شماره تماس پشتیبانی
02188915004
  • دوره ها
  • کلوپ دانشجویان نامزدی هدفمند

کلوپ دانشجویان نامزدی هدفمند

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
اطلاعات برنامه آموزشی
زمان برنامه 12:24
نوع برنامه ویدئو
تعداد قسمت 27
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!

پریسا نصری

مدرس این برنامه

عضو هیئت مدیره سازمان مردم نهاد خانواده موفق با همکاری استانداری تهران با هدف تحکیم بنیان خانواده
فعالیت در حوزه بالا بردن آمار ازدواج و پایین آوردن آمار طلاق
دارای 8سال سابقه ی مطبوعاتی و فرهنگی
مدیر روابط عمومی مجله روانشناسی شادکامی
مدیر اجرایی انتشارات فریور
عضو سرای روزنامه نگاران کشور

صفحه مدرس
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
درباره این برنامه

این کلوپ فقط ویژه بانوان می باشد، و از مردانی که دوره جامع را برای بانوی خودشان تهیه می کنند، درخواست میکنیم حتما به نام خود بانوی خود دوره را تهیه کنند که بتوانند از این کلوپ بهره مند شوند.

 

بیشتر زنان باهوش به روش سخت و از طریق تجربه‌ی دست اول باهوش می‌شوند. و آن‌ها آسیب‌هایی با خود دارند كه تایید کننده این مسئله است‌ ـ خاطرات ناراحت‌كننده‌ای از بی‌خوابی‌های شبانه، اشك‌ها، سردرگمی، خشم، تردید به خود و اضطراب.

بدون شک آن‌ها درباره‌ی زندگی، عشق و ارتباط، تجربه‌های زیادی كسب كرده‌اند، اما برای دستیابی به چنین تجربه و خردی بهای سنگینی پرداخته‌اند.

ما باور داریم روشی راحت‌تر برای باهوش شدن زنان وجود دارد؛ روشی راحت‌تر تا اطلاعاتی به دست آورید كه برای مدیریت خردمندانه‌ی ارتباطاتتان به آن نیاز دارید، بدون اینكه مجبور شوید با حوادثی آسیب‌زا كه اغلب با كسب چنین آگاهی و خردی همراه است، مواجه شوید؛ آگاهی و خردی بدون درد و ناراحتی، درك و تفاهمی بدون دلشكستگی، بینشی بدون احساسات آسیب‌زا.

باهوش‌ترین زنان می‌دانند كه مجبور نیستند برای باهوش شدن آسیب ببینند، سردرگم شوند یا ناراحتی و رنجی را تحمل كنند.


به زندگی روزه مره تان نگاه کنید:

  • مثلا در ارتباط قبل از ازدواج و دوران نامزدی، بارها شده که مردی را دوست داشتید، و در مراحل آشنایی از دست دادید.
  • و یا در مراحل نامزدی، ارزش هایتان را زیر پا می گذارید و بعدها دچار نگرانی و مسائل خاص می شوید.
  • و یا اینکه نمی توانید با نامزد خودتان ارتباط درستی برقرار کنید.

به نظرتان چگونه زنان هوشمند ارتباطات خود را در دوران نامزدی شکل می دهند و اختیار خود و زندگی شان را در دست دارند؟


اطلاعاتی که امروزه کم و زیاد، غلط یا درست در گوشه کنار اینترنت و شبکه های مجازی پخش شده است که معمولا 99 درصد اشتباه و با موقعیت فردی هر فرد انطباق ندارد.
زنان باهوش، خرد جمعی دانش اموختگان دوره نامزدی هدفمند و راز و رمز جذابیت برای مسائل قبل از ازدواج و نامزدی هدفمند است که برای رسیدن به یک ازدواج موفق آماده سازی شده است.
زنانی که با آگاهی کامل، دوره های توانمندسازی خودشان را گذرانده اند و الان می خواهند به همنوعان خود کمک کنند تا یک زندگی شیرین را تجربه کنند.
این بخش از وب سایت را با عنوان کلوپ زنان باهوش نام گذاری کردم .
و در این بخش تمرکز بر راه حل ها و مکمل های آموزشی برای هر چه توانمندشدن زنان باهوش داریم.

در این کلوپ سه بخش وجود دارد:
1- همفکری دانشجویان برای نامزدی هدفمند: در این قسمت همه دانشجویان دوره میتوانند سوالات خود را درج کنند و دیگر دانشجویان با تمرکز بر مسئله موجود، راهکارهای اصولی خودشان را طبق آموزه های نامزدی هدفمند به دیگر زنان باهوش انتقال دهند.


2- گزارش پایانی دانشجویان: در این قسمت دانشجویان گزارش نهایی دیدن دوره را درج می کنند، و اینکه دوره نامزدی هدفمند برایشان چقدر موثر بوده است و چه آموخته هایی از این دوره بدست آوردند را در اینجا ذکر می کنند.
به دوستانی که گزارشات دیدن هر جلسه را در پارت آخر هر جلسه درج کنند و گزارش نهایی دوره را در این قسمت درج کنند، هدیه ای از طرف استاد نصری با عنوان دوره غیر حضوری ارتباط موثر در پروفایلشان درج می شود.


3- پاسخ ویدئویی و صوتی به سوالات مهم و پرتکرار: در ادامه، برخی سوالاتی که اهمیت بالایی برای یادگیری دیگر زنان باهوش دوره نامزدی هدفمند، توسط استاد پریسا نصری به صورت مستقیم پاسخ داده می شود.

