شماره تماس پشتیبانی
02188915004

کلوپ دانشجویان هنر زن بودن

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 14:08
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 20
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
درباره این برنامه

این کلوپ فقط ویژه بانوان می باشد، و از عزیزانی که دوره جامع را برای بانوی خودشان تهیه می کنند، درخواست میکنیم حتما به نام خود بانوی خود دوره را تهیه کنند که بتوانند از این کلوپ بهره مند شوند.


با توجه به اینکه حدود 8 سال است در حوزه راز و رمز موفقیت بانوان در حال تحقیق و پژوهش هستم،
روزهای اولیه ی شروع کارم، فکر نمی کردم اصلا این همه مسائل خاص در بانوان وجود داشته باشد که هیچ فضایی هم برای هم اندیشی و کمک به همدیگر وجود نداشت.
همین فکر بود که باعث شد دوره های توانمندسازی زنان را طراحی کنم و خیلی خوشحال هستم که بالغ بر 25 هزار نفر در این دوره ها شرکت کرده اند.
با توجه به اینکه همیشه به رفع مشکلات بانوان سرزمینم اهمیت می دادم، و این موضوع که خلاء در سیستم آموزشی و دوره های آموزشی وجود دارد، به این فکر افتادم تا فضایی را برای دانشجویان دوره های توانمندسازی زنان با عنوان زنان باهوش راه راه اندازی کنم.


به زندگی روزه مره تان نگاه کنید:
تا مشکلی در روابط زناشویی مان بوجود می آید، تازه تصمیم به رفتن به مشاوره می گیریم، تا راه حل هایی برای این مسائل بیابیم.
تا امروز یک جای معتبر که بشود مسائل اساسی زندگی مان را مطرح کنیم و راه حلی برای این مسائل بیابیم، در حوزه مسائل زناشویی ندیدم.


اطلاعاتی که امروزه کم و زیاد، غلط یا درست در گوشه کنار اینترنت و شبکه های مجازی پخش شده است که معمولا 99 درصد اشتباه و با موقعیت فردی هر فرد انطباق ندارد.
زنان باهوش، خرد جمعی دانش اموختگان دوره هنر زن بودن برای مسائل زناشویی و هنر زن بودن است که برای رسیدن به یک زندگی ارام و پر از عشق آماده سازی شده است.
زنانی که با آگاهی کامل، دوره های توانمندسازی خودشان را گذرانده اند و الان می خواهند به همنوعان خود کمک کنند تا یک زندگی شیرین را تجربه کنند.
این بخش از وب سایت را با عنوان کلوپ زنان باهوش نام گذاری کردم .
و در این بخش تمرکز بر راه حل ها و مکمل های آموزشی برای هر چه توانمندشدن زنان باهوش داریم.

در این کلوپ سه بخش وجود دارد:
1- پاسخ به سوالات دانشجویان: در این قسمت همه دانشجویان دوره میتوانند سوالات خود را درج کنند و دیگر دانشجویان با تمرکز بر مسئله موجود، راهکارهای اصولی خودشان را طبق آموزه های هنر زن بودن به دیگر زنان باهوش انتقال دهند.


2- گزارش پایانی دانشجویان: در این قسمت دانشجویان گزارش نهایی دیدن دوره را درج می کنند، و اینکه دوره هنر زن بودن برایشان چقدر موثر بوده است و چه آموخته هایی از این دوره بدست آوردند را در اینجا ذکر می کنند.
به دوستانی که گزارشات دیدن هر جلسه را در پارت آخر هر جلسه درج کنند و گزارش نهایی دوره را در این قسمت درج کنند، هدیه ای از طرف استاد نصری با عنوان دوره غیر حضوری ارتباط موثر در پروفایلشان درج می شود.


3- پاسخ ویدئویی و صوتی به سوالات مهم و پرتکرار: در این قسمت برخی سوالاتی که اهمیت بالایی برای یادگیری دیگر زنان باهوش دوره هنر زن بودن، توسط استاد پریسا نصری به صورت مستقیم پاسخ داده می شود.

این کلوپ به صورت مستقیم توسط استاد پریسا نصری پاسخ داده می شود.
همچنین این کلوپ فقط ویژه زنان باهوشی است که در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند و از مفاهیم و مطالب این دوره استفاده کرده اند.

قابل توجه است، زنان باهوشی که به تازگی در دوره غیر حضوری هنر زن بودن شرکت کرده اند، ظرف 24 ساعت در این گروه قرار می گیرند، تا بتوانند از آموزه ها و همفکری های این گروه استفاده کنند.

