر 1سال سربازی که داشت را رفت و سریع رفت سر کار و الان 6 ماه شاغل هست.اما مشکل این جاست از روز نامزدی مادرم پسر را درست قبول نکرد(می گفتم قیافش زشته و به تو نمی یاد و هنوز سربازیشم تمام نشد)و به اصرار من و بابام قبولش کرد.حتی خوب بودن اخلاقش و یا موقعیتش که خونه و ماشین و کار دار را در نظر نگرفت و هرچی از نامزدی می گذشت با سردی باهاش رفتار می کرد و تو دوره سربازی باهاش خوب رفتار نکرد الان نامزدم از مادرم دلخور و خونمون نمی یاد و می دونم اگه هم بیاد فایده نداره (حتی برای عیدم نیمد)مادرم از وقتی چند تا از دخترا فامیل با پسرای ظاهر معمولی ازدواج کردن دیگه به شدت قبل باهاش رفتار نمی کنه اما خوب هنوزم وقتی زنگ می زنه باهاش سرد حرف می زنه.نامزدم تک فرزند و تک پسر و جا کردن رو اصلا بلد نیست و تمایلی هم نداده می گه اگه کسی من را دوست داره باید با همین اخلاقام واحترام گذاشتنام دوستم داشته باشه.گیر کردم هیچ کدوم کوتاه نمی یان.نامزدم می گه مامانت دوستم ندار و بهم احترام نمی گذاره.مامانمم بقیه شوهر خواهرامو حسابی احترام می زاره محل این نمی زار.جز خودم و بابام شوهر خواهرامم کلی با مامانم حرف زدن و فایده نداره.نه مامانم نه نامزدم پیش مشاور نمیان.تو رو خدا بگید چکار کنم؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/17 14:59  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عززیز تنها کاری که میتوانید با مادر خود صحبت کنید و از عواقب رفتارهایش و توضیح دهید ایشون اگر اینده شما را در نظر بگیرند هیچگاه این رفتارها را انجام نمیدهند .هیچگاه نباید دیگران را از روی ظاهرشان قضاوت کرد .
1397/4/16 16:47  مدت زمان عضویت:145 روز
0
سلام پریسا خانوم من احساس کردم 6 و 7 ماهی همسرم با یکی ارتباط داره و برای همین پکیج تون رو خریداری کردم تا زندگیمو درست کنم ولی پیامهایی عاشقانه که گفتین رو دادم ج نداد و وقتی هم میاد خونه باهاش همونطور که گفتین رفتار کردم ولی انگار اصلا دیگه منو نمیبینه یکسره چت میکنه و چون دیر با شما اشنا شدم خیلی اشتباه کردم البته خیلی صبور هم بودم حالا شوهرم دو روزی هست قشنگ برملا کرده که با یکی هست و دائم میگه مرد میتونه دو نفر رو دوست داشته باشه و میگه میدونم نه تو منو ترک میکنی نه من تو رو ولی ادم میتونه دو نفر رو بخواد.
پریسا جون ما با هم مشاوره هم رفتیم و ازمون تست گرفت و فردا دوباره وقت داریم البته دکتر به من گفت همسرت اختلال شخصیت داره و امروز دیدم شوهرم یه برگه چاپ کرد که وقتی تو لپ تاپش دیدم برگه ی عقدنامه ی شرعی بود که با خودش برد البته پنهونی از من و چندباری هم ازم خواسته طلاق رجعی بگیریم چون میگه نمیدونم این زندگی رو دوست دارم یا نه میگه شاید الان چون دارمت قدرتو نمیدونم منم قبول نکردم طلاق رجعی رو ولی الان منم احساس میکنم دیگه هیچ حسی به این زندگی ندارم ما خیلی همو دوست داشتیم نمیدونم چی شد به اینجا رسیدیم
پریسا جون من حق طلاق و حضانت پسرم رو هم دارم من یه پسر 4 ساله دارم و فقط میخواستم ازتون یه راهنمایی بخوام که من اگه فقط بفهمم همسرم اون دختر مطلقه رو عقد کرده میخوام طلاق بگیرم تو یکی از کلیپ هاتون دیدم که گفتین رابطه ایی که تموم شده رو واقعا تموم کنین و من تحمل همچین رابطه ایی رو ندارم لطفا راهنماییم کنین میدونم هیشکی مثله شما نمیتونه کمکم کنه. ممنون میشم از این سردرگمی نجاتم بدین حتی شده حاضرم بعد طلاق بیام تهران و مشاوره بگیرم ازتون سپاسگزارم
1397/4/14 21:23  مدت زمان عضویت:171 روز
1
با سلام و عرض احترام خدمت شما بانوی عزیز و بزرگوار که درس زن واقعی بودن رو به ما یاد میدهید.