این کلوپ به صورت مستقیم توسط استاد پریسا نصری پاسخ داده می شود.
همچنین این کلوپ فقط ویژه زنان باهوشی است که در دوره غیر حضوری نامزدی هدفمند و راز و رمز جذابیت شرکت کرده اند و از مفاهیم و مطالب این دوره استفاده کرده اند.

قابل توجه است، زنان باهوشی که به تازگی در دوره غیر حضوری نامزدی هدفمند شرکت کرده اند، ظرف 24 ساعت در این گروه قرار می گیرند، تا بتوانند از آموزه ها و همفکری های این گروه استفاده کنند.

نمایش بیشتر
جلسات این برنامه

همفکری دانشجویان برای نامزدی هدفمند

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

درج گزارش و نظر در جلسات

00 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

گزارش پایانی دانشجویان

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل شماره 1 ویژه دانشجویان

00 ساعت و 17 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ1- رفتارمان در جامعه

00 ساعت و 05 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ2 - لغزش

00 ساعت و 06 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ3 - تغییر رفتار نامزدم

00 ساعت و 06 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ4 - ارتباط دوباره در یک ارتباط بهم خورده

00 ساعت و 01 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ6 - برقراری ارتباط و فن بیان

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ7 - ارتباط با فرد بدبین

00 ساعت و 05 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 8 - ابهام در قانون 5

00 ساعت و 01 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ9 - نگران سرد شدن احساس بین من و نامزدم هستم

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 10 - من در خارج از کشورم و ...

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

مکمل آموزشی: رابطه عاطفی

00 ساعت و 12 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 11 - وابستگی و رفتار با نامزد

00 ساعت و 03 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 12 - نامزدی در کشور نروژ