نمایش بیشتر
جلسات این برنامه

پاسخ به سوالات دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

درج گزارش و نظر در جلسات

00 ساعت و 05 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

گزارش پایانی دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل شماره 1 ویژه دانشجویان

00 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ شماره 1 دانشجویان

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 3- رفتار نادرست همسرم بعد از یک بحث

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 18 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 4 - کنایه حرف زدن همسر و بی مسوولیتی مرد

00 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - مرد رفیق باز

00 ساعت و 02 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 5 - تعهد و واکنش در مقابل بی تعهدی

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: هنر زن بودن

00 ساعت و 41 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه اول

02 ساعت و 15 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه دوم

00 ساعت و 37 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه سوم

01 ساعت و 43 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه چهارم

01 ساعت و 26 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه پنجم

01 ساعت و 20 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه ششم

01 ساعت و 21 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هفتم

01 ساعت و 14 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هشتم

01 ساعت و 30 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه نهم

01 ساعت و 01 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/6/5 18:08  مدت زمان عضویت:165 روز
0
سلام خانم نصری جان امید وارم حال دلت خوب باشه عزیز راستش من الان 3 ساله از یک پسری خوشم امده هی میرفتم تند تند در مغازه اش بعد از چند وقت فهمیدم که نباید زیاد برم درمعازه اش کمترش کردم ماهی یک دفع میرفتم تا الان که سه سال گذشته نمیدونم چیکار کنم اگه اونم منو میخواد چرا نمیاد جلو چیزی بگه این همه مدت اگه هم منونمیخواد چرا جای میبینه منو یا میرم درمغازه یه جوری نگاه میکنه و رفتار میکنه،سه شنبه هفته قبل گفتم بزار این اخرین امتحانم رو انجام بدم اگه نگرفت بیخیال میشم رفتم مغازه اش یه چیزی گفتم نداشت گفتم میشه وقتی اوردین خبرم کنید شماره مو دادم بهش ولی هنوز هیچ خبری نیست دیگه نمیدونم چیکار کنم اصلا نمیدونم کارم درسته بوده یا اشتباه... اگه مشاوارن عزیز و زحمت کش بتونن جوابم رو بدن ممنون میشم😙😙
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/6 01:33  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز با توجه به صحبتهایی که داشتید عشق شما یک طرفه است اگر او شما را دوست میداشت حتما پیشنهاد میداد و یا اقدامی میکرد بهتر است او را فراموش کنید و وقت و ذهنتان را صرف کسی نکنید که هیچ علاقه ای به شما ندارد بهتر است دیگر به مغازه او نروید .
1397/6/5 14:29  مدت زمان عضویت:165 روز
0
