شماره تماس پشتیبانی
02188915004

مردان از چه زنانی لذت می برند؟

نیاز به پشتیبانی دارید
پشتیبانی از طریق تلگرام
یا
تماس با شماره:
021-88915004
درباره این برنامه

سیاست های زنانه:
مردان از چه زنان لذت می برند؟

در این ویدئو پاسخی به این موضوع خواهم داد.

میخواهم به رایگان مشترک شوم!
رایگان
برای دیدن این برنامه رایگان روی دکمه بالا کلیک کنید!
با خبر شدن از ویدئوهای جدید

ثبت نظر و یا سوال

برای ثبت نظر ابتدا خود شوید.
1397/9/26 20:27  مدت زمان عضویت:1 روز
0
سلام من این ویدئوتونو گوش دادم ولی متاسفانه این موارد روی همسر من نتیجه عکس داد اون فکر میکرد چون بیدار میشم راهیش میکنم میخوام زودتر بره و کلا همیشه به من شک داشت با اینکه هیچوقت مورد مشکوکی ازم ندیده بود نبود که ببینه الانم دارم جدا میشم چون واقعا کم آوردم حتی یکسال و نیم مشاوره هم کاری نتونست بکن. البته اینم بگم که به شدت تحت تاثیر حرفای خواهرش بود
1397/9/25 10:44  مدت زمان عضویت:3 روز
0
سلام خانوم دکتر نصری من سه ساله که ازدواج کردم الان هم یک فرزند پسر هفت ماهه دارم منو همسرم باهم اختلاف عقیده داریم اون ادم مذهبی بوده ک تو عمرش هیچ کار خطایی نکرده و دیر ازدواج کرده و خیلی تو زندگی رو نیاز جنسیش سرکوب گذاشته حالا با کسی ازدواج کرده ک مذهبی نیس. من تو دوران دانشجویی با دختر پسرا بیرون میرفتیم حقیقتا دوس پسری داشتم اونم از رو خامی و دوست بد خودم همیشه کسیو میخاستم ک تا اخر عمر باهاش باشم و میدونستم از راه دوستی امکان ریسکش زیاده ولی خب احمق بودم و به قول ازدواج خام شدم البته رابطه کامل نداشتم در حد بوس و بغل بوده ما یکسال از زندگیمون خیلی با تنش گذشت و شوهرم خیلی منو اذیت کرد واقعا اذیت کرد و چندبار پامون به دادگاه باز شد من واقعا نمیخاستم بهش اسیب بزنم ولی انگار نمیتونست کنار بیاد و میگف حتی اگه از من جدا بشه نمیتونه خوب و سالم زندگی کنه خیلی منو دوس داشت و اصلا نمیتونست باور کنه ک من بهش جواب مثبت دادم من نتونستم رهاش کنم چون منم دوسش داشتم فک میکردم نباید تو اون شرایط رهاش کنم ما خیلی زود بچه دار شدیم متاسفانه همچنین ما پسرمونو خیلی دوس داریم و الان هم همو دوس داریم اما نه مث سابق عاشقانه نیس من خیلی درس خوندم خیلی زحمت کشیدم ولی الان خانه داری میکنم دلم میخاد حالا ک تصمیم گرفتم بمونم تو این زندگی، زندگیم پر از عشق باشه رمانیک تر بشه شوهرم احساس عقده داره و دینشو کنار گذاشته و همش میگه من جوانی نکردم فلان نمیتونه کنار بیاد نمیدونم باید چه کنم تا رابطمون قشنگ تر بشه به من میگه اگه تو جای من بودی طلاق میگرفتی یا درست زندگی میکردی گرچه اینم بگم خیلی درگیره با خودش نمیتونه راه درستو پیدا کنه خیلی با زنای دیگه چت میکنه اما خیلی جلو نمیره من به روش نیاوردم به جدایی هم نمیتونم فک کنم چون پسرمو خیلی دوس دارم سعی میکنم رفتارمو کنترل کنم و درست باشم تا پسرم اسیب نبینه اما نمیدونم چقد ممکنه
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/25 12:22  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/21 17:06  مدت زمان عضویت:64 روز
1
سلام لطفا در مورد کارها و رفتارهایی که یک زن بیش از پیش جذاب میکنه صحبت کنید
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/23 15:35  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/13 22:25  مدت زمان عضویت:14 روز
1
سلام خانم نصری عزیز
من دختری 28 ساله هستم ، از 18 سالگی پسر عموم که 1 سال از خودم بزرگتره از من خواستگاری رسمی کرد، با وجود اینکه واقعا علاقه ای بهش نداشتم اما با اصرار اون و مادرم و اینکه واقعا چشم وگوش بسته بودم قبول کردم، 21 سالم بود که نامزد کردیم و به خاطر یه سری مشکلات خانوادگی و یه سری خلقیات عجیب و غریب خودش و خودم و اینکه هر دو انقدر بچه بودیم که نمی تونستیم از رابطمون در مقابل بقیه مراقبت کنیم، بعد از یکسال ونیم نامزدی رو به هم زدم با تلاش و اصرار من.