00 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

پاسخ 13 - شبکه های مجازی

مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه اول

01 ساعت و 23 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه دوم

01 ساعت و 27 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه سوم

01 ساعت و 07 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه چهارم

01 ساعت و 04 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه پنجم

01 ساعت و 22 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه ششم

00 ساعت و 58 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هفتم

00 ساعت و 59 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه هشتم

00 ساعت و 59 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه نهم

00 ساعت و 59 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن

فایل صوتی - جلسه دهم

00 ساعت و 53 دقیقه
مشاهده نشده
نیاز به مشترک شدن
میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1398/1/26 12:27  مدت زمان عضویت:202 روز
0
سلام عزیزم ، خسته نباشید.
من 34 سالمه و نامزدم 33 سالشونه، یک ماهی هست نامزد کردیم، چندماهی قبل از نامزدی باهم دوست بودیم برای آشنایی ، الان مشکلم اینه نامزدم تو جمع های خانوادگیمون شرکت نمیکنه ، میگه من اهل رفت و آمد نیستم جاهای ضروری رو میریم، حتی عید دیدنی خونه ی هیچکدوم از اقوامش نرفتیم و به اصرار من اواسط عید خونه 4-5 تا از اقوام درجه یکم رفتیم، چه خونه ی ما مهمونیه خانوادگی باشه چه کسی دعوت کنه شرکت نمیکنه و میگه تو برو حالا سر فرصت مناسب دوتایی میریم. حتی خونه ی خواهرم پاگشا دعوت بودیم نیومدن و بهونه ی کار آوردن. ما خانوادگی رفت آمد داریم و این موضوع برای من مشکل ساز شده و همش باید به اطرافیان توضیح بدم که چرا نامزدم نیومده. میشه راهنماییم کنید؟ ممنون میشم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/27 12:13  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز با توجه به صحبتهایی که داشتید همسر شما صزفا فقط از زمانی که با شما نامزد کرده است به این صورت رفتار میکند نیست رفتارهای او ریشه در کودکیش دارد شما بهتر است با او صحبت کنید و دلیل اینکه او دوست ندارد و اجتناب میکند از امدن به مهمانی و در جمع قرار گرفتن را بپرسید اگر او دلیل قانع کننده ای را داشت سعی کنید در مورد ان صحبت کنید و اگر موردی است که او را ازار میدهد سعی کنید ان را برطرف کنید .اگر با صحبت کردن به نتیجه قطعی نرسیدید بهتر است به یک روانشناس مراجعه کنید تا با کمک او بتوانید این موضوع را ریشه ای حل نمایید .
1398/1/26 12:02  مدت زمان عضویت:461 روز
0
سلام. من هانيه ٢٢ ساله هستم از كشور استراليا. يك سؤال ازتون داشتم ولي براي اينكه شما اطلاعات درستي داشته باشيد براي پاسخ درست با توجه به شرايط موجود بايد به طور خلاصه همه چيز رو تعريف كنم. مادر من در سن ١٨ سالگي وقتي من رو حامله بود پدرم فوت شد و بعد از به دنيا آمدن من مادرم من را به خانواده پدري ام سپرد و رفت. من تا ١٨ سالگلي در خانواده ي صميمي و با اصالت پدريم يعني مادر بزرگ پدربزرگم زندگي ميكردم. تو اين ١٨ سال مادرم ازدواج كرد و بچه دار شد و با همسرش مقيم كشور استراليا شدن و بعد از چند سال كه مادرم از همسرش جدا شد و با پسر ٧ ساله از همسر سابقش و دوست پسر جديدش زندگي ميكرد تصميم گرفت من رو بياره استراليا. من در ١٨ سالگي اومدم استراليا و بعد ١ سال ايشون از من خواست كه خونه رو ترك كنم و گفت من ميخواستم بهت اين شانس رو بدم كه تو اين كشور رشد كني چون كاري برات نمرده بودم ولي الان بايد بري از اينجا. من ايشون رو خيلي دوست داشتم و هميشه ارزو داشتم با ايشون زندگي كنم و بعد از ترك خانه مادرم افسردگي شديد گرفتم و از خدا ميخواستم حالمو خوب كنه و در عين حال سخت كار ميكردم و درس ميخوندم. مادرم يك بارم بِه من زنگ نزد كه حتي بپرسه كجام و من هيچ كس رو تو غربت نداشتم. ٩ ماه بعد يك پسر إيراني تو رستوراني ك من كار ميكردم من رو ديد و از من خوشش اومد. بعد ٣ ماه تلاش و اصرار ايشون من تصميم گرفتم ك باهاشون آشنا بشم. ٧ ماه اول آشنايي فقط بيرون از خونه هم رو ميديديم و هيچ رابطه اي بينمون نبود. بعد از ٧ ماه وقتي ك من ٢١ سالم بود و ايشون ٢٠ با پيشنهاد ايشون تصميم گرفتيم كه با هم صيغه كنيم و من تو ايران يك آخوندي رو پيدا كردم كه تلفني مارو صيغه كردند. من قبل ايشون باكره نبودم و با خودم گفتم مسئله اي نيست كه باهم باشيم و من ايشون رو تو اين ١ سال تا حدي شناختم و محك زدم. ايشون نميدونست ك من باكره نيستم و وقتي بهش گفتم خيلي ناراحت شد و تا چند ماه پرخاشگر شده بود و بعد با پيشنهاد من ب مشاوره رفت و بعد يك مدت اين قضيه