سلام من خیلی حالم بده هر چند تونستم با این پکیج حالم و بهتر کنم ولی دنبال راه حل هستم و نتونستم راه حل برای مشکلم پیدا کنم.من با پسری اشنا شدم که بعد از 2 سال به ازدواج ختم شد.2 سال عقد بودیم ونزدیک به 3 سال هست که ازدواج کردیم. من در حال حاضر 27 سالمه و همسرم 29 سالشه.از نظر همسرم من زن فوق العاده ای بودم زنی که تونسته بودم حال بدشو خوب کنم. زن سازگار و مهربون و همه چی تمام. ورزشکار حرفه ای و کدبانو. تمام خصوصیاتی که شما یاد دادین و من داشتم حتی احترام و کلام شیرین. کارمند هستم و در عین حال به خودم حسابی میرسم. همسرم با من طی این 7 سال مانند یک پرنسس برخورد کرد و من هیچی کم نداشتم. ما زندگیمونو از صفر ساختیم و الان کم کم داریم به جاهای خوبی میرسیم همیشه حامی شوهرم بودم و همیشه تشویقش کردم برای پیشرفت. دختر شیطون و بازیگوشی بودم و همسر از در کنار من بودن لذت میبرد. زمان ازدواج چون ما عقد مفصل گرفته بودیم تصمیم گرفتیم که پول عروسی و خرج نکنیم به پیشنهاد من برای من ماشین خریدن و پولش اومد توی زندگیمون. و من چند ماه بعد ماشین و فروختم و برای منزل ثبت نام کردیم. زمانی که دنبال خونه بودیم برای اجاره یه خونه پیدا کردیم که خیلی بنظرمون خوب اومد. یه منزل شخصی ساز که خانمی بیوه ساخته بود که 2 واحد بالای خودش ساخته بود برای پسراش. ما یک واحد اجاره کردیم واحد بغلی پسرشون با عروسشون و نوشون. تا 2 سال اول ازدواج همه چی خوب بود اما کم کم رابطمون باهاشون زیاد شد هرکار کردم نتونستم جلوی رابطه های زیادی بگیرم هر شب خونه همدیگه یا بیرون .خلاصه هر وقت شکایت کردم همسرم به من خرده گرفت که تو اجتماعی نیستی. زندگی برام زهر شده بود هر شب تا دیرئقت دورهمی هیجوری نتونستم مهارش کنم حتی با جایگزینی دیگران همسرم شدید بهشون وابسته شد. و شده نوکرشون. به تازگی شک کردم به رابطه ی همسرم با عروسشون که کنار ما میشینن. همسرم کلا رفتارش تغیییر پیدا کرد و دیگه اون ادم قبل نیست. چند دفعه دعوای شدید کردیم تا حد جدایی. دارم دق میکنم نمیتونم ثابت کنم ولی مطمعنم که چیزی بینشون هست و امیدوارم که نباشه. نمیدونم باید چیکار کنم. همسرم تا حدی تغییر پیدا کرده که میگه تا اخر عمر میخوام توی همین خونه بمونم تو دوس نداری نمون. و میخواد خونه ی خودمون که اماده شد بفروشه. توروخدا بهم بگین چیکار کنم به کی بگم با اون خانم حرف بزنم؟با همسرش با کی اصلا نمیفهمم چجوری اون عشق و برگردونم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/6 01:09  مدت زمان عضویت:411 روز
1
سلام دوست عزیز با همسرتان صحبت کنید زمانی را برای گفتگو انتخاب کنید که همسرتان حال و حوصله کافی را داشته باشد .ابتدا از نقاط مثبت و خوبی های همسرتان صحبت کنید در گفتگوهایتان باید و نباید را به کار نبرید و او را محاکمه نکنید کسی که احساس حقارت کند حتی در برابر حق هم موضع میگیرد .به جای محاکمه حالت احساسی خود را از زمانی که همسرتان با این خانواده رفت و امد دارد را بیان کنید و از او بخواهید که این کار را انجام ندهد .چون شما اطمینان کامل ندارید که او با خانم همسایه ارتباطی دارد یا خیر پس نمیتوانید با ان خانم ثحبت کنید با همسرتان طوری گفتگو کنید که انگیزه تغییر منزل را در او ایجاد کنید شما هم به هیچ عنوان با انها ارتباط نداشته باشید و اجازه ندهید به منزل شما رفت و امد کنند .
1397/6/5 13:11  مدت زمان عضویت:193 روز
0
سلام وقت بخیر.میخواستم بدونم توی ارتباط آشماییم با یک آقا که هنوز هم بحث ازدواج مطرح نشده ، در مقابل خواسته های جنسی چطور رفتار کنم که طرف مقابلم رو از دست ندم؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/6 00:58  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز بهترین کار ایت است که نه تنها شما تن به خواسته جنسی ایسوک ندین بلکه رابطه رو از اینی که هم هست کمتر کنید و این روند را ادامه دهید تا به مرحله قطع برسد با این کار مشخص میشود که علاقه ایشوت چقدر است و شما را برای چه چیزی می خواهد اگر نتواند دوری شما را تحمل کند به سمت شما خواهد امد و ان موقع شما ایشون را به سمت ازدواج سوق می دهید یعنر بهش بگو من فکر میکنم دوستی ما از اول هم کار اشتباهی بود و نبایر تا اینجا ادامه پیدا میکرد چون اینده مشخصی ندارد لذا ااگر شما قصد صرفا دوستی را دارید من شرمنده ان چون دیگه نمیخواهم این اشتباه را ادامه دهم .