بعد بازم شروع کرد به پیام دادن و زنگ زدن و التماس کردن که نباشی میمیرم و ......
منم ازش خواستم که بریم روانشناس و مشاور که اگه خواستیم دوباره با هم شروع کنیم حداقل رابطه معقولانه باشه، گفت خب تو جدا برو منم جدا میرم
هر چی اصرار کردم با هم بریم نشد
بعد از یکسال خودش گفت که دروغ گفته و اصلا دکتر نرفته و نیازیم نمی بینه دکتر بره.
منم گفتم پس کلا قید ازدواجو بزنیم
دوباره التماس و اصرارش شروع شد
با هم در ارتباط بودیم و تصمیم داشتیم که دوباره رتبطه رو رسمی کنیم تا اینکه الان یکسال و نیمه اون ارتباطشو با من قطع کرده و دیگه حرفی از دوس داشتن و.. نمیزنه ،خیلی به غرورم بر میخوره که 9 سال از عمرمو با کسی تلف کردم که بهش علاقه نداشتم . نمیخوام برگرده ولی فقط میخوام خودمو از نطر روحی قوی کنم
با تشکر
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/14 07:51  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/12 11:51  مدت زمان عضویت:16 روز
0
سلام خسته نباشین
من یه زن 40ساله هستم باسه تافرزند
17ساله ازدواج کردم تواین دوره مسائل ومشکلات زیادی باهمسرم داشتم
اعتیاد به تریاک دارن البته درحضورمن وفرزندانم مصرف نمیکنن
به شدت بهانه گیروبدزبان هستن هم نسبت به خودم هم فرزندانم
اداب معاشرتشون بالاست بامردم خیلی خوب حرف میزنن وکسی متوجه نمیشه که ایشون درمنزل اینقدربددهن وفحاش هستن
بی مسئولیت هستن باوجوداینکه شغلشون تاسیسات هست ودرامد داره اما اهل کارکردن نیستن
تواین چندین سال خیانت زیادداشتن البته من قبلا خیلی برخورد میکردم الان یه مدتی هست اصلا دیگه نه خودشون ونه گوشی موبایلشون روچک نمیکنم چون ارامش خودم ازبین میره
خانواده ام حمایت مالی میکنن ازمن
میخواستم ازتون مشاوره بگیرم که رفتارمن درقبال این شخصیت چه طوری باید باشه که بتونم ارامش زندگیم روحفظ کنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/12 12:24  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/11 09:05  مدت زمان عضویت:17 روز
0
سلام به شما بزرگوار
35 سالمه و 14 ساله ازدواج کردم همسر 40 سالشه. هر دو همکار هستیم در محیطی دانشگاهی. سه سال پیش از خانمی پیامی رو توی گوشیش دیدم عکس العمل شدیدی نشون دادم و این مساله هر شش ماه یکبار تکرار شد و تکرار شد و هربار همسرم به شدت ابراز پشیمانی کرد و البته به من گفت که اشتباه میکنم. اون هیچوقت توضیح اضافه ای نداد و درباره اش صحبت نکرد اما من هر وقت نگاهش میکنم از درون میشکنم. بهش بدبین شدم و هر کار میکنه بهش شک میکنم. ناگفته نمایند در روابط زناشویی و ... بیش از توانم به خواسته اش اهمیت میدهم مبادا که کمبودش را حس کند و سراغ دیگری برود. یک فرزند پسر 12 ساله هم دارم. چطور از شر این بدگمانی خلاص شوم. آیا هنوز هم ارتباط پنهانی را دارد؟ چگونه بفهمم؟ خیلی زیرک است
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/11 09:17  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/10 11:34  مدت زمان عضویت:18 روز
0