رو پذيرفت و بعد از اون حتي يك بار هم راجع به اين موضوع بحثي نكرد و خودش ب من گفت ك اين موضوع بك موضوع تموم شدست براي ايشون. الان من ٢٢ سالم هست و ايشون ٢١. وقتي ايشون با من آشنا شد يك پسر ١٨ ساله بود كه در يك پيتزا فروشي كار ميكرد و بعد از آشناييمون من انگيزه زندگي سأختن رو تو ايشون ديدم و الان تويك شركت كار ميكنه كه پول خيلي خوبي بهش ميدن و همچنين كاشي و سراميك نصب ميكنن و درامد خيلي خوبي دارند كه اين به تازگي اتفاق افتاده. هدف ايشون جمع اوري يك سرمايه هست تا بنوته business واردات و نصب كاشي و سراميك رو به استراليا انجام بده. من و ايشون باهم بزرگ سديم و در كنار هم پله هاي پيشرفت و موفقيت و پيروزي رو چه از لحاظ مالي و چه عاطفي رو پله پله باهم داريم بالا ميريم. تو اين ٢ سال احساسمون كم رنگ نشده كه هيچ روز به روز بيشتر براي تشكيل زندگي مشتركمون تو آينده داريم تلاش ميكنيم و عشقمون روز ب روز بيشتر و بيشتر ميشه به هم. ايشون درسته كه فقط ٢١ سالشه ولي از لحاظ شخصيتي واقعا يك مرد پخته و با مسئوليته. ما باهم در مورد ازدواج صحبت كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه بهترين ٢ سال ديگه ازدواج كنيم تا هم ايشون شرايط شغليشون ثابت بشه و هم من درسم رو تا سال ديگه تموم كنم و در يك شركت استخدام بشم و شرايت شغلي و اجتماعيم شكل بگيره و مهم تَر از همه سنمون سن ازدواج باشه و در اين صورت خانواده هاهم مانع نميشن وقتي همه جوره شرايط فراهم باشه و به نظر جفتمون اين عاقلانه ترين تصميمه. خانواده هاي جفتمون در جريان اينكه ما صيغه كرديم ولي فقط براي اشنايي. يعني در جريان رابطه جنسيمون نيستند. خوانواده ايشون هم من رو خيلي دوست دارند و چند بار با مادر ايشون صحبت كردم و فكر نميكنم مشكلي از طرف خانواده ها با ازدواج ما دوتا در صورتي كه سن و شرايط ازدواج رو داشته باشيم باشه. چون نامزد من چندين بار گفته كه مادرم ميگه من تا شرايط رفاه و اداره يك خانواده رو نداشته باشم نمياد برام خواستگاري. ما تو رابطمون خيلي از هم راضي هينين و به قولي سرد و گرم روزگار رو باهم چشيديم. فقط ميخواستم نظر شما رو در اين تصميمي كه ما گرفتيم هم بدونم كه از نظر شما درسته ادامه اين رابطه به اين شكل براي ٢ سال ديگه يا خير؟! خيلي ممنون
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/27 12:03  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز بنده سوال شما را پاسخ داده ام
اگر شما در سن ازدواج قرار ندارید چرا صیغه کرده اید پس این دیدگاه شما کاملا اشتباه است شما هر انچه که یک مرد نیاز دارد را در اختیارش قرار داده اید دیکر موردی نمانده است که او بخواهد به خاطر ان ازدواجتان را رسمی کند .او هر موقع که ارادا کند میتواند از زندگی شما برود .بهتر است اگر تصمیمتان برای ازدواج قطعی است خانواده ها را در جریان بگذارید و ازدواجتان را دائم کنید .چه تظمینی وجود دارد که او بعد از مدتی شما را ترک نکند پس اجازه ندهید از شما سو استفاده شود .پس بهترین راه این است که شما هرچه زودتر جایگاهتان را در رابطه مشخص کنید .موفق باشید.
1398/1/25 15:42  مدت زمان عضویت:414 روز
0
سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز.
یه راهنمایی میخوام و خیلی بهش احتیاج دارم ممنون میشم که کمکم کنید.من با یه آقایی در ارتباطم. رابطه ی عاطفی مون خیلی خوبه. خیلی راحت باهم ارتباط و گفتگو برقرار میکنیم. و ایشون سواد عاطفی بالایی دارن.من سه سال از ایشون بزرگتر هستم. اما طبق گفتگوی پریسا جون تست هم دادیم و گفتن که مشکلی برای ازدواج نیست. و من خودم هم اعتماد به نفس کافی دارم ک این مساله تا حالا اصلا اذیتی برام نداشته. ایشون دانشجوی فوق لیسانس حقوق دارن و دارن درس میخونن برای آزمون دکتری. منتها خدمت سربازیشون هنوز مونده.که شش ماه کسری خدمت دارن. الان این آقا اومدن خواستگاری من.خیلی بهم علاقه داریم. میخوام راجب تصمیم به ازدواج و نامزدی بهم کمک کنید که بااین شرایط خدمت سربازی...آیا ازدواج کردن درسته؟ آیا ازدواج نکنیم تا بعد این سالها و تموم شدن دکتراشون؟آیا نامزدی کنیم و عروسی رو به تاخیر بندازیم...که البته تو شهر محل زندگی ما نمیشه نامزدی رو خیلی طول داد....ممنون میشم پاسخگو باشید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/26 07:55  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز اگر از لحاظ او بزرگتر بودن شما موردی ندارد و این مسئله را کاملا پذیرفته است بهتر است اجازه دهید خواستگاری بیایند .همانطور که فرمودید نمیتوانید عقد بمانید پس اگر از لحاظ مالی مشگلی نیست حتما زندگیتان را اغاز کنید .ماندن در دوران اشناییت و دوستی بیش از 9ماه جایز نیست پس هرچه زودتر جایگاه خود را مشخص کنید .موفق باشید
1398/1/25 11:07  مدت زمان عضویت:260 روز