اگر گفت نه قصد ازدولح دارن ولی بهم فرصت بده بگو مشکلی نیست من میتوانم مدتی البتع محدود مثلا چند ماه صبر کنم ولی اینکه انتظار داشته باشی چند سال صبر کنن شدنی نیسا چون نه عاقلانه است و نه خانوادم میپذیرند .اگر گفت شرایطش را ندارم بگو اقدلم اولیه برای ازدواح شرایط خاصی را نمیخواهد شما میتوانید همین الان اقدام کنی که ببینیم خانواده ها چنین ازدواجی را قبول میکنند یا نه .این تنها راهی است که شما را از اسیب های شدید رابطه نجات میدهد و ایشون را به سمت ازدواح ترغیب میکند چون پسرها نسبت به دختری که نتوانند به راحتی به دستش بیاورند راغب تر هستند.
1397/6/5 01:14  مدت زمان عضویت:423 روز
1
سلام.من دختر 30ساله مجردم وپرستار خصوصی کلا 2تا بچه 2/5ساله پسر و9ساله دختر هستم،پدر بچه ها 50روز از همسرش جدا شده میگه نیت ازدواج داره وتو خونه ای که محل کارم میگه میخوام بیشتر آشنایی داشته باشیم به همراه محرمیت که ببینم احساس به من داری یا نه،تا بتونم تصمیم بگیرم،صلاح من چیست؟واز چه دیالوگی استفاده کنم؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/5 10:16  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز همانطور که گفتید شما دختر هسنید و ازدواج نکرده اید برای ازدداج کردن نیاز به اجازه پدر دارید چطور میتوانید محرم او شوید از نطر بنده کار اشتباهی میکنید که بخواهید با او ازدواج کنید شما مجرد هستید و او دو فرزند دارد قطعا به مشکل برخورد خواهی کرد احساسات خود را کنار بگذارید و منطقی عمل کنید ‌بهترین دیالوگی که میتوانید استفاده کنید گفتتن کلمه نه است و اکر دید اصرار دارد محل کار خود را ترک کنید .
1397/6/4 23:12  مدت زمان عضویت:252 روز
0
سلام خدمت خانوم نصری مهربون و مشاوران عزیز. من طبق هنر زن بودن از راه دور عمل کردم(به این دلیل که منزل پدرم هستم) و همونطور که در پیام های قبلی گفتم اولش تا چند روز همسرم بی تفاوت بود ولی بعد از یه سری گله کردنها کم کم داشت به حالت عادی برمیگشت که منم خواستم تا قبل از اینکه بگه برگرد خونه، خودم بهش بگم که به اون خونه برنمیگردم،البته خیلی خوب و باآرامش براش توضیح دادم که اگر برگردم،مثل این میمونه که فقط درجا زده باشیم و به جای رشد و پیشرفت، عقبگرد و پسرفت کنیم.و دلایلش رو هم کامل گفتم. ولی باز بدون توجه به اینکه من واقعا اونجا نمیتونم زندگی کنم و به نوعی یه مانعی هست برای رشد و پیشرفتم و آرامش روحی ازم سلب میشه، دلخور شد ولی من همچنان بهش محبت داشتم، اما همسرم گفت خب اینطوری که نمیشه زندگی کرد، من که نمیتونم خونه بگیرم، تو هم که برنمیگردی، پس از هم جدا بشیم و پای خانوادمو وسط کشید که به رسم عادتش باز بدگویی کنه، منم گفتم هیچکدوممون حق نداریم تو دعواها و بحثامون پای خانواده هارو وسط بکشیم که اگه اینطوری هم باشه،من که حرف واسه گفتن خیلی زیاد دارم. اینم بگم همسرم از هر نظر شرایط داره خونه مستقل بگیره اما افکار و ذهنیتش اشتباست و اون کاری رو که خودش نخواد نمیکنه.و منم این وسط بدجوری بلاتکلیفم. بعدشم که من گفتم چه زود جا زدی و تسلیم شدی، باشه زندگی که اجباری نمیشه،منم که همه تلاشی کردم واسه زندگیم پس اونی که پشیمون میشه من نیستم و قطعا چیزی رو هم از دست نمیدم.و کلی صحبتای دیگه هم کردم که خواستم چیزی تو دلم نمونده باشه که نگفته باشم؛ اونم که اولش گفت باشه هرجور راحتی، بعدش روز بعد باز خودش پیام داد که یعنی بیخیال اون حرفایی که زدیم! و گفت که بیا بیرون. منم باهاش رفتم چون فکر میکردم حرف خاصی داره ولی حرف خاصی نبود، مثل آشتی کردن بود. به نظرتون این بیرون رفتنا مشکلی ایجاد نمیکنه؟