با سلام. بنده یک خانم 23 ساله هستم و در حدود 5 ماه با یک آقا آشنا شدم. ما برای اولین بار همدیگر رو در حدود 20 دقیقه دیدیم و در مورد مسائل کاری صحبت کردیم. و بعدش به دلیل مسائل کاری در حدود یک ماه کم و بیش، هفته ای یک بار یا کمتر با هم در ارتباط بودیم. بعد از اینکه حرف هامون صمیمانه تر شد بنده متوجه شدم ایشون 7 سال از من بزرگتر و همشهری بنده نیز هستند. از من خواستند که باهاشون ملاقات کنم و بیشتر آشنا بشم، من در ابتدا مخالفت کردم، چون به نظرم رسید خیلی زود و ناگهانی بوده، اما بعد از مشورت با مادرم بعد از 2 ماه برای ملاقات با ایشون رفتم. ملاقاتمون بسیار رسمی و نسبتا خشک بود اما اونجا متوجه شدم ایشون به تیپ مورد علاقم به شدت نزدیک هستند. یک آقای نسبتا رسمی، کت و شلواری، به وقتش خنده رو، با احترام، و نسبتا حساس روی اعمال و حرف هام و از نظر خانوادگی هم نسبتا از هم مطلع هستیم، و مورد تایید هم بودیم. از نظر کاری و شغلی در یک مسیر هستیم و در واقع ایشون در حال حاضر در مکانی هستند که بنده در آینده خواهم بود. مادرم که در جریانن موافق این ارتباط ساده برای آشنایی هستند، و خود این آقا هم از من خواستند یک مدتی تا سروسامون گرفتن کار جدیدی که راه انداختند، صبر کنم. من اما دچار یک واهمه هستم، درگیری بیش از حد ایشون با کارشون، و البته اختلاف سنی نسبتا بالایی که با هم داریم، بنده رو نگران کرده. ادامه ارتباط به نظر درسته؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/10 11:37  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز
موضوعی که مطرح کردید را نمیتوان با یک جمله پاسخ دارد.
برای آگاهی بیشتری از خودتان پیشنهاد میکنیم دوره زنان باهوش را شرکت کنید.
چنانچه علاقمند به تهیه این دوره بودید میتوانید با شماره تماس 02188915004 ارتباط برقرار کنید.
پیروز باشید
1397/9/3 15:43  مدت زمان عضویت:54 روز
0
حرفای شما صحیح ولی مردا اخلاقای متفاوتی دارن.شاید بااین کارکردن فک کنن ما وابستشون هستیم یعنی همون چسبنده بقول خودتون
1397/9/2 02:07  مدت زمان عضویت:81 روز
-2
سلام خانم نصری عزیز.من مجرد هستم و 25سالمه.از نظر ظاهری و خونوادگی و شان اجتماعی در سطح خوبی هستم ولی نمیدونم چرا کیسای ازدواج و خواستگارهایی که دارم اصلا ام رده ی من نیستن و خیلی پایینترن.خیلی از این موضوع نگرانم که کیس مناسبم رو پیدا نکنم.به نظر شما چطور میتونم کیس مناسب انتخاب کنم
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/9/3 08:33  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز اگر شما بخواهید منتظر بمانید که فردی که از هر لحاظ مناسب ازدواج باشد و تمام شرایطی که شما مد نظر دارید را برای ازدواج داشته باشد مطمعنا چنین فردی هیچ گاه پیدل نخواهد شد شما باید از میان خواستگارهای خود انکس که با عقاید و تفکرات شما و شرایط خانوادگیتان سنخیت دارد و بیشتر نزدیک است را برای ازدواح انتخاب کنید توجه داشته باشید که یک دختر تا مدت خاصی خواستگار دارد پس فرصتهای خود را از دست ندهید .موفق باشید.
1397/8/27 12:48  مدت زمان عضویت:31 روز
0
سلام خانم نصری من چندین بار این ویدئوی شمارو نگاه کردم وهردفعه بیش از پیش لذت بردم . مطلب را به زیبایی وخیلی شیرین بیان می کنید . واقعا میشه گفت استاد هستید . متشکرم استاد
1397/8/27 12:34  مدت زمان عضویت:31 روز
0
باسلام . تشکر از خانم نصری عزیز با بیان بسیار شیوا وشیرین . واقعه خسته نباشید خداقوت
من بسیار لذت بردم .ایشالله که خانمها توجه کنن
1397/8/21 09:39  مدت زمان عضویت:37 روز
-1
سلام خانم نصری من 40 سالمه از 7 سال پیش با یه دختر خانم که 3 سال و نیم از خودم بزرگتره آشنا شدم . ضمنا من یکبار ازدواج کردم . از 3 سال پیش که رابطمون عمیقتر شد به ایشان اعلام کردم که قصد ازدواج با شما را ندارم . حتی به مشاوره مراجعه کردیم که مشاور هم اعلام کرد زودتر از هم جدا بشین ولی این خانم حاضر به جدایی نشد و سعی در عوض کردن تصمیم من را داشت . حتی من را به خانه شان دعوت کرد موقعی که تنها بود و رابطه هم با هم داشتیم الان منتظر رفتن من برای مراسم خواستگاری میباشد . چند بار به بهانه های مختلف با ایشان دعوا کردم ولی بعد از یکی دو هفته دوباره به سمتم آمد و سعی کرد از دل در بیاره . من هم به خاطر احساس گناه و اینکه این دختر به من دل بسته نمیتوانم مستقیما بگم که من شما رو نمیخوام و به درد هم نمیخوریم . حتی از چند نفر هم پرسیدم که گفتند اصلا به همسن خودت ازدواج نکن ، دختر باید چند سال از خودت کوچکتر باشه . چند تا دختر از آشنایان به من معرفی کردند که به خاطر ایشان هنوز اقدامی نکرده ام . لطفا من را راهنمایی کنین .