0
سلام وقتتون بخیر باشه
من و نامزدم الان چند سال هست که باهم در ارتباطیم ، البته از راه دور. و بخاطر شرایطمون خانواده ها نقش چندانی بینمون نداشتن و فقط خواسته خودمون بود که نامزد باشیم و‌ به ازدواج فکر کنیم ، ولی خب الان حس میکنم شاید این خودش مشکل ساز باشه.
ما از حدودا یک سال پیش حرف از ازدواج رو با جدیت بیشتری زدیم ، حتی گاها برنامه ریختیم و نامزدم میدونه چقدر داشتم خودم رو آماده می کردم برای ازدواج. حالا بعد از این مدت که قرار بود تابستان بیاد اینجا و ازدواج کنیم ، خودشون که هیچ صحبتی راجعش نکردن و وقتی هم که خودم صحبت رو پیش کشیدم ، بهم گفت الان خیلی پر عجله است و چیزهایی که به نظرم بهانه است. و وقتی یکی ، دو روز درست جوابش رو ندادم و واقعا ازش ناراحت بودم عذرخواهی کرد و گفت می تونیم برنامه ریزی کنیم و من راستش دلم براش سوخت و نتونستم با اون رفتار ادامه بدم. ولی الان باز انگار یادش رفته. در حال حاضر انگار گیجم و برنامه ام رو با زندگیم نمی فهمم ، انگار تضمینی نیست که واقعا سال بعد هم همینطور نباشه. و از طرفی نمی خوام فقط و فقط به اصرار من ازدواج کنیم. ممکنه راهنماییم کنید؟ واقعا ممنون میشم. نمیدونم باید چطور فکر یا رفتار کنم.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/25 15:12  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز بهترین کاری که شما میتوانید انجام دهید این است که با او گفتگویی داشته باشید و مدتی را برای او تعیین کنید اگر در این مدت او اقدامی نکرد ارتباطتان را ادامه ندهید .چه تضمینی وجود دارد که او با گذشت چند سال دوباره تمایل داشته باشد که با شما ازدواج کند .موفق باشید
1398/1/24 16:18  مدت زمان عضویت:8 روز
0
سلام عزیزم ممنون از محصول بسیار عالیتون.من و شوهرم بسیار بسیار بسیار سر مسائل ریز با هم مشکل داریم همش میگه هیچ وقت نباید رو حرف من حرف بزنی اخه مگه میشه.مثلا میگه این گل داره خشک میشه میگم نه این که خشک نیست کلی سرم دادو بیداد میکنه که تو همیشه رو حرف من حرف میزنی.کافیه یه روز تو خودم باشم جلو خانوادش میگه چرا باهاشون بد بودی خسته شدم دیگه. 5شنبه شب مادرش به من گفت ما جمعه میخوایم بریم عید دیدنی بعد از شام میاین گفتم اره ولی ما عصرش خونه عمم هم میخوایم بریم.جمعه شد به همسرم گفتم ظهر بریم بهشت زهرا بعد بریم خونه مامانم اماده شم بعد بریم خونه عمم از راه خونمون تا خونه مادرم سر موضوع گل به من کلی چیزی گفت که تو همیشه رو حرف من حرف میزنی دلیلی نداره من بخوام با تو حرف بزنم و فحش داد.اومدیم خونه مادرم اومد سریع رفت رو مبل نشست با حالت تند و عصبانی با هیشکی حرف نزد بعد هم خداحافظی کرد و ما رفتیم بهشت زهرا تو راه هیچ حرفی با من نزد.رفتیم اونجا خواهرمینام اومدن اونجا جلو اونا کلا با من بد بود محل من نمیزاشت چند بار گفتم هوا سرده برو پتو از تو ماشبن بیار نرفت خلاصه کارمون تموم شد تو راه برگشت بودیم زنگ زد به مامانش گفت شما ساعت چند میخواید برید مامانش گفت 9 بعد که قطع کرد گفتم میخوان ساعت چند برن گفت 8.30 گفتم محمد پس بهشون بگو برن الاف ما نشن ساعت 6.30 بود ما تازه اومدیم خونه مامانم که حاظر بشیم.گفت از بس شما یه جا میخواید برید لفت میدین گفتم وااا خب بگو اونا برن گفت نمیخوام الکی گفت بابام خونشونو بلد نیست گفتم خب خالتینا که هستن خلاصه عصبی بود و حرف خودشو زد باز اومد تو خونه مامانم تا ما اماده بشیم باز اخماش تو هم بود میخواستیم دو تا ماشبن بشیم سریع از این که به ماملنمینا بفهمونه که ما از خونه عمم میریم مهمونی که یه وقت فکر برگشت با ما نباشن بهشون گفت از همونور میریم خونه دایی ها منم گفتم اره بهشون گفتم میدونن.رفتیم خونه عمم مادرم و دختر خالم رفتنه تو ماشین ما بودن از اول صدای ضبط رو روشن کرده بود با صدای بلند فوتبال گوش میکرد چند بار گفتم صدارو کم کن دو بار مامانم ازش سوال کرد جواب داد با سردی.ما رسیدیم خونه عمم اونجا خیلی سنگین و رسمی نشسته بود به من محل نمیزاشت میوه براش پوست کندم یه گوشه نشسته بود فقط با یکی از داداشام حرف میزد به هیشکی اهمیت نمیداد منم خیلی ناراحت شدم چون همیشه هرچی میشه من تو جمع بروز نمیدم اصلا به رو خودم نمیارم چه تو خونه خودشون چه تو خونه خودمون گذاشت ساعت 5 دیقه به 9 گفت بریم اومدیم از خونه بیرون سریع زنگ زد به باباش گفت ما داریم میایم وای انقد من ناراحت شدم گفتم مگه نرفتن گفت نه گفتم وا پس چرا نگفتی مامانمینا با ما بیان جاشون تنک نشه سرم داد زد گفت اه مگه من میدونستم میخواستم همون موقع بگم خیلی دروغگویی تمام فشار روم بود گفتم بزار امروز مثل خودش باشم تو ماشین مامانشبنا اومدن نشستن گفتم من فک کردم شما رفتین به محمدم گفتم بگو به خاطر ما وای نستن گفت نه من گفته بودم ساعت 9.من انقد ناراحت شدم دیگه تو کل راه هیچ حرفی نزدم مامانش دو تا سوال پرسید حواب دادم برگشتنی هم همینطور گفتم بزار یه بار مثل خودش بشم بعد صبح رفتم دم محل کار که مثل همیشه صبحانشو بدم گفت ور دار اینارم ببر من دیشب ازت حالم بهم خورد خیلی از همه بدتری اومدی خودتو گرفتی تو ماشبن خلاصه کلی بهم بدو بیرا گفتو رفت گفتم من یه روز خودت در برابر خودت بوم.گفتم بزار یه بار رفتارشو خودش ببینه.پریسا جون من همیشه تو همه بحقا پیش قدم میشم همیشه میرم منت کشی خیلی داغونم خیلی خسته ام.این گوشه ای از دعواهامونه.شوهر من مسائلو کش میده دست بردار نیس.