بخاطر اختلال بردرلاینی که داره هر بار یه چیزی میگه و منو واقعا گیج میکنه. ولی بازم میگه که تو باید برگردی تو این خونه. منم تموم فکرامو کردم و واقعا اصلا دیگه نمیتونم به اونجا برگردم،حتی فکرشم خیلی اذیتم میکنه. بعضی وقتا فکر میکنم که اصلا شاید ما متعلق به هم نیستیم، واقعا نمیدونم چیکار کنم، خانوادم میگن جوابشو نده و باهاش بیرون نرو، بزار خونه بگیره بعد بیاد دنبالت. از اونورم شوهرم خونه نمیگیره و همش میگه معلوم نیست کی خونه بگیرم. باهاشم کاملا منطقی و با آرامش حرف زدم اما فقط حرف حرف خودشه. میخواستم با زبان خوش ومحبت و با استفاده از راهکارای هنر زن بودن کاری کنم که خونه بگیره ولی اگه باهاشم بیرون نرم میگه که خب اینطوری که نمیشه باز. اگرم برم خانوادم راضی نیستن. الان دیگه واقعا نمیدونم چه کاری درسته و چیکار کنم. من میخوام پایه های زندگیمو محکم بنا کنم که آینده دار باشه، نه اینکه کج بالا بره یا بعد از کلی زندگی کردن بریزه. میخوام از بلاتکلیفی در بیام و بهترین تصمیمو برای زندگیم بگیرم. ولی دیگه نمیدونم چه راهی مونده که نرفته باشم. ازتون خواهش میکنم کمکم کنید🙏🙏🙏
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/5 00:23  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز شما با دوری و قهر کردن کاری از پیش نخواهی برد باید در زندگی خود حضور داشته باشی تا بتوانی او را قانع کنی که تغییر مسکن بدهد .شرایط روحی و مالی او را درک کنید و گام به گام پیش بروید از اگر با محبت و عشق و بودن در زندگی پیش بروید زودتر به خواسته خود راه پیدا میکنید ..
1397/6/4 16:54  مدت زمان عضویت:202 روز
0
سلام خانم دکترمن یکساله بااقای دوست شدم وگفته بعدازمحرم وصفرمیادخواستگاریم .مامانم اقاپسرروندیده .مامانم میخوادببینش وباهاش صحبت کنه. ولی نمیدونه چی بایدبگه.ایالزومی هست اقاپسرروببینه وباهاش صحبت کنه یانه ممنون میشم
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1397/6/4 17:48  مدت زمان عضویت:235 روز
0
سلام دوست عزیز
این یک جلسه ی غیر رسمیه قرار نیست از اول بصورت سوال و جواب اداره شه!یسری اطلاعات باید طی صحبت و گفت و گو بدست بیاد.بنظر من بیشتر از حرفایی که گفته میشه طرز برخورد شما مهم هست ،خیلی مضطرب و دستپاجه عمل نکنین...و یادتون باشه این جلسه برای آشنایی هست مادرت از خودتون و خانوادتون بگن و از همین ها هم بپرسه!مثلا تعداد بچه ها،شغلشون،اصالتشون ،اهل کجا هستن و...موفق باشید.
1397/6/4 14:21  مدت زمان عضویت:203 روز
0
با سلام
با توجه به پیام های قبلی، اصلا برای صحبت کردن با من وقت نمیذاره که توجیهش کنم و مشاوره هم قبول نداره، 6 ماهه ایشون با من ارتباطی نداره الان من بگم که طلاق میخوام ...آیا کارم درسته؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/6/4 15:12  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز با توجه به اینکه شش ماه است او با شما ارتباط ندارد و تمام راههایی که گفته شد برای شما امکان پذیر نیست و او حاضر به صحبت با شما نیست پیشنهاد میکنم اژ مشاورین دادگاه کمک بگیرید .
1397/6/3 14:13  مدت زمان عضویت:252 روز
0
سلام خانوم نصری عزیزم. جلسه ی نهم رو هم مشاهده کردم. من مهر بی تناسب داشتم و چون نمیدونستم این کارم اشتباهه،بیشتر مرتکبش میشدم.و خوشحالم که موفق شدم که دوست داشتن های افراطی و وسواس گونه رو از خودم دور کنم و درست عمل کنم و آگاهیم دراین باره بالا رفته.