من زن42ساله و همسرم39 سالشه و دو فرزند پسر8 ساله ودختر4ساله داریم که مدت 9سال ازدواج کردیم من کارشناسی ارشد it و همسرم فوق دیپلم هستند و ایشون دانشجوی من بودن و هر دو ازدواج دوم با این تفاوت که من بعد از شش ماه جدا شدم ولی همسرم بعد از ده سال جدا شدن . خانم پریسای عزیز با گوش دادن پکیج رمز جذابیت متوجه شدم که خیلی چیزها از اول باید بررسی بشه و از پایه و اساس درست بشه کاملا متوجه اشتباهاتم شدم که ضربش رو دارم الان میبینم بدون تحقیق و حتی فکری و خیلی سریع همسر این آقا شدم چون خیلی شادم میکرد و هیجان داشت هر دو عجله داشتیم .تو دوران دوستی خیلی عالی و دوست داشتنی بود اما بعد از ازدواج کاملا عوض شد وسواس دارن همه چیز باید سرجاش باشه حتی یک سانت اینور و اونور نشه این موضوع من و بچه ها را اسیر کرده . از همون روزهای اول شبها نمیخوابه بیداره و با دوست دخترهای قبلیش چت میکرد من هم هرچی میپرسیدم چکار میکنی این کیه میگه چیز خاصی نیست . در زمان آشنایی ما با دختری گویا دوست بودن که شهرستانی است و دفتر هواپیمایی کار میکند و به دانشگاه من زنگ زده بود فحش و ناسزا داد که خودتو ارزون فروختی من هم از همه جا بیخبر به همسرم گفتم که کلی باهاش دعواکرد و کات کردن . بعد از به دنیا آمدن پسرم سرو کله این دختر پیدا شد یه مدت پیام میداد تو فیس بوک بعد رفت یا ظاهرا من چیزی احساس نکردم .تو این سالها همش توهین و تحقیر میکنه سر کوچکترین مسئله حتی بخاطر بچه ها به من پرخاش میکنه شخصیت کاملا خود شیفته داره و طرح واره بی ثبات و مقداری بی قید دارد من هم فکر کنم چسبنده هستم .در خونه با ما درون گراست و بیرون با دوستاش هیجانی است آدم دو شخصیتی است تا یک ساعت خوبه بعد یهو بهم میریزه هر کا ری که بگید کردم جواب نداده خیلی زیادی محبت کردم تمام این 9سال بیکاره تو خونس و از سرمایه قبلیش و کمک من زندگی میچرخه با خانوادش سر ارث و میراث که باباش به نوعی قبل مرگش تقسیم کرد درگیره البته این رفتار پرخاشگری با مامان و خانواده خودش و باباش هم دارد و کلا اخلاقشه . جلوی همه بی ا حترامی میکنه آدم بسیار مادی است این هم بگم که دوسالگی پسرم بود من یه خونه داشتم که با بدبختی خریدم کلی با هزار کلک و دعوا گیر داد خونه رو بده سرمایه گذاری کار کنم با بی میلی و از سر اجبار بخاطر پسرم خونه رو دادم فروخت و با پدرش با ملکی در تهران جابه جا کرد و ارثش هم گرفت یعنی خونه من سر آغاز سرمایه زیادی براش شد . حالا مشکل من اینه که با توجه به پکیج هنر زن بودن و قسمت خیانت که گوش دادم سردرگمم و گیج شدم چکار کنم واقعا موندم چون پدرش شش ماه فوت کردن بعد از