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/25 07:45  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز مواردی را که ذکر کردید بیشتر شبیه دردل و صحبت کردن در مورد یک روز خود بود اگر سوالی مد نظرتان است ذکر کنید با تشکر .
1398/1/23 19:22  مدت زمان عضویت:112 روز
0
سلام خانم نصری عزیز
ضمن تشکراز زحمات ومشاورهای شما و همکاران محترمان میخواستم در مورد یک موضوعی راهنماییم بفرمایید
حدودا 4 ماه که با آقای آشنا شدم که با اطلاع خانواده ام چند جلسه ای ایشون دیدم و تمام مواردی که در نامزدی هدفمند مطرح کردید. رعایت کردم وبیشتر سعی کردم شناختم کامل کنم وکمتر وارد مسائل احساسی شوم ولی ایشون میگه چرا نباید تو این ارتباط یک تجربه عاشقانه ای باهم داشته باشیم که من در جواب بهش گفتم دلیلی نمیبینم که هنوز ما شناخت کاملی بهم پیدا نکردیم وتصمیم قطعی نگرفتیم به عبارتی رسمیتی وجود نداره همچین رابطه ای شروع کنیم البته ایشون یک آقا 40 ساله هست که حدودا 30 سال از عمرش ‌خارج از کشور بوده وبا فرهنگی دیگه بزرگ شده ولی در هر صورت یک مرد ایرانیه از طرفی تو این مدت همش دنبال اینکه ببینه من پدرم مال واموال چی داره وسطح مالی ‌اقتصادی خانواده ام چطور هست با اینکه خودش تحصیل کرده است وشغل مناسبی داره با سطح درآمد خوب و کلا آدم فعالیه والبته آدم حسابگری هست چرا آنقدر کنجکاو مسائل مالی خانواده من هست
واقعا بعضی وقتها نمی‌دونم چطور با این مسائل برخورد کنم
مشکل دیگه ای که دارم اینکه خود من خیلی خیلی به خانواده ام وابسته هستم وحتی فکر می‌کنم اگر ازدواج کنم کوچکترین فاصله بین من وخانواده پیش بیاد یا حتی با خانواده ام زندگی نکنم حتما مریض میشم و دچار افسرگی شدیدمیشم
اگر در مواردی که گفتم راهنماییم کنید خیلی ممنون میشم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/24 07:52  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام‌ دوست عزیز اولا در مورد اینکه اجازه نداده اید که او با شما ارتباط جنسی برقرار کند کار بسیار خوبی کردی و همچنان به این روش ادامه دهید به هیچ عنوان قبل از اینکه به شما محرم شود اجازه چنین رابطه ای را به او ندهید او با هر فرهنگی که بزرگ شده باشد فرقی نمیکند چون شما و او هر دو ایرانی هستید و اداب و رسوم خود باید برخورد کنید .از اینکه او میخواهد اموال پدر شما را بداند بهتر است از او سوالکنید که ایا برایش مهم است که پدرتان چقدر دارایی دارد و او شما را به خاطر دارایی میخواهد یا اینکه صرفا ففط شما را دوست دارد فارغ از هر گونه مسائل مالی .در مورد اینکه شما کمیتوانید خانوادتان را ترک کنید باید عرض کنم که هر دختر و پسری باید زمانی ازدواج کنند و اینده خود را بسازند این قانون طبیعت است مگر در موارد خاص پس شما هم از این موضوع مبری نیستید پس باید بپذیرید که برای ادامه دادن با زندگی چنین شرایطی را قبول کنید در ضمن با دنیای ارتباطات امروزه دیگر دور بودن و ترک کردن معنا ندارد پس بهتر است تمرکز خود را بیشتر بر شناخت فرد نظرتان قرار دهید .
1398/1/22 10:15  مدت زمان عضویت:203 روز
0
سلام خانم نصری عزیزم واقعا ب راهنماییتون سخت احتیاج دارم.. خیلی خسته شدم.. دوساله که عقد کردم، و الان هشت ماهه که با شوهرم تونستیم یه خونه خیلی خوب بخریم.. اما الان هنوز داریم بدهکاری های خونه را میدیم و منم در فکر جهیزیمم که الان دیگه بابام پول زیادی ندارن.. مادرشوهرم اینا یه ساختمان پنج طبقه در حال ساخت از خودشون دارن.. و الان مستجرن.ولی نمیرن اونجا بشینن و میخوان بیان خونه من بشینن و من برم جای اونا.. بخاطر اینکه محله ی خونه ما بهتره و نزدیک خونه قبلیشون بوده.. و من واقعا حالم خرابه همش داره با شوهرم دعوام میشه.. شوهرمم میگه اگه رفتی تو خونه بابام بیست ملیونت میدم..اما من نمیتونم.من تمام طلاهاما فروختم برا خرید خونه هشت ماهه بهش دل بستم.. ولی شوهرم برا راضی کردن مامان و باباش حاضره تو خونه خودمون نریم.. تروخدا کمکم کنید چیکارکنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/24 08:07  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز بهتر است در این مورد با همسر خود گفتگو کنید و بگویید که دوست دارید در منزلی خودتان با عشق و علاقه تهیه کرده اید انجا سکونت کنید از او بخواهید به خواسته شما نیز اهمیت دهد .دوست عزیز تنها روش این موضوع گفتگو استالبته گفتگو با ارامش و احترام نه اینکه با لجبازی ..اگر همسرتان راضی نشد حتما از یک مشاور کمک بگیرید و حضوری مراجعه کنید .