زنگهای خطر رو در روابطم بررسی کردم و اونا رو تو زندگیم تشخیص دادم، مثلا در آخر دعواهامون فرصت جبران رو از همسرم میگرفتم و نمیدونستم که کارم اشتباهه، البته گاهی اوقات حتی میخواستم که این فرصتو بدم اما نمیتونستم، انگار که تبدیل به یه عادت بد شده بود برام ولی خوشبختانه و با دریافتن آگاهی از این قضیه، دیگه این کارو ترک کردم و برام راحتتر شده که فرصت جبران رو بدم. و یکی دیگه از آلارمهای خطر که تو زندگی برام اتفاق افتاده بود، حل نشدن مسائل و تلمبار شدنش بود و این منو خیلی آزار میداد و گاه و بی گاه تو ذهنم پر میشد از این افکار و ناگفته هایی که باید میگفتم و اما نگفته بودم. اما الان یادگرفتم که هر مسئله ای حتی کوچیک هم پیش اومد رو با همسرم درموردش حرف بزنم تا حل بشه و دیگه تو خودم حملش نکنم. لجبازی هم هر دومون داشتیم و من تجربه ی ترک منزل رو هم داشتم اما بعد از این به هیچ عنوان منزل رو ترک نمیکنم و لجبازی رو هم به کلی دارم از خودم حذف میکنم.
تفاوت بین انرژی درونی زن و مرد رو هم یادگرفتم و تفاوت در راه حل مدار بودن مردان و با صدای بلند فکر کردن زنان رو هم پی بردم بهش.و اینکه دیگه سعی کنم با صدای بلند فکر نکنم. و فهمیدم که چگونه مسائل و مشکلات را با همسرم به خوبی و خوشی حل کنم.
متوجه شدم که در ارتباط با همسرم به جای شکایت کردن،درخواست کنم و تمرین میکنم که ملکه ذهنم بشه. و در نهایت هم ترفندهای زنانه رو یادگرفتم و تمرین میکنم تا همیشه یادم بمونه و انجامشون بدم. البته قبلا هم شوخی های خاص رو گاهی اوقات انجام میدادم و واقعا تاثیر خوبی داشت و حس خوبی رو هر دوتامون میگرفتیم.
خانوم نصری عزیزم بازم از این همه مطالب مفید و سازنده تون خیلی ممنونم.
1397/5/29 17:25  مدت زمان عضویت:162 روز
0
با سلام و خسته نباشید . من و دوستم با هم پکیج رو تهیه کردیم و سوال دوست من این است .
خانم نصری من یکسال و نیم پیش عقد کردم و بعد از اون متوجه شدم که نامزد من خیلی راحت یک سری مسائل رو دروغ میگه یا پنهان میکنه.در گذشته که باهاش حرف زدم توجیهش اینه که من وقتی میبینم کسی باهام لج میکنه دروغ میگم و خودمو خلاص میکنم که از اون زمان من با وجودی که متوجه دروغاش میشم لجبازی نمیکنم وسعی میکنم به روش هم نیارم و من نمیدونم این روش که به روش نیارم هم درسته یا نه ؟ یعنی وقتی باهاش با آرامش در مورد این مسئله صحبت میکنم توجیهات الکی میاره یا انکار میکنه یا سکوت میکنه یا اینکه میگه حق با توست یا اینکه بحث رو عوض میکنه و باز به کارش ادامه میده اگر هم به روی خودم نیارم که خیلی سخته ، من نمیدونم زمان هایی که دروغ میگه و من متوجه میشم چه رفتاری باید باهاش داشته باشم ؟ چیکار کنم که این دروغ گفتن رو ترک کنه ؟ مثلا جدیدترین مسئله ای که وجود داره اینه که ایشون گفتن میخوان واسه کارشون این آخر هفته رو برن ترکیه ( این در صورتیه که من چند وقت پیش ازشون خواستم که یک مسافرتی با هم بریم و ایشون گفتند که گرونه ماباید صرفه جویی کنیم و ...) و من از طریق دوستان و اطرافیانشون متوجه شدم که اینطور نیست و ایشون با دوستانشون میخوان برای گردش به ترکیه برن من فعلا به روش نیوردم که میدونم دروغ میگه ،بهش گفتم خب باهم بریم تو هم به کارت برس منم یه تفریحی کرده باشم میگه نه پول نیست من میخوام کم خرج برم واسه کار میرم تو بیای کجا و ... واقعا کلافه ام نمیدونم باید چیکار کنم ؟ ممنون میشم اگر راه حلی بدین که مشکل ما حل بشه
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/30 12:52  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عززیز اعتماد جوهره زندگی زناشویی است و دروغگویی باعث شود اعتمادتان نسبت به یکدیگر سلب شود بهترین راه حل این است که به همسرتات احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد به حای اینکه نسبت به دروغ حساس باشید تقویت رابطه عاطفی می تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود اورد .