فوت پدرش خیلی بدتر شده و همون دختره که گفتم تو ختم اومدن و دوباره ارتباط از سر گرفته تو اینستا اومده و چندباری با هم بیرون رفتن من فهمیدم و با یکی از فامیل های مادرم هم شبها تا صبح چت میکنه که زن 50ساله مطلقه است رفتارش عوض شده مدام تهدید میکنه باید بری راه برای دیگران باز کنی . خونتو بدم برو جای چند نفر رو اشغال کری با توجه به صحبت های شما که فرمودید رابطه عقبگرد ندارد این دختر از زندگی من چی میخواد من احساس میکنم میخواد انتقام بگیره و من سر درگمم چون هر راهی رفتم محبت کردم زبون ریختم کم محلی کردم جواب نداده من ازتون راهکار میخوام دیگه خسته شدم گاهی میگه تو مگه زن منی مادر بچه هایی من هیچ تعهدی نسبت بهت ندارم آیا موندن در این زندگی صلاح است آیا امید به درست شدنش هست آیا ماندن و جا برای دیگران باز نکردن به این همه اعصاب خوردکنی می ارزد ؟؟من فقط بخاطر بچه ها دارم تحمل میکنم الان هم جدیدا شکاک شده یه کلاس میرم میگه رفتی ولگردی همش توهین میکنه هر شب با دوستاش بیرونه من و بچه ها همش خونه ایم دیگه اینها هم نگه نمیداره در این ترم فقط یک کلاس گرفتم .واژه هایی هم که گفتید وقتی ادم از کسی تنفر داره بخاطر رفتارهاش نمیتونه واقعا این واژه ها رو براش بگه
آیا در مورد دختره که فهمیدم باهاش بیرون رفته چیزی بهش بگم یا نه بزارم ببینم چی میشه ؟ آیا بگم میدونم شبها با فلانی چت می کنی ؟ می ترسم بگم پر رو تر بشه بگه همینی که هست مدام دنبال بهونس. نمیدونم دلیل این همه بهونه گیریش چیه ؟؟ ولی ذاتا ادم خیانتکاری نیست . دیگه بیکاریش و مرگ پدرش بهش فشار آورده واقعا من گیج شدم چکار کنم خواهشا کمکم کنید . ممنون از شما
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/4/21 19:49  مدت زمان عضویت:354 روز
0
سلام دوست عزیز رفتار همسر شما نشان میدهد که ازدواج سما از قبل دچار مشکل بوده است اگر میخواهید خودتام را از این موضوع رها کنید با همسرتان صحبت کنید که اگر می خواهد به این کار ادامه دهد منزل را ترک کند و هبچ عذری را نپذیرید .شوهر شما با خیانت کردن و دروغ گفتن به شما حق زندگی مشترک با شما را در مقام همسر و عضوی از خانواده از دست داده است شاید این برخورد او را از خواب غفلت و حماقت که در ان است بیدار کند و بتواند حقیقت را ببیند‌
1397/4/14 14:51  مدت زمان عضویت:171 روز
1
سلام.خانم نصری من شخصیت چسبنده و شکاکی داشتم تا حالا.اما بعد از دیدن دوتا پکیجتون رفتار درست خیلی یاد گرفتم اما هنوز نمیدونم چجوری باید شخصیت شکاک و بدبینمو درمان کنم..خیلی موضوع حادی برام شده.لطفا برامون بگین .ممنون و خداقوت
برنامه های مرتبط