1398/1/21 22:00  مدت زمان عضویت:517 روز
0
باسلام به استاد نصری عزیز.پکیج نامزدی هدفمند وهنرزن بودن خیلی راهگشا بود وتمامی موضوعات ازدواج به زبان ساده تر بیان شده که حاصل تجربه استاد نصری با خوندن کتاب های خیلی زیاد که برای ما ایرانی ها فرهنگ سازی شده .باتشکر از همه دست اندرکاران.
1398/1/19 16:59  مدت زمان عضویت:70 روز
0
سلام ،سلامو صد سلام ،،جلسه سوم نکات ریزو عالی داشت اینکه آدم بدونه چه موقع چه عکسل العملی داشته باشه عالیه،تیکه هایی که در مورد شاد بودن زن گفتید دقیقا درسته من به شخصه تو زندگیم دیدم اگر زمانی به هر دلیلی خیلی ساکت و آروم باشم غیر از اینکه همسرم و پسرم ازم سوال میپرسن چرا ساکتی و.....حتی خودم هم حس میکنم خونه بدون حضور شیطنتها و شادابی من نمکی نداره،و همچنین اینکه گفتید برا یه موضوع خاص که صحبتی میخواهید داشته باشید قبلش به اینکه چه چیزهایی باید گفته شود وتمرین نوع زبان بدن که باز خورد خوب داشته باشه واقعا نتیجه بخش هست دقیقا همین امروز من یه موضوع رو با دوستم میخواستم در میون بگذارم چن لحظه قبلش حرفهام رو خوب منسجم کردم وبعد از مطرح کردن نتیجه خوبی گرفتم فقط برا زبان بدن باید تمرین بیشتری داشته باشم ،،در آخر یه سوال دارم پریسا جانم شوهر من چند وقتیه یه تعداد پرنده گرفته هم اینکه وقت زیادی صرف نگهداری و تمیز کردن مکانشون میکنه هم اینکه با اینکه به تمیزیشون زیاد اهمیت میده راه پله حسابی بو گرفته یکی این موضوع منو ناراحت میکنه یکی هم اینکه زمانایی از وقتش که میتونه پیش منو پسرم باشه یا در رسیدگی به پرنده هاش هست یا با گوشی زیاد ور میره یا در حال کشیدن سیگار هست و من بارها با هر زبانی که فکر میکردم نتیجه بخش باشه و در حد نرمال این کارها را انجام بده این مسائل رو گوشزد کردم اما یا با گفتن چشمی که الکی هست یا لبخند یا هر چیز دیگه ای که فکرشو کنید سر پوش گذاشته و باز هم کار خودش رو انجام میده من واقعا دارم اذیت میشم و میدونم که من هر چقدر هم بگم اون باز کار خودش رو میکنه پس چیزی نگم بهتره اما با بی اعتنایی و عمل نکردن به این چند خواسته من واقعا عذاب میبینم،،من نمیگم اصلا این کارها رو نکنه میگم در حد نرمال به هر چیزی اهمیت بده بهش میگم ببین سیگار کشیدن زیادت باعث شده زخم اثنی عشر شدید بگیری که همین هم باعث لاغری زیادت شده تو هر چقدر هم دارو مصرف کنی تا سیگار رو ترک نکنی یا حداقل کم نکنی خوب نمیشی و این لاغر شدن زیادیت من رو هم اذیت میکنه الکی میگه سیگارم رو کم کردم در صورتی که نکرده ،،ترو خدا اگه راهکاری دارید حتما بهم بگید چون واقعا این موضوع خیلی اذیتم میکنه ،،ممنون عزیزم
1398/1/17 19:46  مدت زمان عضویت:70 روز
0
سلام پریساجانم امروز جلسه دوم رو گوش دادم و متوجه شدم که من تو خیلی از موارد زندگیم چه با همسرم چه دیگران عجولانه برخورد میکردم از همین لحظه تصمیم دارم که این اشکال رو بذارم کنار و اجازه ندم عجله داشتن با عث رنجش طرف مقابلم و متقابلا رنجش خودم بشه و میدونم که به یاری خدا و راهکارهای شما میتونم موفق بشم،و یکی دیگه اینکه نسبت به بازی برنده برنده که گفتید ذهنم به سمتی رفت که چطور میتونم از کلماتی استفاده کنم که تو این مورد موفق باشم وقتی که جلسات رو گوش میدم تمام حرفها و مثالهایی که توی کلاس آموزش دادید جلوی ذهنم میاد و باعث میشه توی ذهنم طبقه بندی منسجم تری داشته باشم ،ناگفته نماند که در مورد بازی برنده برنده بعد از گذروندن کلاسها تو زندگیم اجرا کردم و مثل قبل به خودم گرسنگی نمیدم تا شوهرم از کارش به خونه برسه یا زمانهایی که کار خاص داره بیخوابی به خودم نمیدم که کارش تموم بشه بعد بخوابم چون واقعا این مساله ای بود که من رو اذیت میکرد ،،مرسی که هستین
1398/1/17 10:58  مدت زمان عضویت:112 روز
0
A. m
سلام خانم نصری عزیز
خانم نصری جان من دوره نامزدی هدفمند شما رو تهیه مردم ‌واقعا سعی کردم به صحبتهای شما کاملا عمل کنم حدودا4ماه پیش با آقای در یک محیط کاری که قرار بود اونجا من مشغول بشم والبته به دلایلی خودم منصرف شدم ‌نرفتم آشنا شدم که پس از اینکه خانواده ام رو در جریان گذاشتم حدودا 6 جلسه همدیگر دیدیم ‌ظاهرا همه چیز خوب بود ‌خودش پیشنهاد میداد بریم بیرون وحتی پیکنیک و....تو یکی از این روزهای که قرار بود فرداش باهم بریم پیکنیک یک دفعه آقا غیبش زد و دیگه تلفنش در دسترس نیست 0
واقعیتش من خیلی ناراحت شدم چون احساس می‌کنم به من بی احترامی کرده ‌فقط دلیل این رفتارش میخوام بدونم بنظرتون پیگیر بشم یا نه ؟