اگر همدیگر را کمی ازاد بگذارید و اجازه دهید هر کدام ان طور که دوست دارید زندگی کنید بی شک به مرور تبدیل به دو ددست خواهید شد و دیگر لزومی به دروغ گفتن نیست .گفت گو یکی از راه حل ها است برای دروغگویی بهتر است حسابی فکر کنید و واکنش ها و حوابهای او را پیش بینی کنید بعد شروع به صحبت کنید در گفت و گو خود خط قرمزها و حد ها را برای م مشخص کنید و به مهسرتان بگویید در جه مواقعی جایز به دروغ گفتن نیست و شما او را بابت ان نخواهید بخشید صبر داشته باشید و به او فرصت جبران بدهید تا خوو را اصلاح کند اگر دروغگویی او تبدیل به یک عادت شده است او را نزد یک مشاور ببرید تا این موضوع حل شود .
1397/5/29 09:14  مدت زمان عضویت:164 روز
1
سلام خانم نصری عزیز من حدود هشت ساله که ازدواج کردم دو تا بچه دارم. شوهرم یه آدم فوق‌العاده عصبی هست. اوایل خیلی دست بزن داشت خیلی بد دهن بود که چندین بار منو زد که بدنم سیاه و کبود میشد و میرفتم قهر که میومد دنبالم برمیگشتم خونه. توو این چند سال هر مدتی با یه خانمی در ارتباط هست دلیلشو میپرسم میگه چون شغلم آزاده دارم باهاش کار میکنم. ولی میبینم پیامهایی که ردوبدل میکنن، تلفنهای طولانی دور از چشم من. دیگه خسته شدم. بعد از مدتی با این دعواش میشه دوباره یکی دیگه. خواهش میکنم بهم راهکار بدین. براش هیچی کم نمیزارم.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/30 02:28  مدت زمان عضویت:411 روز
1
سلام دوست عزیز خیاتت مردان به این معنا نیست که دیگر عاشق همسرشان نیستند بلکه از وضعییت کنونی خود رضایت ندارند .خیانت معمولا در زمانی اتفاق می افتد که روال زندگیشان یکنواخت شده مخصوصا زوجینی که دارای فرزند هستند و عواطف انچنان که باید مورد توجه قرار نمیگیرد .مردها عاشق همسررخود هستند ولی نمیدلنند چگونه مشکلات رابطه شان را برطرف کنند برای همین برای پر کردن خلا به بیردن از ازدواجشان پناه میبرند .پس با او صحبت کنید و دلیل این کارش را از او سوال کنید شاید موردی باشد که شما از ان بی اطلاع هستید و یا اینکه او نمیداند که دارد خیانت میکند.پس ارامش خود را حفظ نمایید و با احترام از او سوال کنید.
1397/5/28 22:38  مدت زمان عضویت:163 روز
0
سلام من چندتا سوال داشتم یکی اینکه من میدونم که حداقل چند درصد از گذشته من یا میشه گفت کلیات گذشته به فردم مربوط میشه و من میترسم که جزعیات رو بهش نگم چون پبش وجدان خودم حس میکنم دارم سرش کلاه میذارم اگه جزعیات راوابط قبلیم رو نگم میخواستم ببینم واقعا لازمه کارایی که با افراد قبلی میکردیم و عمیق بودن یا سطحی بودن رابطمون رو به همسرمون بگیم؟چه زمانی مناسبه واسه گفتن این مساعل مثلا بزارم قبل از عقد یا بزارم‌بعد عروسی بهش بگم؟و اینکه چجوری و با چه ادبیاتی بهش بگم که واقعا بدونه من از گذشته پشیمونم و چوب سادگیم و احساسات بچگانم رو خوردم و بهم اعتماد کنه و دیدش نسبت بهم منفی نباشه و بفهمه واقعا از گذشتم پشیمونم و منو ببخشه؟؟خواهش میکنم در این مورد راهنماییم کنین ممنون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/30 02:15  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز اینکه جزئیات رابطه را بگویید نیازی نیست فقط میتوانید علت پایان دادن رابطه را بگویید کافی است و اگر کنجکاوی کرد محاسن رابطه فعلی را به او بگویید .شاید کاری در قبل کرده باشی که اشتباه بوده است لازم نیست در زمان حال ان را پس دهیم یا بخواهیم جبران کنیم در واقع ما نون کارهای قبلمان را نمیخوریم .وقتی از شما سوال میشود که قبل از این رابطه داستی یا نه از الفاظ استفاده نکنید و با او صحبت کنید و بگویید رابطه داشتم و این مدت طول کشیده است و به این علت تمام شده است و خیالت راحت که من در ذهنم هم این رابطه را تمام کردم .پس وارد جزئیات نشوید.
1397/5/26 15:55  مدت زمان عضویت:162 روز