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/21 10:03  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست گرامی هفت سال زمان زیادی است که از رتبطا شپا گذسته است .چطور شما که قصد ازدواج با او را نداشتید به منزلشان رفتید.هرچه زودتر با او صحبت کحید و احساس خود را در مورد او بگویید و به رابطه پایان دهید شما از همان سالهای ابتدایی باید رابطه را تمام میکردید .به او صادقانه دلیل این که دوست ندارید با او ازدواج کنید را بگویید و بیشتر از این با احساس او بازی نکنید.
سارا حسینی
1397/9/7 10:01  مدت زمان عضویت:21 روز
2
آقای محترم حالا که 7 سال با ایشون توی رابطه بودید و نیازهاتونو بعده طلاق تون برطرف کردید و عمرشون رو با شما تلف کردند و وابسته شما شدند تازه یادتون افتاده برید از در و همسایه بپرسید که ایشون چون بزرگترن مناسب شما هستن یا نه ؟!! شما که قصد وقت گذرونی با اون خانم رو داشتید از همون اول محکم به ایشون میگفتید تا دختر بنده خدا اسیرتون نشه. پسر ملکه انگلیس با یه دختر خانم که از خودش بزرگتره ازدواج کرده بعد شما که در جهان سوم زندگی میکنید خیلی اعتماد به نفست بالاست ماشاا...
1397/8/20 09:54  مدت زمان عضویت:38 روز
0
اینایی که شما گفتی، منم که مجردم دلم خواست ازدواج کنم :))
1397/8/15 03:29  مدت زمان عضویت:254 روز
1
سلام خانم نصری عزیز خدا خیرتون بده کار شما زندگی خیلیارو عوض میکنه و قابل تقدیره بنده پکیج کامل شما رو تهیه کردم متاسفانه شوهرم مشکل عقده حقارت داره و مشکلات زیادی از نظر مالی بوجود آورد ومن شخصیت زن امروزی دارم البته با سپردن تمام درآمدم به اون اختیار زندگی و تصمیم گیری به خودش دادم ولی متاسفانه خراب کرد و بدهی زیادی داره و الان 8ماهه که با زن صیغه ای به من خیانت میکنه من هر راهی بگید رفتم ولی فایده نداشت و الان به قصد جدایی خونه پدرم هستم و الان نمیدونم چکار کنم علت های خیانت بیشتر ورشکستگی و افسردگی و عقده حقارت که از بچگی همراهش بود میدونم و البته من فکر میکردم اخلاقش اینه و همینجور باهاش مدارا میکردم و تبدیل به مادرش شده بودم حالا بنظر شما جدایی به نفع من هست یا نه اگر پشیمون شد و برگشت بهش اعتماد کنم یا رهاش کنم ؟؟من 37ساله و شوهرم 40ساله و یک پسر 12ساله دارم که پیش پدرش هست ،،ایا امیدی به درست شدن هست،؟؟
پاسخ ها
راعی - مشاور سایت
1397/8/15 08:30  مدت زمان عضویت:382 روز
0
سلام دوست عزیز شما در ایتدای کار اشتباه کردید که تمام درامد خود را به دلیل اینکه او دارای عقده حقارت است را در اختیارش گذاشتید این افراد به هر چه دست پیدا کنند همیشه ناراضی هستند شما میتوانستید او را به یک روانشناس ببرید و از همان ابتدا او را درمان میکردید و همراه او بودید‌.ندا عزیز طلاق اخرین راه و بهترین برای شما نیست بهتر است بیشتر نتیجه کار خود فکر کنید .اگر او تمایل به برگشتن و ادامه دادن زندگی با شما را دارد بهتر است یک فرصت دوباره به او بدهید .و این دفعه در کنار او باشید و حتما برای علت و درمان این رفتار های او اقدام کنید .ولی اگر او حاضر به ادامه دادن رابطه نیست و تمایل دارد که طلاق بدهد ادامه مدهید و برای طلاق اقدام کنید.
برنامه های مرتبط