پاسخ ها
سبا یعقوبی - مشاور سایت
1398/1/17 11:31  مدت زمان عضویت:329 روز
0
سلام دوست عزیز
بهتره از طرف خانواده ی ایشون یا محل کارشون پیگیر حالشون بشید ممکنه برای اینکار دلیلی منطقی و قابل توجیحی وجود داشته باشه با توجه به اینکه بیان کردین ارتباط خوبی بوده و خانواده های شما هم در جریان آشنایی شما قرارگرفته بودن بهتره زود قضاوت نکنید،ولی اگر متوجه شدید که عمدا موبایلشون رو خاموش کردن و ارتباط رو قطع کردن بنفع خودتونه که دیگ پیگیر ایشون نشین و به هیچ وجه به فکر شروع دوباره نباشید
موفق باشید
1398/1/16 18:06  مدت زمان عضویت:70 روز
0
جلسه اول رو امروز گوش کردم آرامشی عجیب گرفتم و هر موقع آرامش باطنی دارم از عصبیت و گله مندی فاصله میگیرم و به تبع وقتی این رفتار تو وجودم نمایان میشه حس میکنم و میبینم که همسرم رفتار باب میل من تو وجودش بیشتر دیده میشه
1398/1/16 17:54  مدت زمان عضویت:70 روز
0
سلام پریسا جونم ،من توی کلاسهایی که شیراز برگزار کردید شرکت کردم و رکورهایی رو که توی کلاس گرفتم همه توی مورد علاقه هام دسته بندی کردم این فایلها رو همه همه دانلود کردم که سر فرصت مناسب گوش کنم با اینکه سر کلاسها بودمو روکورد این جلسه رو سه بار گوش دادم بارم سیر نمیشم از بیان شیوا و عالیتون و جلسه اول فایلهای دانلودی هم.گوش کردم و تصمیم اینه که جلسات با چند بار گوش دادن بشن ملکه و جزءوجودم تمام صحبتها عالین مخصوصا قسمتی که گفتید تغییر رو باید از خودمون شروع کنیم و برای اینکه رفتار ایده آل رو ببینیم باید ایده ال باشیم خیلی به جون میشینه چون یکی مثل من همیشه عقیده داشتم که باید طرف مقابلم خوب باشه تا خوب باشم هر چند خیلی مواقع از خوبیهایی که میکردم اون چیزی که توقع داشتم نمیدیدم ولی الان متوجه شدم ایده ال بودن با خوب بودن فرق داره ،خوب بودن زیاد طرف مقابل رو پر توقع میکنه ولی از حرفاتون برداشت کردم که جوری باید بود که با رفتارم باید غیر از حرمت طرف مقابلم حرمت خودم.نیز زیر سوال نره ،،مرسی که هستین
1398/1/14 18:10  مدت زمان عضویت:258 روز
0
سلام خسته نباشید من چند وقت پیش از شما سوالی پرسیدم که کیس مورد نظرم رابطه جنسی و اینا میخواد و منم باید حقوق بخونم و از این حرفا حقیقتا باهاش صحبت کردم ایشون هم اون اخلاق پول و اینارو تقریبا ترک کرده و الان یه دوماهی هست که اصلا بیانش نکرده و وقتی فهمید خوشم نمیاد از این مدل شوخی دست برداشته هر شوخی رو باهام نمیکنه بحث حقوقم خودش بیخیال شده میگه مهم نیست تک بخونی یا ن مهم خودمم و ازت میخوام کمکم کنی به هدفم برسم و کنارم باشی نقریبا اخلاقاش رو بخاطر من تغییر داده ولی خب بازم بحث رابطه جنسی رو میگه با نامزدمم داشتم ولی خب به بکارت و اینا هیچ آسیبی نمیزنم خودم نمیخوام واقعا بحثشو هم که پیش کشید بهش گفتم رضایت قلبی ندارم گفت تا وقتی خودت راضی نباشی هیچ رابطه ای نمیخوام بازم میدونم راضی نمیشم به این آسونیا ولی نمیدونم ادامه دادن کار درستیه یا ن چون میگم اون بهونه های اول رابطه رو دیگه نمیاره و کلا بیخیال شده و همشم حرف از آینده میزنه و یجورایی من همش میگم صبر کن ببینیم خدا چی میخواد اونم همیشه میگه اره حق با توعه من تمام تلاشمو میکنم به تو برسم بقیش دست خدا الان نمیدونم دارم منطقی تصمیم میگیرم یا احساسی ولی خب بهش گفتم من رابطه ای نمیتونم باهات داشته باشم اونم گفت اوکی تا وقتی خودت نخوای منم مجبورت نمیکنم ولی خب شرایط ازدواجو ن من دارم ن ایشون یعنی منم اون 4سالو به هر حال باید صبر کنم دقیقا گیج شدم کار درستیه این 4سالو باهاش باشم یا ن کلا تنها باشم بهتره تا با کسی از خانوادم میخوام مامانم رو هم در جریان بذارم اونم مشکلی نداره میگه من نیومدم به بازیت بگیرم میخوای بگی بگو ولی واقعا تا درسم تموم نشه آینده تضمین شده ای نداشته باشم نمیتونم اقدامی کنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1398/1/17 08:01  مدت زمان عضویت:505 روز
0
سلام دوست عزیز شما باید تکلیف خودتان را روشن کنید که ایا ایشون را برای ازدواح میخواهید یا خیر شما نمیتوانید چهار سال از وقت خود و او را بگیرید و بعدتثمیم قطعی را بگیرید بهتر است کلیف رابطه کاملا مشخص باشد اگر نه شما و او شرایط ازدواح را ندارید رابطه را تمام کنید اگر هم شرایط نهیا است رابطه رابه مت ازدواج سوق دهید و تمرکز خود را بر روی شناخت کامل از او قرار دهید .به هیچ عنوان رابطه جنسی قبل از ازدواج را قبول نکنید مطمئن باشید با برقراری اولین رابطه جنسی هر چند سطحی او برای همیشه شما را ترک خواهد کرد پسری که دختری را برای ازدواج بخواهد رابطه جنسی را مطرح نمیکند موفق باشید.
1398/1/8 14:46  مدت زمان عضویت:85 روز
0
من جلسه ششم نامزدی هدفمند هستم و حسم اینه که چقدر فرصتهای بیشماری رو از دست دادم...
برنامه های مرتبط