1
سلام.خوب هستید؟ببخشین من یه سوال برام پیش اومده که نمیدونم چیکارکنم .با یه پسری اشناشدم به مدت یک هفته که به علت وضعیت اقتصادی پیش اومده میدونم یکم دستس تنگه.ولی هرسری که میپرسه کجا بریم مجبورم بگم کافی شاپ.چون مجبورم بگم ماشینشم فروخته.الان این سوال برام پیش اومده که اگه بهش بگم میدونم دستت تنگه زیاد نریم بدعادت میشه یانه؟اگه هم نگم فکرمیکنه بی ملاحظه ام و درکم ضعیفه.ممنون میشم راهنماییم کنید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/28 01:31  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز شما یک هفته بیشتر از اشناییتون نمیگذرد چطور تشخیص داده اید که وضعییت اقتصادی او چگونه است شما نباید خودتان را خیلی سطح پایین بگیرید درست است که باید شرایط طرف مقابل را در نظر بگیرید اما نه در این حد .سعی کنید طوری با او باشید و برخورد کنید که اگر رابطتان به ازدواج رسید از شما توقع نداشته باشد که هیچ خرجی برایتان بکند ‌.پس نه افراط کنید نه تفریط در رابطه خود تعادل را داشته باشید اجازه دهید انچه که باید انجام بدهد را انجام دهد
1397/5/25 22:51  مدت زمان عضویت:252 روز
0
سلام خدمت خانوم نصری عزیز و مشاوران خوبشون. جلسه هشتم رو هم دیدم و تکنیک فراموش کردن گذشته رو یادگرفتم و واقعا موثره. رازهای مردان رو یادگرفتم و شناسایی کردم که در همسرم کدومها هست و اینکه از این به بعد با شناخت این رازها در ارتباط با همسرم بهتر عمل کنم.
گله ها و شکایتهامو دیگه کنار میذارم و اوقات خودم و همسرمو دیگه با این گله ها تلخ نمیکنم. و بحث سیاست رفتاری هم خیلی برام جالب و مفید بود و تصمیم دارم منم از این به بعد از سیاست های رفتاری استفاده کنم و دل خانواده ی همسرم رو بدست بیارم تا روابطم با خانواده ی همسرم خوب بشه و خلاصه از سیاستهای رفتاری به بهترین نحو تو زندگیم استفاده میکنم چون نتیجه های لذت بخشی داره. و فهمیدم که برای برنامه ها و ارتباطمون حرف بزنیم و برنامه ریزی داشته باشیم. و اینکه مثل دلال ها به هم عشق نورزیم و خودکنترلی رو هم تو روابطمون همیشه رعایت کنم.
خیلی ممنونم از آموزشهای خوب و مفیدتون خانوم نصری عزیزم
1397/5/25 15:40  مدت زمان عضویت:175 روز
0
سلام خانم نصری عزیز وقتتون بخیر من دختر 20 ساله ای هستم که بااستفاده از پکیج زنان باهوش به انتخاب خودم مطمئن تر شدم که دوست برادرم هست و من واقعا عاشق این آقا هستم و ایشونم به من علاقه دارن فقط بخاطر برادرم نمیتونن پا پیش بذارن چه برای خواستگاری چه برای آشنایی قبل از ازدواج چون ما یه سری باهم صحبت کردیم و من از سر بی تجربگی به یکی از دوستام گفتم و از طریق دوستم به گوش داداشم رسید و دعوای خیلی بدی شد جوری که برادر من رفته بود دمه مغازه پدر دوستش برای دعوا که زدیم زیرش جفتمون و اون ادمی که بهش خبر رو رسونده بود که اون اقام دوستش بود رو زده بود من واقعا دوست داداشمو خیلی دوسشدارم و نمیخوام برای دختر دیگه ای بشه یک عکس دیدم که فکر کردم دوستش ازدواج کرده حالم بد شد و دوستش میگفت اگه من بیام سمت تو به من میگن ناموس رفیقتو دزدیدی میشه شما بگید من چیکار میتونم کنم؟لطفا کمکم کنید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/5/27 17:57  مدت زمان عضویت:411 روز
0
سلام دوست عزیز اینکه شما فرمودید اگر دوست برادر شما به خواستگاریتان بیاید میگویند ناموسش را دزدیده کاملا اشتباه است هر دختری میتواند خواستگاران زیادی داشته باشد حتی از اقولم و دوستان باشند .دوست برادرتان میتوانند از طریق خانواده خودشان اقدام کنند و با برادرتان صحبت کنند ک اجازه خواستگاری بگیرند .حتی ذکر کنند که با توجه به دوستی برادرتان خیال اسوده تری دارند چون شناخت بیشتر دارند.
برنامه های مرتبط